جوان آنلاین: سردسته یکی از باندهای سرقت منازل که در آخرین طرح مبارزه با سرقت پلیس آگاهی پایتخت دستگیر شده اعتراف کرد با پولهای باد آورده برای دختر مورد علاقهاش جشن تولد میلیاردی گرفته است.
صبح دیروز مأموران پلیس پایتخت ۳۱ باند سرقت را که در چند عملیات جداگانه دستگیر کرده بودند، در پلیس آگاهی به صف کردند. اکثر متهمان سارقان منزل بودند و به خانههایی در خیابانهای شمالی شهر دستبرد و میلیاردها تومان پول باد آورده را به جیب میزدند. گفتوگو با سارقان حکایت از آن داشت افراد زیادی هستند که بدون توجه به هشدارهای پلیس هنوز خانهشان را گاوصندوق اموال باارزش خود میدانند و میلیاردها تومان پول، سکه و طلا در خانههایشان نگهداری میکنند، اما غافل از آن هستند که سارقان حرفهای در کمتر از یک ساعت تمام زندگی آنها را به یغما میبرند و با پولهای باد آورده برای دختران مورد علاقهشان جشن تولد یک میلیارد تومانی میگیرند.
دستگیری ۱۱۵ سارق حرفهای
سردار علی ولیپور گودرزی، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ صبح دیروز در جمع خبرنگاران گفت: همکارانم در چند روز گذشته با اشراف اطلاعاتی و اقدامات پلیسی موفق شدند ۱۱۵ نفر سارق حرفهای و خشن را دستگیر کنند.
وی با بیان اینکه این سارقان سرقت از منزل و گوشیقاپی مرتکب شدهبودند، ادامه داد: این مجرمان در قالب ۳۱ باند مجرمانه فعالیت میکردند که کلیه نفرات دستگیر شدند. از مخفیگاه این افراد تعداد ۳۹۷ تلفن سرقتی، پنج قبضه سلاح جنگی و مقادیر زیادی اموال مسروقه شامل طلا سکه، ارز خارجی و لوازم خانگی کشف شد که ارزش اموال مسروقه کشف شده بیش از ۷ میلیارد تومان است. رئیس پلیس آگاهی تهران با هشدار به سارقان و زورگیران گفت: این مجرمان بدانند که در کمترین زمان شناسایی و دستگیر میشوند و پلیس با برهمزنندگان امنیت قاطع برخورد میکند.
سرقت با طعم آزار
در میان سارقان دستگیر شده سه نفر از آنها جرمشان متفاوتتر از دیگر متهمان است. اعضای این باند ۹ نفره تعدادی ایرانی و تعدادی از اتباع دو کشور دیگر هستند که بامداد چهاردهم آذر امسال وارد باغ ویلایی در حوالی جاده بهشت زهرا میشوند و همزمان با سرقت اموال صاحب باغ با تهدید چاقو همسر وی را آزار میدهند. شاکی که برای شناسایی سه متهم دستگیر شده به پلیس آگاهی آمده بود، گفت: «آن شب من و همسرم برای تفریح به باغمان رفته بودیم که حدوداً ساعت ۲ بامداد ۹ مرد خشن وارد باغ شدند. آنها دست و پای نگهبان باغ را بسته بودند و بعد با تهدید چاقو همسرم را مقابل چشمانم آزار دادند و در پایان هم با سرقت طلاهای همسرم و تلفن همراهمان فرار کردند. من یکی از آنها را که قبلاً نگهبان باغم بود و او را بیرون کردهبودم، شناختم و به پلیس خبر دادم.»
بهمن جنی
بهمن سارق حرفهای است و با اینکه ۲۷ سال سن دارد سردسته دو باند مجرمانه را به عهده دارد. متهم معروف به بهمن جنی است، چون به گفته خودش مثل جن بوده و کسی قادر به دستگیری او نبودهاست. سارق حرفهای از پولهای باد آورده فقط برای جشن تولد دختر مورد علاقهاش یک میلیارد تومان هزینه کردهاست و دختر جوان در آن میهمانی شبانه فقط ۵۰۰ میلیون تومان شاباش گرفتهاست.
بهمن چی شد که وارد جرگه خلافکاران شدی؟
سرقت در خانه ما موروثی است. من در خانوادهای بزرگ شدم که دو برادرم از سارقان حرفهای هستند. الان یکی از برادرانم هنوز در زندان است و من هم از هفت سال قبل سرقت از خانهها را شروع کردم و مدتی بعد هم خودم باند سارقان را تشکیل دادم.
اعضای باند سابقه دارند؟
بله. ما همه سابقه داریم؛ مثلاً یکی از اعضای باند سه سال در زندان بود و وقتی از زندان آزاد شد، بلافاصله وارد باند ما شد. چون میدانست من خیلی حرفهای هستم.
به همین خاطر معروف به بهمن جنی هستی؟
بله. من مثل جن هستم و کسی قادر نیست به سادگی مرا دستگیر کند. چون حرفهای هستم و ردپایی از خودم به جا نمیگذارم.
اما دستگیر شدی؟
بله یک اشتباه مرتکب شدم و شناسایی و دستگیر شدم.
چه اشتباهی؟
با یک دختر ۲۰ سالهای به نام نازی در اینستاگرام دوست شدم، اما او خبر نداشت من سارقم و میخواستم به بهانهای او را به گروهمان ملحق کنم و به همین دلیل تصمیم گرفتم برای او جشن تولد بگیرم. خانه ویلایی در ملارد کرج برای ۱۲ ساعت اجاره کردم و ۸۰ نفر از دوستانم با دختران مورد علاقهشان را به جشن تولد دعوت کردم. برای نازی جشن تولد به یاد ماندنی گرفتم و یک میلیارد تومان هزینه کردم. حتی دوستانم در آن میهمانی روی سر من و نازی ۵۰۰ میلیون تومان اسکناسهای ۱۰۰ و ۵۰ هزار تومانی مسافرتی به عنوان شاباش ریختند. برای اینکه جشن تولد را به رخ رقیبانم بکشم، قسمتی از جشن را در اینستاگرام به صورت زنده منتشر کردم و همین سرنخی شد تا پلیس رد ما را بزند و شناسایی و دستگیر شویم.
چرا میخواستی دختر مورد علاقهات را وارد باند کنی؟
یکی از شیوه و شگردهای ما این بود که با دختران جوان در اینستاگرام دوست میشدیم و بعد از اینکه برای آنها خرج میکردیم، از طریق آنها برخی اموال را مثل طلاها و سکهها را میفروختیم.
درباره شیوه سرقتتان توضیح بده؟
معمولاً دو نفر داخل خیابان کشیک میدادیم و دو یا سه نفر هم از طریق بالکن وارد خانه میشدیم یا توپیزنی میکردیم. ما یک شعار داشتیم و آن هم این بود که مکانهایی را برای پیدا کردن سکه و پول بگردیم که ناممکن به نظر میرسد. اول به سراغ کمدها میرفتیم و سپس سینک ظرفشویی، داخل سطلهای برنج کمدهای حمام، میان درختچهها و گلدانها، میان گوشتها و خورشتهای فریز شده و هر جایی که ناممکن به نظر میرسید، جستوجو میکردیم. شاید باورتان نشود در یکی از خانه بسته ۲۰ عدد سکه طلا را از داخل ظرف خورشتی که فریز شدهبود، پیدا کردم.
پس پول خوبی گیرتان میآمد؟
بله. البته من باند دیگری را هم هدایت میکردم.
چه باندی؟
من کانال صیغهیابی در فضای مجازی با تعدادی از دختران مورد علاقهمان راهاندازی کردهبودیم که به بهانه صیغه برخی اتباع و افراد شهرستانی را به دام میانداختیم و از آنها اخاذی میکردیم.
از قتل تا سرقت
منصور سردسته باند سارقان متجاوز است. وی چند سال قبل به اتهام معاونت در قتل بازداشت میشود و پس از آزادی باند سارقان را تشکیل میدهد.
منصور سابقه داری؟
بله سابقه سرقت دارم. چند باری به جرم سرقت دستگیر شدم.
در پرونده نوشته سابقه قتل هم داری؟
دوستم مرتکب قتل شدهبود و من به جرم معاونت در قتل به زندان افتادم. سال ۹۲ با دوستانم در منطقه یافتآباد با گروه دیگری چشم در چشم شدیم. نزاع ما دستهجمعی بود و در جریان یکی از طرفهای مقابل با ضربه چاقو دوستم کشته شد. دوستم حکم قصاص گرفت و من به هشت سال حبس محکوم شدم و در نهایت دوستم قصاص شد و من هم اوایل سال ۱۴۰۰ حبسم تمام شد و آزاد شدم.
چه شد که باند سرقت را تشکیل دادی؟
وقتی از زندان آزاد شدم، بیکار بودم و، چون از قبل هم سابقه سرقت داشتم، تصمیم گرفتم این باند را با دوستانم تشکیل دهم.
چرا از اتباع وارد باندتان کردید؟
تعدادی از اعضای باند از اتباع دو کشور همسایه هستند و آنها از طریق دو نفر از دوستانم معرفی شدند.
درباره شیوه سرقتهایتان توضیح بده؟
ما معمولاً برای سرقت وارد خانههایی میشویم که از قبل متوجه شدهباشیم طلا و پول زیادی در خانه نگهداری میکنند و وقتی هم وارد میشویم، اگر صاحبخانه نبود که اموال را با خیال راحت سرقت میکنیم و اگر صاحبخانه بود با تهدید چاقو اموالشان را به زور میگیریم.
خانه باغ ویلایی جاده بهشت زهرا را چطور شناسایی کردید؟
یکی از اعضای باند که قبلاً نگهبان باغ بود، به ما گفت همسر صاحب باغ همیشه مقدار زیادی طلا و جواهرات همراه خود دارد. آن شب همه میهمانی گرفته بودیم که نگهبان قبلی باغ به ما گفت صاحب باغ همراه همسرش برای تفریح به باغ رفتهاند و بهترین فرصت برای سرقت اموال آنها است.
چرا به همسرش تجاوز کردید؟
من او را آزار ندادم. البته آنطوری که الان شاکی میگوید، نبود. همدستانم زمانی که میخواستند طلا و جواهرات دست و گردن همسر او را بیرون بیاورند، مقاومت کرد که همدستانم او را تهدید کردند.
اما شاکی میگوید مقابل چشمانش همسرش را آزار دادید؟
(سکوت میکند.)
سنجاب سارق
سهیل ۲۱ سال دارد و به گفته خودش مثل سنجاب از درخت بالا میرود و به همین دلیل هم دوستانش به او سنجاب میگویند. وی عضو یک باند سرقت منزل است که در آخرین طرح پلیس همراه تعدادی از اعضای باندشان دستگیر شدهاست.
سهیل ورزشکاری؟
بله. من ورزشکار و پارکوکار هستم. من به خاطر لاغری خیلی ورزیدهام. به همین دلیل هم ورزش پارکو را انتخاب کردم و الان هم حرفهای هستم.
فیلم دوربینهای مداربسته محلهای سرقت نشان میدهد، خیلی راحت از دیوار بالا میروی؟
بله. من مثل سنجاب به راحتی از درخت بالا میروم و خیلی سریع هم خودم را به طبقات اول و دوم میرسانم. شاید همین استعدادم باعث شد سرقت منزل را انتخاب کنم.
چرا از استعدادت در کارهای خوب استفاده نکردی؟
چشم باز کردم دوستان ناباب دورم بودند و واقعاً اشتباه کردم.
از سرقتها چقدر گیرتان میآمد؟
بستگی به خانهای داشت که به آن دستبرد میزدیم. معمولاً خانههای بالا شهر را انتخاب میکردیم. از هر خانه بین ۳ تا ۴ میلیارد تومان گیرمان میآمد، چون افراد پولدار در خانههایشان طلا، سکه و دلار نگهداری میکنند؛ مثلاً در یکی از سرقتها قندانی را سرقت کردیم که بعد فهمیدیم طلا است و ۳ میلیارد تومان ارزش داشت.
خانهای هم بود که چیزی گیرتان نیاد؟
نه. میدانستیم افراد پولدار در خانهشان طلا و جواهراتشان را داخل گاوصندوق نگهداری میکنند و ما همان ابتدا به سراغ گاوصندوق میرفتیم؛ مثلاً به خانهای دستبرد زدیم و هر چقدر جستوجو کردیم، چیزی پیدا نکردم. در لحظات آخری که میخواستم بیرون بیایم از روی کنجکاوی یکی از کشوهای لباسها را باز کردم و با مقدار زیادی دلار و یورو میان لباسهای زنانه روبهرو شدم.
گاوصندوق را چطور سرقت میکردید؟
من از روی درخت بالا میرفتم و وارد خانه میشدم و وقتی گاوصندوق را پیدا میکردم، از طریق بالکن یا پنجره به پایین پرت میکردم و بعد همدستانم به سرعت آن را بر میداشتند و فرار میکردیم.
چطور شناسایی و دستگیر شدید؟
پس از آخرین سرقت برای مدتی به اصفهان رفتیم. فکر نمیکردیم شناسایی شویم، اما پلیس واقعاً زیرک است و ما را در یک میهمانی دستگیر کرد.