کد خبر: 1254565
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۴۰۳ - ۰۲:۰۰
خسارت سنگینی است. سیدحسن نصرالله از ارکان اصلی مقاومت در منطقه ترور شد و به شهادت رسید و علاوه بر ایشان جمعی از فرماندهان هم شهید شدند، در چنین حالتی نخستین تصوری که به ذهن می‌آید، این است آیا کار در حال رسیدن به انتهاست و باید مأیوس و مغبون شد؟

جوان آنلاین: عبدالله عبداللهی در پی ترور شهید عزیز سیدحسن نصرالله توسط رژیم خبیث صهیونیستی نوشت:
 یکم ـ ما و نصرالله:
خسارت سنگینی است. سیدحسن نصرالله از ارکان اصلی مقاومت در منطقه ترور شد و به شهادت رسید و علاوه بر ایشان جمعی از فرماندهان هم شهید شدند، در چنین حالتی نخستین تصوری که به ذهن می‌آید، این است آیا کار در حال رسیدن به انتهاست و باید مأیوس و مغبون شد؟
دستکم به سه دلیل هیچ استدلالی برای یأس و انفعال نمی‌بینم، یکی از این سه را در بند دوم خواهم گفت، اما دو دلیل دیگر اینکه تاریخ را خطی و پیوسته نباید دید؛ استدلال‌های مهم و بنیادی هم برای این مدعا در میان است؛ تاریخ مسیر مملو از پیوستگی‌ها نیست و معادلات جهان هم اسیر علت و معلول‌هایی که ما می‌شناسیم نیست؛ تاریخ پر از شکاف‌ها و گسست‌هاست و به تعبیر مولوی همه قرآن هم سراسر نفی همین سبب‌ها و علت‌های دنیایی است که ما می‌شناسیم: جمله قرآن هست در قطع سبب/ عز درویش و هلاک بولهب
بنابراین اینکه روند فعلی پر از ترور از سوی صهیونیست‌هاست و ضربه به فرماندهان مقاومت، ضرورتاً ادامه نخواهد یافت و در گسست‌ها، مستضعفین وارثان زمین خواهند شد. 
دلیل مهم‌تر ارجاع به این آیه بسیار عجیب و نفس‌گیر قرآن درباره نصر الهی است: أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّایأْتِکمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى یقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ؛ آیا پنداشتید که داخل بهشت مى‌شوید و حال آنکه هنوز مانند آنچه بر [سر]پیشینیان شما آمد بر [سر]شما نیامده است، آنان دچار سختى و زیان شدند و به [هول و]تکان درآمدند تا جایى که پیامبر [خدا]و کسانى که با وى ایمان آورده بودند، گفتند: «پیروزى خدا کى خواهد بود؟» هشدار که پیروزى خدا نزدیک است. 
آیه ۲۱۴ سوره بقره می‌گوید: بعضاً شرایط و دشواری‌ها آنقدر جدی می‌شد و تنگنا‌ها به‌قدری اضطراب‌آور بود که حتی پیامبر (ص)! - دقت کنیم حتی خود پیامبر (ص) ـ و آن‌ها که همراه ایشان ایمان آورده بودند، می‌گفتند: «این یاری و نصرت خداوند کی خواهد آمد؟» و خداوند در چنین هنگامه‌هایی در جواب می‌گفت که قطعاً نصرت و پیروزی از آن خدا نزدیک است. 
ما به این آیه ایمان داریم؛ تاریخ را گسسته می‌دانیم و در این گسست‌ها نصرت‌هایی می‌بینیم که همه شرایط را عوض خواهد کرد و البته این نافی آن نیست که تلاش‌ها را در اضطراب‌ها دوچندان کنیم، اما به هر حال این سنت خداست، آن‌ها که سنت الهی را باور کنند با پیروزی کار را خاتمه خواهند داد و آن‌ها که از وسط راه برگردند، خسارت را به‌دوش خواهند کشید. 


 دوم ـ ما و اسرائیل:
نه نیازی به شعار است و نه الان وقت شعار دادن است، اما بدون تعارف معتقدم که اسرائیل به رغم همه توفیقات تاکتیکی‌اش و به‌خصوص در ترور‌های اخیرش، سرجمع دست برتر را ندارد و هدف راهبردی نهایی و عظیمی را محقق نکرده است. این ادعا از تحلیل ماهیت رژیم‌صهیونیستی برمی‌آید؛ صهیونیست‌ها به‌عنوان کسانی که سرزمینی را اشغال کرده‌اند و می‌خواهند در این سرزمین غصبی بمانند و گام‌های بعدی را بردارند، در قدم اول و اصلی نیازمند دوچیزند؛ نخست، امنیت پایدار و مطلقی که بتوانند اشغالگران مهاجر فعلی را حفظ کنند و مهاجران دیگر را هم به‌سمت فلسطین بکشانند و دوم، نرمالایز شدن در منطقه و جهان؛ به نحوی که ملت - دولت‌های منطقه و به ویژه اعراب، همچون برخی مرتجعین و سفیهان به همزیستی ظاهراً مسالمت‌آمیز با آنان روی آورند و خود را خلع سلاح کنند، پروژه‌هایی مانند تطبیع (عادی‌سازی روابط با اعراب) و کریدور اقتصادی آی‌مک (هندی ـ عربی ـ اسرائیلی) برای پیشبرد همین راهبرد بود. 
هر آنچه امنیت صهیونیست‌ها را متزلزل کند و پروژه فِیک نرمالیزاسیون را به محاق ببرد، بنیاناً علیه صهیونیست‌هاست و در این زمینه توفیقات تاکتیکی آن‌ها چاره‌ساز کلان راهبردی نیست. 
اگر صهیونیست‌ها بتوانند امنیت را تکمیل یا حداقل ارتقا دهند و نرمال شوند، پیروزی راهبردی کسب کرده اند، اما مسئله اینجاست هرگام که جلوتر می‌روند، هر دوی این‌ها را بیشتر تخریب می‌کنند. به تعبیر خود نتانیاهو در سازمان ملل، امروز حداقل هفت خط مقدم و جبهه فعال علیه صهیونیست‌ها ـ از ایران تا عراق و یمن و سوریه و لبنان تا غزه و حتی کرانه باختری ـ وجود دارد و آنچه اسرائیل از جنایت و خرابکاری و کشتار و نسل‌کشی و... انجام داده، شلیک‌ها را متوقف نکرده و حتی وضعیت خود به‌لحاظ نرمال شدن را میان مردم اروپا و امریکا هم بدتر کرده است. 

 سوم ـ ما و مویه‌ها!
اسطوره و بزرگی که از دست می‌رود، از حاج قاسم گرفته تا سیدحسن نصرالله، مویه‌ها و مرثیه‌ها طبیعی است، اصلاً خود پیامبر (ص) هم برای رفتگانش و سردارانش گریه می‌کرد، برخی روایت‌ها درباره گریه آن حضرت برای حمزه (ع) می‌گوید که آنقدر با صدای بلند گریه کرد که حال غش به آن حضرت دست داد. 
اما مرثیه اگر به حماسه نرسد و صرفاً با انفعال توأم شود، خیری نه برای مقاومت دارد و نه برای سیدمقاومت! آنگاه که مقاومت تصمیم گرفت که با صهیونیست‌ها مبارزه کند، می‌دانست که او برتری تکنولوژیکی دارد، می‌دانست که او پول و زور و دستگاه‌های جاسوسی و امنیتی و تروریستی همه زورگویان دنیا را پشت خود دارد، می‌دانست که او بی‌رحم و سفاک است، می‌دانست که او ممکن است فرماندهان را ترور کند، می‌دانست که خود به‌لحاظ امکانات و پول و سرمایه و تجهیزات و... بسیار کمتر از طرف مقابل برخوردار است، اما این‌ها را به انفعال و صرفاً مرثیه‌خوانی و مداحی تفسیر و ترجمه نکرد، این‌ها فقط یک چیز به ما می‌گوید: اگر امکانات کم بود و شرایط دشوارتر بود، باید ایمان بیشتر باشد و کار جدی‌تر و شبانه‌روزی‌تر؛ وگرنه نوحه‌خوانی صرف و خالی‌کردن دل دیگران را سلیمان صرد خزایی هم بلد بود!

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
مین
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۶:۱۵ - ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
0
0
این رسم روزگار و حال دنیاست دنیا خیلی نامرد است
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار