
با گذشت بيش از دو هفته از برگزاري انتخابات يازدهم رياست جمهوري و انتخاب حجتالاسلام روحاني به عنوان رئيسجمهور جديد ايران، برخي همچنان در پي آن هستند تا خود را برنده و طيف مقابل را بازنده معرفي كنند و حماسه سياسي در سال جاري را دوم خرداد دوم بنامند اما واقعاً برنده انتخابات يازدهم رياست جمهوري كه بود و بازندگان را چه گروهها و دستههايي تشكيل ميدهند؟ اين سؤالي است كه بايد خارج از بازيهاي حزبي و جناحي به آن پاسخ داد.
از انتساب كذب تا حرفهاي دروغ امروزسال 88 هنگامي كه محمود احمدينژاد به عنوان رئيس دولت دهم انتخاب شد، وي در يك سخنراني در ميدان وليعصر به تشريح اوضاع انتخاباتي و حوادثي كه تا آن روز رخ داده بود، پرداخت. او در بخشي از اين سخنراني گفت:«ملت ايران يك ملت متحد است، امروز خبرنگاري سؤال كرد، گفت بعضيها گوشه و كنار، كارهايي انجام ميدهند، اغتشاش است، شورش است، اعتراض است، واژههاي تندي را به كار برد، من يك مثال زدم، يك نتيجهگيري كردم، براي شما عرض ميكنم، گفتم شما اشتباه ميكنيد، ملت ايران يكپارچه است، در يك مسابقه فوتبال، 50 هزار، 70 هزار تماشاچي ميروند، آن كسي كه تيمش باخته، وقتي ميآيد بيرون، عصباني است و به هر دري ميزند. در ايران، در انتخابات 40 ميليون نفر، خودشان بازيگر اصلي و تعيينكننده اصلي بودند، حالا چهار تا خس و خاشاك اين گوشهها كاري ميكنند، بدانيد اين رودخانه زلال ملت جايي براي خودنمايي آنها نخواهد گذاشت.»
بعد از اين سخنراني كه مفهوم واقعي آن پيداست و مشخص بود كه رئيسجمهور منتخب در سال 88، 40 ميليون رأي دهنده فارغ از آنكه به چه كانديدايي رأي دادهاند را پيروز انتخابات و بازيگر اصلي در صحنه ميداند و حساب تيمي كه با پول و سرمايه و طراحي بيگانگان در حال اغتشاش و آشوب بودند را از حساب ملت متحد ايران جدا كرد، اما برخي از اصلاحطلبان تندرو سعي كردند آن را وارونه جلوه دهند و اينگونه وانمود كنند كه مقصود رئيسجمهور از بيان اين جمله آن بوده كه رأيدهندگان به وي، پيروز انتخابات و در زمره ملت ايران ميگنجند و حاميان كانديداي رقيب، بازنده و همگي خس و خاشاك هستند!
اين انتساب كذب به رئيسجمهور توسط رسانهها و تجمعكنندگاني كه در حمايت از موسوي اعتراضات خود را به شيوه غيرقانوني ادامه ميدادند، به قدري دنبال شد كه حتي عكس صفحه اول يكي از روزنامهها در آن ايام كه مربوط به تجمع غيرقانوني ميدان 7 تير بود، به اين مسئله و پلاكارد بزرگي اختصاص يافت كه روي آن نوشته شده بود «حماسه خس و خاشاك.»
حال اگرچه دروغ آنان از همان موقع كاملاً مشخص بود، اما دروغگويي آنان در اين ايام بيشتر مشخص ميشود كه همان تندروهاي حاضر در جبهه اصلاحات كه در آن زمان با تفسير غلط صحبتهاي رئيسجمهور سعي داشتند، احترام به كرامت انساني را يك اصل بدانند و رئيسجمهور را به بيحرمتي به كرامت انسانها متهم كنند، اكنون آنچنان مطلب مينگارند و قلمفرسايي ميكنند كه به هر ترتيب اصولگرايان و حاميان كانديداهاي ديگر را بازنده انتخابات و اصلاحات را برنده معرفي كنند و در اين بين گاه از اصطلاحات و لغاتي استفاده ميكنند كه تعبيري از خس و خاشاك ناميدن اصولگرايان و ديگراني كه به ساير كانديداها رأي دادهاند، محسوب ميشود. اين عده كه حسابشان از اصلاحطلبان معتدل سواست، مدام در پي اختلافافكني ميان اصولگرايان و اصلاحطلبان و بدنه اجتماعي اين دو جبهه سياسي هستند و در عين حال در اوج ناباوري در ذهن معيوب خود، تحركات سياسيشان را كاملاً در راستاي اهداف نظام و دلسوزي براي ملت ايران ميدانند!
پيروز و بازنده انتخابات يازدهمنگاهي به مواضع حجتالاسلام حسن روحاني رئيسجمهور منتخب و نگرش اعتدالگرايانه وي، ميتواند بهترين پاسخ به سؤالي باشد كه در ابتداي اين متن مطرح شد. روحاني بارها تأكيد كرده كه خود را رئيسجمهور تمام ملت ايران و خدمتگزار مخلص تمام مردم حتي كساني كه به او رأي ندادهاند، ميداند. او در اظهارات اخير خود در همايش افق رسانه نيز به صراحت تأكيد كرد: «دولت يازدهم وامدار هيچ حزب و جناحي نيست» اين مواضع كه حاكي از مشي اعتدالي روحاني است، ثابت ميكند كه برنده انتخابات يازدهم رياستجمهوري، تمام مردمي هستند كه به نظام جمهوري اسلامي عشق ميورزند و حامي اعتدال و خروج از افراط و تفريط هستند؛ مردمي كه از افراط و تفريط از سوي هر جناح و حزبي كه باشد خواه اصولگرايي خواه اصلاحطلبي خسته شدهاند و قصد دارند اعتدال را خير امور بدانند اما بازندگان در اين انتخابات را همان كساني تشكيل ميدهند كه مدام با افراط و تفريط در پي اختلافافكني ميان مردم و ميان گروههاي سياسي هستند و منتظرند از كاهي، كوه بسازند و همواره حيات سياسي خود را در تنش و اختلاف و افراط و تفريط ميجويند و اعتدال در امور را به معناي حذف سياسي خود ميبينند.
در حلقه بازندگان انتخابات يازدهم رياست جمهوري از دشمنان خارجي تا افراطيون داخلي ميگنجند و به عبارتي ديگر همان دشمنان دانا و دوستان نادان كه در گذشته و حال هيچ ارزشي براي واقعيت سياسي نظام جمهوري اسلامي و انقلاب و كرامت انساني ملت ايران قائل نيستند و خود را محور حق ميدانند و هر چه خارج از دايره فكري آنان باشد را باطل ميشمارند، بازنده اين انتخابات بودند، بنابراين اعتدال عقلانيت، خردورزي، خرد جمعي، مشورت، راه كارشناسي و دوري از افراط و تفريط و خودسري كه تاكنون مورد تأكيد رئيسجمهور منتخب بوده است، مواضعي نيست كه بتوان برآيند آن را دوم خرداد دوم ناميد يا در مسير تفكرات برخي انحرافيون دولت دهم خواند.
انتخابات يازدهم كه بنابر تأكيد حجتالاسلام روحاني، نقش بيبديل رهبر معظم انقلاب آن را تبديل به حماسه سياسي كرد، انتخاباتي بود كه پيروز آن مردم هستند و آنان كه همواره بر ديوار محكم اعتدال تكيه زدهاند و حتي اگر به كانديداي ديگري رأي داده بودند اما به دنبال فتنهگري و آشوب و اغتشاش نرفتند. بازنده انتخابات نيز آن كساني بودند كه حيات سياسي خود را در فتنه و آشوب و چالش ميبينند و حتي اگر اين بار هم كانديداي آنان رأي نميآورد، به فرافكني و دروغ بافي مشغول ميشدند و در توهمات خود، قصد غرقكردن مردم را داشتند.