
سعيد احمديان
علي پروين كه گرم و سرد چشيده فوتبال ايران است، راجب فوتباليستهاي امروزي، پنجشنبه شب حرفيزده كه در بين بازيكنان ايراني ميتوان مخاطبان زيادي براي آن پيدا كرد. او گفته است فوتباليستها امروز تنها چيزي كه برايشان مهم است پول است و مانند گذشته ديگر تعصب به پيراهن و عشق معني ندارد، پروين ميگويد هر جا پول بيشتري بدهند، امروز بازيكن آنجا ميرود و ديگر نبايد در اين فوتبال سراغي از تعصب و عرق به پيراهن تيم خاصي گرفت! البته سالهاست كه فوتبال ايران به اين درد گرفتار آمده است، از همان روزي كه پولهاي بيحساب و كتاب و بيضابطه وارد فوتبال شد و كمتر باشگاهي بود كه متر و معياري براي پرداخت پول به بازيكنان داشته باشد، دلال و بازارگرميها بود كه قيمت يك بازيكن را مشخص ميكرد و مديران باشگاهها هم با توجه به اينكه از بودجه دولتي و بيت المال، پول قراردادها را پرداخت ميكردند، حساسيتي نسبت به پرداخت و صفرهاي قراردادها نداشتند و همين زمينهاي براي افزايش پرداختيها به فوتباليستها شد. كار به جايي رسيده كه امروز بازيكنان معمولي هم در پيشنهادهايي كه به باشگاهها ارائه ميكنند، كمتر از ميليارد پيشنهاد نميدهند، رقمي كه نه بر اساس شايستگيهاي يك بازيكن، بلكه بر اساس رقابتهاي كاذب و سوءاستفاده از فضاي هرج و مرج مالي در فوتبال كه هيچگونه نظارتي روي آن وجود ندارد، تعيين شده است.
بازار مكاره فوتبال كه به يك حياط خلوت براي كسب درآمدهاي ميلياردي بازيكنان، مربيان، مديران، دلالان و برخي از رسانهها تبديل شده، زمينهاي شده كه يك فوتباليست تنها به فكر پول و درآمد بيشتر از فوتبال باشد، بازيكن در انتخاب يك باشگاه، نه شرايط پيشرفت و نه شرايط آن تيم، بلكه تنها به پيشنهاد باشگاهي بله ميگويد كه رقم قرارداد پيشنهادياش صفرهاي بيشتري دارد. ولنگاري و عدم نظارت بر پرداختهاي ميلياردي، زمينهساز فسادهاي زيادي اعم از مالي و اخلاقي در فوتبال كشور شده است تا جايي كه مجلس هم براي جلوگيري از اين وضعيت با تهيه پرونده قطوري از فساد در فوتبال ايران، پاي كار آمد، هر چند اهمال اراده دستگاههاي قضايي و بازرسي در برخورد با اين فساد، سبب شده تا فوتبال هر روز بيشتر از قبل در فساد غوطهور شود.
در اين ميان با ورود پولي كه هيچ ضابطه و قانوني براي پرداخت آن وجود ندارد، عشق و تعصب هم در مقابل آن رنگ ميبازد، بر خلاف روزهايي كه علي پروين و هم نسلانش بازي ميكردند، خبري از قراردادهاي ميلياردي بازيكنان امروزي نبود و تنها تعصب و علاقهاي كه وجود داشت، پروين و ساير بازيكنان را به فوتبال ميكشاند، نسلي كه از فوتبال امرار و معاش نميكرد و در كنار فوتبال شغلي براي گذران زندگي داشت، مانند برخي از فوتباليستهاي هم نسل پروين كه صبحها مسافركشي ميكردند و عصرها هم سر تمرين ميرفتند. همين بود كه آن روزها عشق و تعصب در فوتبال بيشتر از اين روزها موج ميزد و مانند امروز نبود كه بازيكني به خاطر فرار از مصدوميت و ترس از دست دادن قرارداد فصل بعدش، حتي در براي تيم ملي كشورش هم كم بگذارد و كم كاري كند. اما امروز فوتبال ايران با واقعيت تلخي روبهروست و عشق و تعصب براي پيراهن ملي و باشگاهي جايش را به پول داده است، البته ريشه اين مسئله را بايد در ريخت و پاشهاي چند هزار ميلياردي از بيتالمال در فوتبال ايران جستوجو كرد، در حالي پولهاي كلان و ميلياردي به فوتبال سراريز شد كه هيچ برنامهاي براي هدايت اين پول در مسير درست وجود نداشت و بر خلاف كشورهاي ديگر، پمپاژ پول به فوتبال تنها محدود به پرداخت قراردادهاي ميلياردي فوتباليستها از بيت المال شد.
ميشود گفت كه فوتبال ايران از فوتبال حرفهاي تنها پرداخت پول حرفهاي را به ارث برده است و در زمينههاي ديگر آماتورگونه به حياتش ادامه ميدهد، عدم به وجود آوردن شرايطي براي هزينههاي درست و مناسب پولهاي كلان در فوتبال سبب شده تا متر و معيار در فوتبال ايران فقط تعداد صفر قراردادها باشد، بازيكن يا مربي هم هر جا پول بيشتري پيشنهاد شود، زير قرارداد با آن باشگاه را امضا ميكنند، در اين بين چيزي كه فراموش ميشود، فرهنگسازي براي بازيكني است كه به او آموزش داده شود كه همه چيز پول نيست و براي پيشرفت در فوتبال فاكتورهاي ديگري هم لازم است. با اين حال باشگاههاي ايراني و همچنين مربيان دغدغهاي براي آموزش چنين مواردي به بازيكنان ندارند، تا فوتباليست امروزي به گفته علي پروين تنها براي پول بيشتر فوتبال بازي كند و تعصب و عشق به پيراهن براي فوتباليستهاي امروزي محلي از اعراب هم نداشته باشد، بازيكناني كه با يك پيشنهاد بيشتر در يك روز ممكن است بارها رنگ عوض كنند!