جوان آنلاین: دکتر هادی صمدی، استاد فلسفه و پژوهشگر فلسفه تکاملی در کانال تلگرامی خود نوشت: «خدایا چیست این افسانه هستی؟» دانشمندان در طرح این پرسشهای عمیق و زیبا با شاعران شریکند، اما در قالب پرسشهایی قابل پژوهش آنها را عرضه میکنند: حیات چگونه شکل گرفته است؟ آیا انتخاب طبیعی نقشی در شکلگیری نخستین تکسلولی داشته است؟ قدیمیترین موجود زنده به چه شکل بوده است؟
نیای مشترک همه موجودات، اولین تکسلولی زنده است. قبل از آن حیات به شکل غیرسلولی بوده است که به آن فوکا گویند. فوکا تا چند میلیون سال تکثیر شده، اما از یک نقطه به شکل حیات سلولی درآمده و باز تکثیر شده تا جایی که در نقطهای دیگر با تغییری که در یک تقسیم سلولی رخ داده است، نقطه آغاز نخستین دوشاخهشدن مهم در درخت حیات رقم میخورد و باکتریها و آرکئاها (باستانیان) از هم جدا میشوند. به این تکسلولی فرضی «آخرین نیای مشترک همگانی» (لوکا) گویند.
قبل از آنکه به پژوهش جدید نشریه نیچر درباره لوکا اشاره شود، اشاره به برخی پرسشها درباره فوکا نیز بد نیست.
فرایندی که به زیستزایی (آبیوجنسیس) موسوم است و طی آن فوکا شکلگرفته و در ادامه به شکلی سلولی درآمده چگونه بوده است؟ نظریههای مختلفی وجود دارد که هر چند اجماعی بر سر آنها نیست، اما مشخصاً گفته میشود که فوکا در یک لحظه خاص شکل نگرفته است. فرایند زیستزایی، تدریجی و درازآهنگ بوده و به مرور به پیچیدگیها افزوده شده است.
پرسشهای نظری مهمی پیش رو است، مثلاً اینکه آیا شکلگیری فوکا محصول تکامل است؟
اگر به این پرسش پاسخ منفی دهیم و بگوییم که فوکا محصول عملکرد انتخاب طبیعی نیست، به آن معنا میشود که موجودی به پیچیدگی فوکا توانسته است بدون مکانیسم اصلی تکامل، یعنی بدون کمک انتخاب طبیعی شکل بگیرد و این تبیینهای جایگزین بسیار پیچیدهای میطلبد.
اما اگر با پاسخی مثبت به این پرسش بگوییم که در شکلگیری این تکسلولی، انتخاب طبیعی دخالت داشته است، میتوان پرسید انتخاب طبیعی چگونه ژنهای آن را به وجود آورده؟ چگونه نخستین آر. ان. ایها در جهان پیشاسلولی شکل گرفتهاند؟ مگر نه اینکه انتخاب طبیعی روی خصیصههای ارثپذیر کار میکند؟ اما اگر خصیصه موردنظر ساختار خاص خود آر. ان.ای باشد، پرسش این است که پس اولین آر. ان. ایها که عامل وراثت هستند، چگونه شکل گرفتهاند؟!
احتمالاً در پاسخ باید از توارث غیرژنی سخن بگوییم یا نگاهی جدید به تکامل داشته باشیم. این دو راهی به خوبی نشان میدهد که چرا هر چند زیستشناسان فرضیههای جالبی را عرضه کردهاند، اما رسیدن به اجماعی بر سر شکلگیری نخستین نیای مشترک سخت است. داروین معتقد بود نظریه تکامل، هم چگونگی توزیع خصیصهها را در تبارها توضیح میدهد و هم بهوجود آمدن ساختارهای پیچیده در موجودات زنده را، اما درباره اینکه چگونه یک یا چند نیای اولیه شکل گرفتهاند، نظری نداشت، هر چند به وضوح اولین تکسلولیها نیز بسیار پیچیده بودهاند و باید مشمول نظریه داروین شوند، اما داروین احتمالاً معتقد نبود که انتخاب طبیعی بتواند شکلگیری آن را توضیح دهد. از حدود۱۹۷۰ به بعد بود که برخی نظریهپردازان تکاملی بر آن شدند که نظریه تکامل را برای شکلگیری نخستین نیای مشترک نیز به کار گیرند و از «تکامل شیمیایی» سخن گفتند. احتمالاً نظریه تکاملی گمشده که در پستهای قبلی از آن سخن رفت، در اینجا کارآمد باشد.
اما سؤال دیگر این است: تبار اولیهای که از تکسلولی اولیه تا آخرین نیای مشترک وجود داشته، بیشتر به باکتریها شبیه بوده است یا به آرکئاها؟ به طور متعارف به چند دلیل آرکئاها کاندیدای بهتری در قدیمیتربودن هستند. از جمله اینکه در اعماق اقیانوسها و در فشار و دمای زیاد نزدیک به آتشفشانهای دریایی نیز یافت شدهاند و منابع انرژی متنوعتری نیز دارند، اما محاسبات مولکولی که چند روز پیش نتایج آن در نیچر منتشر شد، چیز دیگری میگوید.
محاسبات مولکولی نشان میدهند آخرین نیای مشترک یا لوکا چیزی بین ۵۲/۴ تا ۳۲/۴ بیلیون سال پیش به وجود آمده است، اما شواهد مولکولی نشان میدهند قدیمیترین آرکئاها صدها میلیون سال پس از حیات به وجود آمدهاند، یعنی حدود ۹۵/۳ تا ۳۷/۳ بیلیون سال پیش، در حالی که نیای مشترک باکتریها چیزی حدود
۴۹/۴ تا ۰۵/۴ بیلیون سال پیش بوده است.
به عبارتی، همانطور که در سالهای اخیر مطرح شده بود، باکتریها قدیمیتر از آرکئاها هستند و نام «باستانیها» برای آنها بامسمیتر است! اما این بار شاهد تجربی محکمتری، قدیمیتربودن ارکئاها را رد کرده است، البته همانند سایر پاسخهای علمی نتایج قطعی نیست. ممکن است آرکئاهای قدیمیتری وجود داشتهاند که شواهدی از آنها باقی نمانده یا هنوز در اعماق اقیانوسها زیست میکنند و کشف نشدهاند.