جوان آنلاین: تقی کیمیایی اسدی در کانال تلگرامی خود نوشت: دو نوع حافظه کلی داریم. یک نوع تلویحی است که بدون درگیر شدن با محرک یا اتفاقی که میتوانیم آن را به خاطر بیاوریم، بهصورت معنا (مثلاً پاریس پایتخت فرانسه است) یا دستورالعمل (طرز استفاده از چکش با نگاه به دیگران که حافظه ابزاری را میسازد) از ابتدا تا آخر در قشر شکلگرفته و بعداً با افزایش دانش با حافظههای معنایی یا ابزاری دیگر همبسته شده و در صورت لزوم از قشر بازخوانی میشوند.
اجزای خاطرات وقایعی که ما را درگیر میکنند، یعنی حافظه رخدادی یا اپیزودیک، مانند یک تصادف که اجزای مختلف حسی منجمله بینایی، شنوایی، فضایی، احساسی، بهویژه زمانی و ... دارند، ابتدا از هم جدا هستند، اما بعداً در شاخ آمون ۳ هیپوکمپ بهطوری بیقاعده و شانسکی در هم ادغامشده و یک خاطره واحدی را شکل میدهند که در هر شخصی و در هر زمانی در همان شخص میتواند متفاوت باشد، چون هیچ قاعده و قانونی در شکلگیری آن دخیل نیست. اگر این خاطره شکلگرفته دلبخواهی و بدون قاعده توسط هیپوکمپ در بیداری با ایماهایی تذکر دهنده به باخبری برسد، فرم شکلگرفته آن بهصورت حافظه معنایی در قشر بایگانی شده و جزئی از زندگینامه ما میشود که با گذشت زمان و عدم به خاطر آوردن و بیهوده شدن استفاده از آنها تدریجاً جزئیات زمانی و مکانی و بقیه آنها کمرنگتر میشوند. بعداً هر هنگام که این خاطره برای کار در دست لازم شود قشر جلوپیشانی دستور توجه مانندی میفرستد و شبکههای قشری لازمی را که از ابتدا و در لحظه اتفاق درگیر فرایند اجزای اتفاق بودند فعال کرده و مورداستفاده قرار میدهد. اگر خاطره واقعه به دلیلی هنوز در هیپوکمپ پاک نشده باشد که معمولاً چند ماهی طول میکشد تا کمرنگ شود، قشرجلو پیشانی میتواند از طریق شاخ آمون یک، خاطره واقعی را تا حدی که هنوز فعال است بازسازی کند. اگر خاطره چند مدتی گذشته و به خاطر آورده نشود تدریجاً در شاخ آمون۳ ضعیف شده و فقط میتوان شکل تغییریافته آن را از قشر بازخوانی کرد. شکلگیری و توان بازخوانی همه انواع حافظهها بین افراد مختلف تفاوت زیادی دارد که به نظر میرسد در بین افراد توزیع آماری هذلولی یا زنگولهای داشته باشد و تا حدی ژنتیکی و شانسکی باشد. شکلگیری خاطرات در این سیستمها به فعالیتهای همه ناقلان عصبی، گیرندههای آنها و ساختار ژنتیکی شکلدهنده اساس شبکههای مغز و توان ایجاد همبستگیها بستگی دارد، تفاوتهایی که بین افراد کاملاً مشهود است و نمیتوان آنها را به خاطر ضعف به خاطر سپردن یا به خاطر آوردن توبیخ کرد، چون اینها هم لایههای دیگری از جبر اعمالشده بر انسانها هستند.