کنار مزار پدر شهیدش نشست. بغض اش ترکید با گریه گفت: پدر دیروز تولدم
بود. و من مثل تمام سال های گذشته شمع هایم را بی آنکه تو کنارم باشی،
فوت کردم.
پدر امروز من 26 ساله شدم و این یعنی یک سال از تو بزرگترم.
چه طعم تلخی دارد، وقتی یکسال از پدرت پیرتر باشی...