جوان آنلاین: کانال تلگرامی «هنر و فلسفه» از نسبت زیبایی، ریاضی و فلسفه نوشت. خلاصهای از این یادداشت در ادامه از نظر میگذرد: فیثاغورث بهعنوان یکی از نخستین فیلسوفانی که به «زیبایی» از منظر ریاضی و نظم کیهانی نگریسته، نقش برجستهای در شکلگیری دیدگاههای فلسفی درباره هنر و زیبایی دارد. او جهان را نه صرفاً بهعنوان پدیدهای فیزیکی، بلکه بهمثابه یک نظام هماهنگ و منظم مبتنی بر اعداد و روابط ریاضی میدید. بررسی دیدگاههای فیثاغورث درباره زیبایی و هنر، نه تنها راهی برای شناخت ریشههای فلسفی این حوزه است، بلکه نشاندهنده پیوند میان علم، فلسفه و هنر در دوران باستان است. او جهان را به مثابه یک نظام کیهانی مبتنی بر اعداد و روابط ریاضی میدید. برای او، اعداد نه تنها ابزار شمارش بودند، بلکه نماد اصول بنیادین هستی بودند. این باور، تأثیر شگرفی بر نحوه نگرش او به زیبایی گذاشت. برخی از اصول فیثاغورث عبارت بوده از:
- هماهنگی (Harmony): فیثاغورث معتقد بود که هماهنگی در موسیقی و طبیعت، بازتابی از نظم ریاضی حاکم بر جهان است. او کشف کرد که نسبتهای خاصی بین طولهای تارهای سازهای موسیقی، باعث ایجاد آواهای دلنشین میشوند. این کشف، او را به این باور رساند که زیبایی در هنر، نتیجه ایجاد هماهنگی و توازن بین عناصر مختلف است.
ـ نسبتهای متناسب (Proportion): فیثاغورث به نسبتهای عددی بین اجزای مختلف یک اثر هنری اهمیت زیادی میداد. او معتقد بود که زیبایی، حاصل ایجاد نسبتهای متناسب بین طولها، عرضها و سایر ابعاد یک اثر است.
فیثاغورث از سه دریچه به زیبایی مینگریست: موسیقی، اشکال هندسی و هنرهای تجسمی. موسیقی برای او تجلی کامل هماهنگی و نظم ریاضی بود. او معتقد بود که موسیقی میتواند بر روح انسان تأثیرگذار باشد و به او آرامش و تعادل بخشد، در عین حال اشکال هندسی مانند دایره و مثلث، به دلیل تقارن و نسبتهای دقیقشان، نمادهای زیبایی برای فیثاغورث بودند. او معتقد بود که این اشکال، بازتابی از نظم کیهانی هستند.
- فیثاغورث بیشتر به موسیقی و ریاضیات علاقه داشت، اما اندیشههای او بر هنرهای تجسمی نیز تأثیرگذار بود. بسیاری از هنرمندان پس از او، از اصول ریاضی و هندسی برای خلق آثار خود استفاده کردند.