کد خبر: 1202696
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۴۰۲ - ۰۲:۲۰
درس‌هایی که برای زندگی اجتماعی از نان شب واجب‌تر است 
در واقع نظام آموزشی علاقه‌ای به آموزش نحوه رفتار با دیگران ندارد، بلکه بر توانایی ما در به خاطر سپردن آموخته‌ها تمرکز می‌کند. اما در زندگی باید مهارت‌هایی مانند ارتباط با دیگران را نیز آموخت تا زندگی بهتری داشت. این در حالی است که حتی آموزش مهارت‌های اساسی زندگی در مراکز آموزشی، به این مهارت نزدیک هم نمی‌شود. 
نیره محمودی
جوان آنلاین: در مدرسه، ریاضیات یا شیمی و فیزیک دروس پایه‌ای هستند که هوش پایه ما را تقویت می‌کنند. اما آیا این دروس قادر هستند که همه توانایی‌های فکری ما را تقویت کنند؟ مثلاً نحوه تعامل با دیگران را چگونه باید به بچه‌ها آموخت، اینکه چگونه می‌توان با همنوع خود همراهی و همدلی داشت. این‌ها بخشی از هوش هیجانی هستند که معمولاً در نظام آموزشی ما حتی در دانشگاه مغفول می‌ماند در حالی که برای زندگی اجتماعی از نان شب واجب‌تر است. 
در واقع نظام آموزشی علاقه‌ای به آموزش نحوه رفتار با دیگران ندارد، بلکه بر توانایی ما در به خاطر سپردن آموخته‌ها تمرکز می‌کند. اما در زندگی باید مهارت‌هایی مانند ارتباط با دیگران را نیز آموخت تا زندگی بهتری داشت. این در حالی است که حتی آموزش مهارت‌های اساسی زندگی در مراکز آموزشی، به این مهارت نزدیک هم نمی‌شود. 
اما بدون تقویت هوش هیجانی، قادر به ارتباط مؤثر با دیگران و پاسخگویی به نیاز‌های آن‌ها و خودتان نیستید. هوش هیجانی در واقع معیاری برای میزان سازگاری شما با خودتان و اطرافیانتان است. هوش هیجانی در واقع یک مفهوم مشخص و معین نیست، بلکه ترکیبی از همدلی، باور‌ها و سایر مهارت‌های بین فردی است. هوش هیجانی، توانایی فرد در ادراک و دریافت احساسات و هیجانات خودش و همین طور دیگران است. در واقع آنچه در هوش عاطفی یا هیجانی مورد توجه است، توانایی است که یک انسان در مقابله با چالش و بحران‌های زندگی دارد. در این فرصت قصد داریم برخی روش‌های رایج برای تقویت هوش هیجانی را مورد اشاره قرار دهیم. 
 
۱- به جای واکنش تند، پاسخی سنجیده داشته باشید: گاهی وقتی عصبانیت در و جودمان شعله‌ور می‌شود، بدون فکر صحبت می‌کنیم و چیز‌هایی را به زبان می‌آوریم که اوضاع را بدتر می‌کند. بنابراین بعد از اینکه کار از کار گذشت، دوست داریم زمان برگردد تا اشتباهمان را جبران کنیم. اگر هوش عاطفی شما قوی باشد، معمولاً در چنین موقعیتی، اول کمی مکث کرده و سعی می‌کنید رفتاری حساب شده‌تر داشته باشید. بنابراین وقتی کمی تأمل کنید، امکان ارتباط مؤثرتری خواهید داشت و می‌توانید قبل از اینکه کار‌ها خراب شوند، تضاد‌ها را حل کنید. 
۲- روی تأثیر رفتارتان بر دیگران بیشتر تأمل کنید: یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی که مردم را از هوش عاطفی دور می‌کند، عدم مسئولیت‌پذیری است. مسئولیت‌پذیری یعنی پذیرش نتایج اعمال خودمان. عادت کنید به طور منظم در مورد رفتارتان از خود سؤال کنید. در این صورت قادر خواهید بود بعد از مدتی تغییرات مثبتی را، هم در رفتار، هم در نحوه ارتباط‌تان با دیگران ایجاد کنید. هر فردی سبک ارتباطی خاص خودش را دارد و شما باید این قابلیت را در خود تقویت کنید که در صورت نیاز، رفتاری سازگار با آن سبک ارتباطی خاص اتخاذ کنید. توجه به این موضوع به شما کمک می‌کند تا ارتباطات مؤثرتری با دیگران ایجاد کنید. 
۴- به دیگران کمک کنید تا احساس اعتبار کنند: افراد گاهی برخی از چالش‌هایی را که با آن‌ها روبه‌رو هستند، با شما در میان می‌گذارند. بدین ترتیب این فرصت برای شما فراهم می‌شود که هم با آن‌ها همدردی کنید و هم اینکه در صورت امکان راهکاری را پیشنهاد دهید. مثلاً ممکن است فردی در مورد یکی از اعضای خانواده یا وضعیت دشواری که با آن دست به گریبان است با شما صحبت کند. او در واقع دارد یک نیاز عاطفی را که برآورده نشده است، با شما در میان می‌گذارد. آن‌ها در بیشتر مواقع از شما انتظار ندارند که مشکلات‌شان را حل کنید. با این حال، صحبت‌کردن با کسی که بتواند با آنچه که می‌گویند ارتباط برقرار کند، برای آن‌ها کافی و مؤثر است. این فرصتی است که می‌توانید به خوبی پاسخ دهید و همبستگی خود را نشان دهید. 
۵- دیگران را قضاوت نکنید: بین شنیدن یک نفر و گوش دادن واقعی به او تفاوت وجود دارد. گوش دادن یک مهارت همدلانه و احساسی است. بیشتر افراد فقط می‌خواهند متکلم باشند و اغلب حرف دیگران را نادیده می‌گیرند. اما وقتی به یک «شنونده فعال» تبدیل می‌شوید، رویکردتان این است که به حرف دیگران گوش دهید. بنابراین آنچه گفته می‌شود را قبول می‌کنید و به افکار که مخالف هستید به شیوه‌ای سازنده پاسخ می‌دهید. در این صورت به نگرانی آن‌ها هم توجه خواهید کرد. هدف شما این است که به دیگران کمک کنید تا خودشان را بهبود ببخشند نه اینکه آن‌ها را قضاوت کنید. 
۶- ببخشید و به جلو حرکت کنید: کینه ورزی شما فقط به یک نفر صدمه می‌زند و آن خود شما هستید. این طبیعی است که نسبت به کسانی که با آن‌ها مشکل دارید، احساس رنجش کنید. در بسیاری از موارد، رها کردن این احساسات بسیار دشوار است. اما صرف نظر از شرایطی که منجربه وضعیت فعلی شما شده است، هر چه مدت بیشتری این احساسات را حفظ کنید، بیشتر شما را خواهند خورد. در بخشش، اولین قدم این است که بتوانید فردی یا افرادی را که به شما آسیب رسانده‌اند ببخشید. بخشش فرآیندی است که ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا کامل شود. اما این کاری است که شما به خاطر خودتان انجام می‌دهید، نه هیچ کس دیگر. بخشش یکی از پایه‌های ثبات عاطفی است. 
۷- اشتباهات دیگران را برجسته نکنید: هرکسی می‌تواند اشتباه کند. این اشتباه‌ها هستند که شخصیت ما را می‌سازند. هر از گاهی، همه ما احساس می‌کنیم که نیاز داریم دوستان خود را در مسیر درست هدایت و به آن‌ها کمک کنیم از مشکلات خلاصی یابند، اما نشان دادن عیوب دیگران، بهترین راه برای ارائه مشاوره نیست. در واقع، برای کسانی که آمادگی آن را ندارند، می‌تواند حتی بسیار آزاردهنده باشد. 
برجسته کردن جایی که افراد اشتباه کرده‌اند شاید لازم باشد، اما می‌توان با مهربانی این کار را انجام داد. احساسات افراد ظریف است، هرچند که ممکن است ظاهری سخت داشته باشند. وقتی بر اساس هوش هیجانی خود عمل کنید، به جای انتقاد راه حل دیگری خواهید یافت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها