جوان آنلاین: حمید قرهحسنلو، همان فردی که معتقد بود در ضرب و شتم و شکنجه شهید روحالله عجمیان نقشی نداشته و صرفاً همچون عابری پیاده از آنجا رد میشده، حالا در مقام یک لیدر آشوب، از وسط تبعیدی که مجازات اوست، نامهای برای گرامیداشت سالگرد اعدام دو تن از شکنجهگران این شهید نوشته و نظام جمهوری اسلامی را هم تلویحاً حکومت ظلم میخواند. اگر او طبق ادعای خودش و ادعای وکیل او و ادعای رسانههای اصلاحطلبی که مدافعش بودند، صرفاً رهگذری بوده که کاملاً تصادفی گذرش به وسط اغتشاشات افتاده و از آنجا رد میشده، چگونه اکنون سالگرد دو تن از اعدامشدگان آن واقعه خشونتبار را گرامی میدارد و چنین زمانی را برای گفتن از آنچه «آزادی و حقیقت» میخواند، مناسب دانسته و بر شعارهای «زن، زندگی، آزادی» و «مرد، میهن، آبادی» تأکید میورزد؟
۱۲ آبان ۴۰۱ و در میانه آشوبهایی که به نام «زن، زندگی، آزادی» به راه افتاد، جمعی از اغتشاشگران با بستن اتوبان تهران- کرج شروع به شعار دادن و اعمال خشونت علیه مردم و نیروهای حافظ امنیت کردند. عصر آن روز فیلم و تصاویری از برهنه کردن یک بسیجی و کشیدن او روی آسفالت داغ و ایراد ضرب و شتم با دست و چاقو منتشر شد. تصاویری که دیدن آنها ساده نبود و در عین حال خشم افکار عمومی را برانگیخت. روحالله عجمیان جوانی بسیجی بود که تحت این شکنجهها به دست آشوبگران در اتوبان تهران کرج به شهادت رسید.
چندی بعد عوامل این قتل وحشیانه دستگیر شدند و دی ماه ۴۰۱ با تأیید حکم دو متهم ردیف اول و دوم، آن دو اعدام شدند. از آنجا که این شکنجه و قتل به طور دسته جمعی انجام گرفته بود، متهمان پرونده به چندین نفر میرسیدند که دو تن از آنها یک زوج بودند؛ حمید قرهحسنلو و فرزانه قرهحسنلو.
حمید قرهحسنلو آن قدر به واقعه نزدیک بوده که آثار خون شهید عجمیان روی کفشهای او وجود داشت. همسرش هم که افراد را کنار میزده تا از این خشونت فیلمبرداری کند، اذعان کرده که قره حسنلو به بدن شهید لگد زده است. همه این موارد موضوع لیدری این فرد در این جنایت شنیع را تقویت کرد؛ لذا در جریان بررسی پرونده، قاضی از او پرسیده بود که «شما فرماندهی جمع حاضر در صحنه را به عهده داشتید» و او پاسخ داده بود که «من اگر لیدر بودم باید پیامی داده باشم.» قاضی مجدد پرسیده بود «کسی که مأموریتی ندارد چرا باید فیلم جزئیات صحنه را تهیه کند و در همه صحنهها پیگیرانه حضور داشته باشد»، او پاسخ داده بود «من بدون منظور فیلم گرفتم و در حد لیدری نیستم و به دلیل شلوغی در بین جمعیت گیر کردیم». اما جالب آنکه این گیر کردن به مشارکت فعال در قتل و فیلمبرداری آن ختم شده بود!
رسانههای فارسی زبان غربی و رسانههای داخلی اصلاحطلب از این زن و شوهر حمایت کرده و اتهام آنها را واهی دانسته و معتقد بودند آنها در این زمینه نقشی نداشتهاند. تلاش بسیاری هم انجام شد که با تکیه بر هویت پزشکی، او را از جرمی که همه قرائن و شواهد و حتی سخنان سایر متهمان آن را اثبات میکرد، تبرئه کنند. گویی پزشکها معصومیت از هر جرمی دارند! با این حال، آن قدری مدرک و شاهد علیه این دو نفر بود که هر دو به نفی بلد محکوم شدند.
حالا همزمان با سالگرد اعدام دو مجرم اصلی پرونده، حمید قرهحسنلو که در حال گذراندن دوران محکومیت است، به مثابه یک لیدر بیانیه صادر کرده است تا باز همان سؤالی که قاضی، نه بیهوده که حسب قرائن و شواهد از او پرسیده بود، پررنگ شود: «آیا حمید قرهحسنلو سرکردگی حماعت جانی شکنجهگر شهید عجمیان را برعهده داشت؟!» او اگر یک عابر بود، چرا باید قاتلان شهید را تقدیس کند و برای سالروز اعدام آنها بیانیه یادبود بدهد؟
روشن است که حمید قرهحسنلو نه تنها در آن جنایت نقش پررنگی داشت، بلکه اکنون هم از آنچه انجام داده پشیمان نیست و حتی شکنجهگران و قاتلان شهید عجمیان را هم تقدیس میکند و در مقام یک چهره تأثیرگذار در بخشی از این نامه برای تحریک جوانان مینویسد: «باید شجاعت را جایگزین ترس و احتیاط کنیم». قره حسنلو که رسانههای غربی او و همسرش را از دراویش گنابادی معرفی کردهاند، علیرغم دفاعش از شکنجهگران و در حالی که خود به دلیل نقشآفرینی در جنایتی خشونتبار و منجر به قتل محکوم شده است، در نامهاش بر دوری از خشونت و نفرت تأکید کرده است! همین نامه او نشان میدهد تشخیص قاضی در محکومیت او درست بوده است و کاش برخی محترمین برای خلاصی او پادرمیانی نمیکردند.