
نیره ساری
موضوع هدايت تحصيلي و انتخاب رشته به عنوان يک موضوع مهم در حوزه آموزش و پرورش، چالش جدياي بود كه از سال گذشته با اعتراضات گستردهاي از سوي خانوادهها و دانشآموزان روبهرو شد. وزارت آموزش و پرورش هم قول مساعد داد با در نظر گرفتن تدابير ويژه، شرايط طرح هدايت تحصيلي دانشآموزان را تغيير دهد تا فاكتور اجبار به اختيار تبديل شود، اما اين روزها باز هم دانشآموزاني كه دغدغه ورود به مقوله انتخاب رشته را دارند، معترض فقدان اختيارات لازم براي تصميمگيري در انتخاب رشتهاند؛ موضوع قابل اهميتي كه به گفته برخي خانوادههاي اين دانشآموزان تنها گريبانگير مدارس دولتي است و دانشآموزان مدارس غيرانتفاعي اختيار لازم را با هر سطح از نمره و معدل براي انتخاب رشتههاي مختلف دارند!
تابستان سال قبل در حالي به پايان رسيد كه برخي دانشآموزان به دليل نقص عملكردي در حوزه هدايت تحصيلي (بخوانيد اجبار تحصيلي) از رفتن به رشته مورد علاقه خود باز ماندند و به اصطلاح «موش آزمايشگاهي» آموزش و پرورش شدند. با ورود دانش آشتياني به آموزش و پرورش و تغيير در معاونت فرهنگي و پرورشي وزارتخانه بهعنوان متولي ساماندهي امور مشاوره و هدايت تحصيلي، اظهارنظرهاي مسئولان امر به استعداد، علاقه و نيز اجبار نكردن دانشآموزان در انتخاب رشته سوق داده شد و با اظهارنظر مسئولان مبني بر تغييرات عمده در بحث هدايت تحصيلي و شيوه ارائه آن به دانشآموزان، اميد آن رفت كه در سال جديد با بحران هدايت تحصيلي و اعتراض نسبت به اجباري بودن اين شيوه هدايت مواجه نباشيم.
دانشآموزان سرگردان بين مدارس و آموزش و پرورش!
با وجود اينكه وزارت آموزش و پرورش مدعي بود تدوين آمايش شغلي كشور و تأمين استانداردهاي لازم براي رشته فني و مهارتي جزو اهداف تعريف شدهاش براي جلب رضايت دانشآموزان و رغبت آنان براي ورود به اين رشتههاست، اما نه تنها بسياري از كارشناسان و مشاوران مدارس معتقدند هيچ چيزي نسبت به سال گذشته تغيير نكرده است، بلكه بسياري از خانوادهها با نگراني از سرنوشت فرزند خود نسبت به روند هدايت تحصيلي گلهمند هستند. گويا دانشآموزان باز هم در انتخاب رشته تحصيلي خود اختيار لازم را ندارند و همچون توپ بازي در زميني كه يك طرف آموزش و پرورش و طرف ديگر مدارس است، پاسكاري ميشوند. در نهايت هم با توجه به اتمام زمان ثبتنام مدارس مجبور به تسليم انتخاب تحميلي ميشوند.
يكي از والدين دانشآموزي كه طي روزهاي اخير در پروسه هدايت تحصيلي قرار گرفته است در تماس با روزنامه جوان ميگويد: معدل دختر من 18 به بالا است. ابتدا فرزندمان با ورود به سايت براساس علاقهمندي، رشته مورد نظر را انتخاب کرد. جالب اينجاست كه در فرم هدايت تحصيلي نيز گزينهاي به نام «ارزيابي والدين» وجود دارد كه يك نمره هم به آن اختصاص دادهاند، اما نظرسنجي از ما صورت نگرفت.
به گفته وي بسياري از دانشآموزاني كه حتي معدل بالاي 18 و 19 داشتهاند، از انتخاب رشته رياضي و تجربي بازماندند. در ادامه هم بعد از اعتراض گسترده در اين زمينه با صراحت مسئولان آموزش و پرورش مواجه شدند كه بر رندومي بودن انتخابها تأكيد كردهاند و مدارس را متولي اصلي در اين انتخاب دانستند. اما بهرغم مراجعه والدين به مدارس، پاسخ درستي دريافت نكردند و اين انتخاب را غيرقابل تغيير معرفي كردند.
حال آنكه چالشي كه اين روزها دانشآموزان و والدين را درگير خود ساخته تنها مشمول مدارس دولتي است و شرايط مدارس غيردولتي براي پذيرش دانشآموزان و هدايت آنها به سمت رشته مورد علاقه تفاوت فاحشي با مدارس دولتي دارد! برخي والدين كه روزهاست ميان چرخه آموزش و پرورش و مدارس تاب ميخورند، در تماسی که با آنها داشتیم میگویند: در بعضي از مدارس غيرانتفاعي دانشآموزان با حداقل معدل در اولويت ثبتنام رشته تجربي و رياضي قرار گرفتند و اين در حالي است كه دانشآموزي با معدل بالاي 19 در يك مدرسه دولتي از انتخاب اين رشتهها باز مانده است.
يك تير و 2نشان!
جالب اينجاست بهرغم اظهارات آموزش و پرورش مبني بر فراهم شدن حداكثر ظرفيت در برخي رشتهها، اما اين شرايط ميسر نشده و ارجاع به مدارس غيردولتي راهكاري براي تحصيل در رشته مورد علاقه در صورت كافي نبودن ظرفيت رشتهها و مدارس شده است كه اين خود يعني با يك تير دو نشان!
عجيبتر آنكه بنا بر شنيدهها در اين هدايت اجباري بخش عظيمي از دانشآموزان به سمت رشتههاي فني و حرفهاي سوق داده شدند، درحالي كه بعضاً در شهر و محل سكونت دانشآموز مدرسه فني و حرفهاي وجود نداشت تا دانشآموز در آن ثبتنام كند. در نهايت اعتراضاتي در برخي مناطق كشور ايجاد شد و عمده معترضان از اجبار آموزش و پرورش براي ثبتنام در رشتهاي خاص (به طور عمده فني و حرفهاي و انساني) گلايه داشتند.
لازم به ذكر اين نكته است كه براساس طيفي از قوانين و اسناد مهم چون قوانين برنامههاي توسعه دوم، چهارم و پنجم، قانون اهداف و وظايف وزارت آموزش و پرورش، نقشه جامع علمي كشور، سند تحولات بنيادين و برنامه درسي ملي قرار بود اقدامات متوليان اين امر بهبودي در روند هدايت تحصيلي و كاستن از دغدغه دانشآموزان و خانوادهها را به دنبال داشته باشد، اما نه تنها اين دغدغه ملي در جايگاه هدايت تحصيلي فراهم نشده است، بلكه در سايه فقدان مديريت عقلاني، شايستگي و علاقهمندي براي دانشآموزان به كنار رفته و خانوادهها و دانشآموزان در يك كلاف سردرگم احاطه شدهاند.
حال آنكه وقتي علاقهمندي دانشآموز، ارزيابي والدين و شرط معدل و نمرات تأثيري در اين هدايت تحصيلي ندارد، چه واژهاي را ميتوان جز هدايت اجباري و تحميلي انتخاب كرد؟!
در پايان بايد گفت هر چند كه هرم نيروي انساني كشور از نامتعادل بودن در رنج است و ورود به عرصه آموزش عالي براساس همين بيتعادلي صورت ميگيرد، اما برآورد و نيازسنجي رشتههاي موردنياز در كشور و ورود به عرصه فعاليت نبايد بهگونهاي باشد كه دانشآموزان مجبور به تحصيل در رشتهاي شوند كه هيچگونه علاقهاي به آن ندارند و لازمه برقرار کردن اين تعادل يك اقدام فرهنگي و پروسه برنامهريزي شده است تا در بلندمدت چرخه توزيع و تقسيمها تعريف شود.