
سعيد احمديان
در فوتبالي که از سر و کول آن بياخلاقي و هزار اتفاق ريز و درشت ضدفرهنگي بالا ميرود، بايد قدر فوتباليستهايي مانند محمد انصاري را بيشتر از هميشه دانست؛ بازيکني که ميآيد و يک مدرسه فوتبال را با نام يک شهيد افتتاح ميکند و هدفش را تربيت بازيکنان مؤمن و اخلاقمدار عنوان ميکند. محمد انصاريها و حرکتهايي از اين دست گمشده اين روزهاي فوتبال ايران هستند، فوتبالي که در چند سال اخير با قراردادهاي ميلياردي و بيضابطهاي که از جيب بيتالمال بسته ميشود، با سرعتي باور نکردني به سمت سقوط اخلاقي در حال حرکت است و متوليان و تصميمگيرندگان اين ورزش هم تماشاگر اين اتفاق هستند و تلاشي براي جلوگيري از انحطاطي که فوتبال ايران را دربر گرفته، انجام نميدهند.
هرچند برخي از آنها هم در رسيدن فوتبال به شرايط اخلاقي اسفباري که اين روزها دارد، دستي بر آتش دارند! در اين شرايط بايد محمد انصاري و مدرسه فوتبالي را که به نام شهيد مزين شده، پاسداشت و براي تکرار حرکتهاي از اين دست تلاش کرد تا روزگار فوتبال بيشتر از اين سياهتر نشود، فوتبالي که بازيکنان آن الگوهاي خيلي از نوجوانان و جوانان هستند، اما بازيکنان آن پروندههاي پربار از فساد در راهروهاي دادگاهها و کلانتريها دارند، فوتباليستهايي که درس بزرگي و اخلاق را از مربيان و مديران نگرفتهاند و وقتي با يک قرارداد ميلياردي روبهرو ميشوند و حساب بانکيشان پر از پول ميشود، تنها چيزي كه از آنها باقي نميماند اخلاق و پشت نکردن به فرهنگ و اعتقاداتي است که با آن بزرگ شدهاند.
ورزش فوتبال پر ميشود از بداخلاقيها و فسادي كه در بين بازيکنان، مربيان و مديران بيداد ميکند و بازيکناني مانند محمد انصاري در چنين فوتبالي آنقدر ناياب ميشوند که در هياهوهاي ستارههاي پوشالي فوتبال که در شبکههاي اجتماعي به دنبال لايک خريدن جنس مخالف هستند و غرق در فساد، گم ميشود. در چنين فوتبالي شايد عجيب است بازيکناني مانند محمد انصاري رشد کنند و برخلاف اکثريت جامعه فوتبال، نمونهاي از اخلاق و فرهنگ ديني کشورمان باشند و رسيدن به شهرت و پول نتوانسته باشد آنها را از اعتقاداتي که دارند، دور کند. مدرسه فوتبالي را تأسيس ميکند تا نونهالان و نوجواناني که تازه ميخواهند فوتبال را شروع کنند، علاوه بر فراگرفتن درس فوتبال، از نظر اخلاقي و فرهنگي هم همان بازيکناني شوند که «محمد انصاري»هاي آينده فوتبال باشند.
حرکت مدافع پرسپوليس خودجوش و از جنس دغدغههايش است، اما در اين بين نبايد از نقش فدراسيون فوتبال و وزارت ورزش و البته باشگاهها گذشت که دست روي دست گذاشتهاند و با فراموشي کار فرهنگي، زمينهساز انحطاط تدريجي فوتبال شدهاند. شايد بتوان در نگاه بدبينانه گفت که مديران اين فوتبال اعتقادي به کار فرهنگي و اخلاقي ندارند، مسئلهاي که سبب شده مديران و مربيان اين فوتبال که بايد سازنده و مهارکننده بياخلاقيها باشند، نام خودشان در بين متهمان پروندههاي مختلف فسادهاي اخلاقي و اقتصادي ديده ميشود، پرونده قطوري که مجلس گذشته دو سال براي جمع کردن آن وقت گذاشت و هزاران ادله و مدرک جور کرد، اما اهمال دستگاههاي نظارتي و قضايي براي برخورد با متهمان پرونده فساد در فوتبال کار را به جايي رسانده تا امروز فوتبال با مکيدن سالانه چندصد ميليارد تومان و گردش مالي که به هزار ميليارد ميرسد، بيشتر از قبل غرق در فساد شود.
حالا وقتي «محمد انصاري»ها در اين فوتبال انگشتشمار باشند و در اقليت، آن وقت است که صداي بازيکنان، مديران و مربياني که فسادشان در فوتبال بيداد ميکند، بلندتر است و همين سبب ميشود فوتبال هر روز که ميگذرد از اخلاق و فرهنگ و مسائل اعتقادي تهيتر شود و فساد اخلاقي و اقتصادي در مقابل گسترش پيدا کند. فوتبال اين روزها کمتر مديري در فدراسيون و باشگاهها به خودش ميبيند که دغدغه و درد مسائل اعتقادي و اخلاقي داشته باشد و براي سالمسازي فضاي فوتبال آستينهايش را بالا بزند. براي بازگشت اخلاق و فرهنگ، فوتبال به بازيکنان، مربيان و مديراني از جنس محمد انصاري احتياج دارد، کساني که به ترويج اخلاق و معنويات که ميتواند باطلکننده سحر فساد اين روزهاي فوتبال باشد، اعتقاد قلبي و عملي داشته باشند. با حضور مديراني از جنس «محمد انصاري» در رأس اين ورزش ميتوان اميد داشت تا لکههاي سياه فوتبال که روز به روز بيشتر ميشود، از دامن اين ورزش پاک شود.