
دكتر يدالله جواني
در روزهاي گذشته و به دنبال موضعگيري منفي رئيسجمهور در خصوص فعاليتهاي سازندگي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، موج تخريبها عليه سپاه رو به فزوني يافت. آنچه تأمل در اين حركت تخريبي را براي اصحاب خرد و نيروهاي دلسوز و علاقهمندان به سرنوشت كشور و انقلاب بيشتر طلب ميكند، همزماني اين امواج تخريبي با وضع تحريمهاي بيسابقه عليه سپاه در كنگره امريكا است.
تضعيف و محدودسازي سپاه، مهمترين هدف راهبردي تحريمهاي جديد امريكا است. اكنون در اين مقطع حساس از تحولات منطقه و نقشي كه سپاه در اين تحولات در راستاي تأمين منافع ملي و امنيت ملي ايفا مينمايد، يك سؤال اساسي را بايد پاسخ داد و آن اينكه از تخريب سپاه چه كساني سود ميبرند؟ آيا نفع تخريب سپاه از سوي برخي از جريانها، گروهها و افراد در داخل كشور، آنگونه كه تخريبكنندگان مدعي هستند، به جيب ملت ايران ميرود يا اينكه دشمنان ملت ايران از تخريب سپاه بهرهها خواهند برد؟
به نظر ميرسد پاسخ سؤال مذكور، خيلي سخت و پيچيده نباشد، سود و نفع تخريب سپاه، به جيب كساني سرازير ميشود كه اين نهاد انقلابي، قريب چهار دهه خار چشم آنان بوده است. منفعت تخريب سپاه از آن كساني خواهد بود كه در چهار دهه گذشته، اين مجموعه انقلابي و فداكار را عامل اصلي شكستها و ناكاميهاي خود در ايران و منطقه راهبردي غرب آسيا ميدانند. اكنون امريكاييها، صهيونيستها، برخي از دولتهاي مرتجع در منطقه و تمامي گروهكهاي تروريستي مقابل ملت ايران از قبيل منافقين و داعش، سپاه را مهمترين مانع سر راه خود ارزيابي ميكنند. تمامي دشمنان انقلاب اسلامي و ملت ايران طي چهار دهه گذشته، به تجربه دريافتهاند كه تنها راه بازيابي سلطه خود بر ايران، تضعيف و نابودي عوامل اقتدار ملت ايران است. تمامي اين دشمنان، بارها و بارها با صراحت از سپاه پاسداران به عنوان يكي از عوامل اصلي اقتدار جمهوري اسلامي ياد كرده، بر همين اساس تضعيف سپاه را در دستور كار خود قرار دادهاند. در قانون جديد امريكا مبني بر تحريمهاي ايران، سپاه در كانون تحريمها قرار دارد. امريكاييها اميدوارند از طريق اين تحريمها، ابتدا قدرت مانور را از سپاه در منطقه بگيرند و با تضعيف و محدودسازي سپاه سلطه از دست رفته خود در منطقه را بازيابند و سپس راه سلطه بر ايران بدون سپاه را به زعم خود هموار سازند. در اين عبارت آقاي «جان بولتون» نماينده سابق امريكا در سازمان ملل باید تأمل شود كه چند روز پيش در نشست منافقين اظهار داشته بود: «نتيجه بازبيني سياست امريكا در مقابل ايران بايد اين باشد كه رژيم ايران چهلمين سال خودش را نبيند! بايد تا دير نشده هر چه زودتر به تهديدهاي ايران پايان داد و يكي از مهمترين اين اقدامات، اعمال تحريمهاي بيشتر عليه اين كشور است كه خوشبختانه در سنا در جريان است.» تحريمهاي موردنظر آقاي جان بولتون، همان قانوني است كه سپاه را در كانون تحريمهاي شديد قرار ميدهد.
اما نكته بسيار قابل توجه، محمل و پوششها براي تخريب سپاه در داخل كشور است. آقاي رئيسجمهور، حضور سپاه در عرصه سازندگي كشور را مورد اشكال قرار داده، با ادبيات به كار گرفته در اين خصوص، زمينه و بستر را براي رسانههاي يك جريان خاص به منظور تخريب سپاه فراهم ساخته است.
با تأمل در نكاتي، به وضوح ميتوان دريافت كه پشت اين تخريبها، اهداف و انگيزههاي سياسي نهفته، اين پوششها براي ايجاد انحراف در افكار عمومي نسبت به اهداف پشت پرده است. نكاتي از قبيل:
1 ـ تمامي دولتها در زمان صلح، از توان فني، مهندسي، مديريتي و نيروي انساني نيروهاي مسلح در كشور خود، براي فعاليتهاي سازندگي و عمراني استفاده ميكنند. براساس اين تجربه بشري و امر عقلاني، در قانون اساسي جمهوري اسلامي، استفاده از توان نيروهاي مسلح براي سازندگي و پيشرفت كشور مورد تصريح قرار گرفته است.
2 ـ بعد از جنگ، اين دولت سازندگي با رياست مرحوم هاشمي رفسنجاني بود كه از سپاه خواست تا با ورود به عرصه سازندگي، به حل مشكلات كشور كمك نمايد. واگذاري پروژههاي كوچك و بزرگ به سپاه، از دولت آقاي هاشمي شروع شد و با توجه به موفقيتهاي سپاه در اجراي پروژهها با كمترين قيمت و بالاترين كيفيت، واگذاري پروژههاي بعدي در حوزههاي مختلف به سپاه، در دولتهاي اصلاحات و مهرورزي ادامه يافت. جناب آقاي روحاني خود در ابتداي تشكيل دولت يازدهم، با حضور در جمع فرماندهان سپاه تصريح كرد كه دولت آمادگي دارد چند كلانپروژه را با توجه به تجارب سپاه و تواناييهايش، به اين نهاد انقلابي واگذار نمايد. در طول چهار سال گذشته، صحبتهاي معاون اول رئيسجمهور جناب آقاي جهانگيري و چندين نفر از وزرا، در مدح و تمجيد از تواناييهاي سپاه در عرصه سازندگي و ضرورت بهرهگيري دولت از اين تواناييها به وفور ديده ميشود! حال چه شده است كه به يكباره ورق برگشته، آقايان چيز ديگري ميگويند؟
3ـ بيشترين افتخارات دولتها از زمان دولت سازندگي تا دولت اعتدال در موضوع سازندگي و پروژههاي بزرگ ملي كه در راستاي پيشرفت كشور انجام شده، مربوط به پروژههايي است كه دولتها به قرارگاه سازندگي خاتمالانبيا(ص) واگذار كرده و اين قرارگاه طبق قرارداد آن را به پايان و پايان مرحله افتتاح رسانده است. خوب است آقايان منتقد به اين نوع فعاليتهاي سپاه، سري به آلبومهاي عكس خود و عكسهاي يادگاري كه در كنار اين پروژهها گرفتهاند بزنند!
4 ـ نقطه شروع تهاجمها و تخريبها عليه سپاه به بهانه فعاليتهاي سازندگي و عمراني، به طرحهاي عمليات رواني رسانهاي استكباري و صهيونيستي در سالهاي پيش برميگردد. امريكاييها تصور ميكردند با وضع تحريمهاي سنگين عليه جمهوري اسلامي و به ويژه تحريمها در حوزه صنايع نفت و گاز، ايران به سرعت دچار بحرانهاي شديد اقتصادي شده و فرو ميريزد. ورود سپاه به عرصه صنعت نفت و گاز و به عهده گرفتن پروژههاي سنگين چون فازهاي 15 و 16 عسلويه، باطلالسحر اين نقشه شيطاني شد. در اين مقطع بود كه غربيها دريافتند، توانمنديهاي مديريتي، علمي و فني سپاه به گونهاي است كه در صنايع مادر و بزرگي چون نفت و گاز، به راحتي ميتواند جايگزين شركتهاي خارجي چون شل و توتال شود. به دنبال آشكار شدن اين توانمنديهاي سپاه بود كه رسانههاي غربي به سفارش محافل سياسي ـ اقتصادي وابسته به جبهه استكبار، با ساخت مستند، تهيه گزارش، برگزاري گفتوگو و ارتباط با مخاطبان، به صورت هدفمندي تخريب سپاه را در دستور كار قرار دادند.
جالب است كه تمامي اين رسانهها، با پوشش حمايت از مردم ايران و دفاع از بخش خصوصي چنين تخريبهايي را عليه سپاه انجام دادند. رسانههاي غربي به دنبال القاي اين نكته بودند كه ورود سپاه به عرصه فعاليتهاي سازندگي، بخش خصوصي را منزوي ساخته و از عوامل پديدآيي مشكلات اقتصادي ايران است. آنچه اكنون بعضي از رسانههاي داخلي با چراغ سبز رئيسجمهور در تهاجم و تخريب سپاه بيان ميدارند، دقيقاً كپيبرداري شده از مطالبي است كه سالهاي سال است رسانههاي غربي و شبكههاي ماهوارهاي به آن ميپرداختند. البته از رسانههاي غربي به دليل خصومتي كه با ملت ايران داشتند، انتظاري جز همين نوع شيطنتها نبود زيرا آنان روزي را ميديدند كه سپاه پالايشگاهي چون ستاره خليج فارس را خواهد ساخت اما تعجب از كساني است كه از يك طرف در كنار پالايشگاه بزرگ ستاره خليج فارس عكس يادگاري گرفته و اعلام ميكنند با اين پالايشگاه، نه تنها كشور از واردات بنزين بينياز ميشود، بلكه ايران به جمع كشورهاي صادركننده بنزين ميپيوندد، و از طرف ديگر فعاليتهاي سازندگي سپاه را زير سؤال برده و آن را مانع پيشرفت كشور معرفي ميكنند! 5 ـ سپاه رقيب دولت و رقيب بخش خصوصي نيست.
سپاه به درخواست دولت پروژههاي بزرگ را بر عهده ميگيرد و با مديريت جهادي كه دارد، صدها پيمانكار داخلي از بخش خصوصي را كه هيچ كدام قادر به قبول اين پروژهها نيستند، به كار ميگيرد. تأمل در اين نكته، نشان ميدهد كه در صورت عدم ورود سپاه به چنين صحنههايي، دولت به ناچار بايد اين پروژهها را به شركتهاي خارجي واگذار كند؛ شركتهايي كه بعضاً براي خارج كردن ارز از كشور، حتي نيروي كار عادي را هم از كشورهاي خود ميآورند! سپاه با پذيرش مديريت كلان پروژهها در قالب پيمانكار، صدها شركت داخلي، دهها هزار مهندس ايراني و صدها هزار نيروي كار را در سرتاسر كشور فعال ساخته است. با توجه به آنچه آمد، بسيار روشن است كه از تخريب سپاه، چه كساني سود ميبرند.