لازم به فریاد زدن یا تأیید پدر نبود؛ سالهاست که همه خوب میدانیم با چه قماشی سروکار داریم. پس نیازی نبود که فردوسیپور رفتار زشت و قبیح یک پسر و خندههای زشتتر پدرش را رسانهای کند تا حجت بر همه تمام شود.
همه خوب میدانیم که اسلاف این بازیکنان چگونه ملافههای اتاقشان را بههم گره زدند تا شبانه و دور از چشم مسئولان تیم از اتاقهایشان خارج شوند. همه خوب یادمان هست که حتی اتوبوس تیم ملی هم از گزند آنها در امان نبود. چیزهای دیگری را هم به یاد میآوریم، اما اینکه پدر یک بازیکن از بیقید و بندی پسرش حرف بزند و بعد همراه او مجری برنامه خنده سر بدهد، رفتاری بود که تا حالا ندیده بودیم. اتفاقی که البته باز هم هیچ بازخوردی نداشت و کک هیچ کس هم نگزید، حتماً، چون رامین رضاییان مثل حسین کنعانیزادگان و بقیه فوتبالیست بوده، والا خوب میدانیم که اگر یک ورزشکار دیگر مرد یا زن در رشتهای دیگر چنین خطایی مرتکب شده بود و به آن میخندید، چگونه با او برخورد میشد.
باید به فردوسیپور ایراد گرفت که فساد فوتبالی جماعت را فریاد میزند. البته نیازی به فریاد نیست، چراکه همه خوب میدانیم با چه موجوداتی طرف هستیم؛ اینکه یک برنامه بسازی و به اسم «فان» بودن آن هرچه دلت میخواهد را در آن بگنجانی و منتشر کنی هنر نیست، هرچند که بر این باوریم هدفی پشت این کار نهفته بود. سالهاست که همه تصاویر این بازیکن را با لباسهایی که اغلب مردان حتی روی پوشیدن آنها را هم ندارند، میبینیم و همیشه از خودمان میپرسیم چرا باید تیم ملیمان چنین بازیکنانی داشته باشد. از پشت پردههایشان هم خبر داشتیم، اما قرار به فریاد زدن نبود که اگر بود سالها قبل باید تمام تخلفات ملیپوشان فوتبال را فریاد میزدیم.
فردوسیپور رسوایی چیزی را فریاد میزند و میخندد که خیلیها سالهاست با خوندل خوردن آنها را پنهان کردهاند. نیازی نبود درست پیش از آغاز جام ملتها چنین حاشیه زشتی رو شود. حاشیه از تیمی که خوب میدانیم نباید چندان به موفقیتش امید بست، اما حداقل میشد حفظ ظاهر کرد. حالا، اما همان ظاهر تقریباً خوب هم از بین رفته است. برای ما مدتهاست که از بین رفته، اما شاید هنوز میشد در گوشه و کنار آدمهایی را پیدا کرد که در میان تمام گرفتاریهای ریز و درشت خود امیدی هم به فوتبال و فوتبالیجماعت داشته باشند. امیدی که فردوسیپور با قبحشکنی بیاخلاقیهای فوتبالیها از آنها گرفت.
فردوسیپور باعث شد حالا تمام نگاهها به تیم ملی فوتبال عوض شود. تیمی که قرار است با جمعی از بازیکن بیاخلاق و بیقیدوبند برود و مقابل قدرتهای آسیا برای قهرمانی قاره بازی کند. تیمی که هرچند چهرههای محجوب هم در آن دیده میشوند، اما چه کسی است که نداند چنین چهرههایی در فوتبال ایران اصلاً دیده نمیشوند و حتی فوتبال با تمام توان آنها را بیرون میکند. راستی چرا فردوسیپور برای استقبال از جام ملتها سراغ یکی از این بازیکنان نرفت؟!
خندههای پدر رامین رضاییان در خصوص بیقیدوبندی پسرش، اوج اضمحلال اخلاقی فوتبال ایران است. راستی این را هم خوب به یاد داریم که در فوتبال حرفهای دنیا با این بیبندوباریها چگونه برخورد میکنند، نمونهاش کریم بنزما و جان تری، ولی آنها عادل فردوسیپوری نداشتند که به کار زشتشان بخندد و خیلی راحت کنار گذاشته شدند.