جوان آنلاین: آتش جنگ وقتی به جان انسان بنشیند، کارش میشود سوزاندن و برای این سوزاندن، از قربانیاش مدرک و شناسنامه و کارت ملی نمیگیرد. چه بچه قلب خاور آسیا باشی و چه منتهیالیه شرقی اروپا، آوارگی و طعم سلاح و بوی باروت برایت یک رنگ دارد، اما گاهی این ابتلا در هر خاک و زیست بومی، بنا به مختصات همانجا تجارب بدیع و منحصربهفردی میزاید. از ویتنام و بومیان امریکا و کرههای شمال و جنوب بگیر تا همین عراق و افغانستان و یمن خودمان که اگر هر کدامشان دست به کلنگ شوند و تاریخ جنگهایشان را زیر و رو کنند، احتمالاً صدها ورق از این بدایع و منحصرات رو میکنند.
اما ایران؛ ایران به قدمت هر آنچه تاکنون زیسته، همواره و همیشه تیغ تیز جنگ را روی تن و جانش حس کرده و شاید نتوانیم روزگاری را در لابهلای تاریخش بیابیم که این خاک در آرامش سر بر بالین گذاشته باشد. بدینجهت رقم اوراق بدایع این خاک نه صدها که بلکه هزاران است و عباس حیدری یکی از آن اوراق.
تنگسیری اهل تنگستان که ۵۴ شمسی متولد شد، کودکیاش را در دره زار احمد و با رئیسعلی در حال بازی گذراند. بازیای که شاید بهظاهر سرگرمی بود ولی در همان دوران روح مقاومت و مبارزه را در بچههای تنگسیر زنده نگه میداشت. بعد از مدتی همراه مادر، خواهر و برادر، خانه و کاشانه را جمع کردند و به شهر اَهرَم آمدند. حالا با آمدن به شهر، نگاه تنگسیری ۱۱ساله به زندگی جدیتر شده بود. برادر بزرگتر در جبهه و خودش نیز در بسیج روزگار را ورق میزد. تا اینکه روزی در بین بحبوحههای اعزام، خسته از نادیده گرفته شدن، خودش را جاماندهای دید که جبر سن و سال او را از کاروان عقب انداخته و درنتیجه دست به تیغ شد تا سایه این جبر را دور بزند و مابقیاش هم بماند با شما و همتتان در ملاقات با «کوچکتر از ام یک».
«کوچکتر از ام یک» محصول قلم منوچهر بایندری و همت انتشارات سوره مهر، عزم دارد خاطرات هشت تا ۱۳ سالگی همین عباس آقای حیدری را به ورطه روایت بکشاند. نویسنده در مقدمه در مورد نحوه تألیف اثر اینگونه توضیح میدهد: «نگارش کتاب بر پایه گفتگوها و اظهارات آقای حیدری صورت گرفته و چنانچه چیزی افزوده یا کاسته شده است، فقط در جزئیات و شیوه بیان مطلب بوده وگرنه در پیرنگ و چارچوب خاطرات هیچ تغییری صورت نگرفته است.»
روایت خاطرات خطی پیش میرود و مقید به حفظ توالی زمان وقایع است. کل کتاب در ۲۵ بخش جمع شده است و جناب بایندری بنا را بر این گذاشته که پرونده هر بخش را در شش، هفت صفحه ببندد و طبیعتاً این کوتاهی بخشها هم سیر مطالعه را روانتر میکند و هم جلوی خسته شدن خواننده را میگیرد. در چند فصل ابتدایی اثر مخاطب را به زادگاه عباس حیدری، روستای حیدری میبرد و راوی با دوربین کودکانه اش جغرافیای آن ناحیه و گونه فرهنگی حاکم را تا حدودی برای ما به تصویر میکشد. در بخشهای میانی و پایانی هم مفهوم جنگ قرین زندگی جناب حیدری میشود و در این فصول شاهد حضور او در پادگان آموزشی و فضای جبهه هستیم.
کلیت اثر یک ضعف اساسی دارد و آنهم تک راوی بودن روایت است. طبیعتاً حضور یک نوجوان ۱۱ساله در اتمسفر جنگ و گردان، تضاد بصری جالبی را ایجاد میکند و این تضاد پیش از همه برای مسئولان و همرزمان عباس حیدری ایجاد شده و صد حیف که ما حضور این نوجوان ۱۱ساله و احوالاتش را از نگاه دیگر رزمندگان نمیبینیم.
در کل اثر درگیر سوژه جذابی شده و حضور نوجوانی که هنوز خیلی از آب و گل دوران کودکی درنیامده در فضای جنگ، بیرونزدگی جالب و زیبایی را ایجاد میکند که حتماً برای مخاطبان آثار مرتبط با دفاع مقدس جذاب خواهد بود.