جوان آنلاین: بیانیه مجمع مدرسین و محققین باید زمانشناسی را در ایدههای خود بیشتر مدنظر قرار دهد و ایدههای ولو قابل تأملشان را در زمانی بهتر مطرح کنند که «هر سخن جایی و هر نقطه مکانی دارد.»
به گزارش مهر، بیانیه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم بهمناسبت شهادت یحیی سنوار در چند روز گذشته مخصوصاً در فضای حوزوی محل مناقشه شده و حسابی جنجال به پا کرده است.
ماجرا از این قرار است که این تشکل که شناختهشدهترین شخصیت آن حجتالاسلام موسویتبریزی است، در انتهای یک بیانیهای که محتوای ضدصهیونیستی دارد، بیان کرده است: مجمع مدرسین و محققین معتقد است تنها راهحل صلح پایدار، بازگشت اسرائیل به مرزهای قانونی ۱۹۶۷ است، در حالی که همان مرزهای ۱۹۶۷ هم حاصل اشغال، تجاوز و جنایت است.
نکته اول: این واقعیت مسلم است که رژیمصهیونیستی با اشغال سرزمینهای اشغال سرزمین یک ملت را از آنان غصب کرده است، از اینرو نه مردم فلسطین و نه جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه موافق به رسمیت شناختن دولتی تحت عنوان اسرائیل نیستند و بر اساس حق طبیعی و ذاتی، فلسطینی یکپارچه تحت قیمومیت مردم فلسطین را مورد تأکید دارند و اساساً اگر بنا بر تندادن به راهکار دو دولتی بود، در ۲۹نوامبر۱۹۴۷ که قطعنامه۱۸۱ در سازمان ملل تصویب شد، مردم فلسطین تن به چنین طرحی میدادند و سالها روی آرمان بیرون راندن اشغالگران از وطن خود پافشاری نمیکردند و هزینه نمیدادند، پس پیش از طرح چنین ایدهای باید این واقعیت را در نظر گرفت که این مردم فلسطین هستند که ایده دودولتی را برنمیتابند و شهدایی، چون یحیی سنوار هم از دل همین ایده برآمدند و از تمامیت خود تا پای جان دفاع کردند.
نکته دوم: زمانشناسی یکی از مشخصههای بایسته یک تشکل برای کنشگری سیاسی و رسانهای است.
با فرض اینکه هر شخص و تشکلی حق بیان دیدگاههای خود را دارد، به نظر میرسد نویسندگان چنین بیانیهای باید شرایط کنونی را بیشتر میسنجیدند.
امروز بیش از یک سال از عملیات طوفانالاقصی گذشته و جبهه مقاومت در نبردی سخت و جانانه با رژیم اسرائیل است. بیش از ۴۳هزار نفر که درصد بالایی از آن را زنان و کودکان تشکیل میدهند، با بمبهای صهیونیستی به شهادت رسیدهاند و بسیاری از خانههای فلسطینیان ویران شده است. شرایط با زمان مشابه سال گذشته هیچ شباهتی ندارد، چه برسد به سال۱۹۴۷. رژیمصهیونیستی همه پیمانها و قراردادهای بینالمللی را نقض کرده است و حاضر به توافقی ولو چند روزه برای آتشبس نیست. اوضاع نه در فلسطین و نه در اسرائیل عادی نیست.
از سویی نه تنها حماس و حزبالله لبنان بلکه همه ساحات مقاومت از انصارالله یمن گرفته تا کتائب حزبالله و گروههای وابسته به جریان مقاومت در سوریه درگیر جنگ با اسرائیل هستند و در جبهه مقابل هم امریکا و اروپا تمامقد پشت اسرائیل ایستادهاند و به قول نتانیاهو این جنگ را «موجودیتی میبینند».
حال مطرحکنندگان این ایده باید از خود سؤال کنند که آیا اساساً الان وقت این است که ما راهکار دودولتی را پیش بکشیم و در پیامی پسینی، پالسی بفرستیم که دشمن از آن برداشت تسلیم کند؟ به نظر میرسد این تشکل باید زمانشناسی را در ایدههای خود بیشتر مدنظر قرار دهد و ایدههای ولو قابل تأملشان را در زمانی بهتر مطرح کنند که «هر سخن جایی و هر نقطه مکانی دارد.»