جوان آنلاین: حسین جعفریان در کانال تلگرامی خود نوشت: دفتر سوم مثنوی را میخوانم، رسیدهام به حکایت اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل. مولانا گریزی میزند به داستان نوح و کشتیاش. طوفان، کنعان پسر نوح را غرق میکند و بعد نوح با خدا وارد دیالوگ میشود، آخر سر که میفهمد حقیقت ماجرا چیست با تضرع به خدا میگوید خوب شد طوفان را فرستادی و باعث شدی حجاب از چشمانم برداشته شود:
شکر، طوفان را کنون بگماشتی / واسطه اطلال را برداشتی
زآنکه اطلال لئیم و بد بُدند/ نی ندایی، نی صدایی میزدند
من چنان اطلال خواهم در خطاب / کز صدا، چون کوه واگوید جواب
تا مثّنا بشنوم من نام تو / عاشقم بر نام جانآرام تو
هر نبی، زآن دوست دارد کوه را / تا مثّنا بشنود نام تو را
خوارزمی میگوید: «زیرا تمنای عاشق آنست تا هر عضوی به قدر قابلیت خویش لذتی از محبوب دریابد.» گوش هم دوست دارد انعکاس صدای محبوب و معشوق را بشنود.