جوان آنلاین: اشتباهات داوری دلایل متعددی دارد؛ اشتباهاتی که یک شبه شکل نگرفته است و برای آسیبشناسی آن قبل از هر چیز باید به این سؤال پاسخ داده شود که چرا تشکیلات داوری ما بر اساس سلایق شخصی اداره میشود؟ در حالی که فیفا و ایافسی بارها و بارها راهکار دادهاند که چارت داوری و روش اداره داوری باید به این شکل باشد. بارها با کمیته و دپارتمان داوری جلساتی برای نحوه اداره داوری برگزار و تأکید شده که کار کمیته داوران سیاستگذاری و تعیین خط مشی داوری است و حق ندارد در کار اجرایی و عملی دخالت داشته باشد و تمام کارهای اجرایی و عملی به عهده دپارتمان است. در حالی که کمیته برخلاف قانون تمام کارهای اجرایی را که بر عهده دپارتمان است، خودش انجام میدهد. از برگزاری کلاسها، آموزش و چینش داوری را خود کمیته انجام میدهد، البته خود کمیته هم نیست. ما در ظاهر و به صورت صوری ارگانی به نام کمیته داوران داریم، اما در عمل اصلاً کمیته داوران نداریم چراکه اگر کمیتهای وجود داشته باشد، اعضای آن که پنجشش نفر، از رئیس و نایب رئیس گرفته تا سایرین، در رابطه با راهکار و تعیین خط مشی داوری کشور باید جلساتی بگذارند که هرگز چنین کاری نکردهاند. فقط گاه برای کم کردن فشار انتقادات و رسانهها از برگزاری جلساتی برای برگزاری داور دربی خبر میدهند، در حالی انتخاب داور دربی بر عهده کمیته نیست و از وظایف دپارتمان است.
وقتی داوری کوچکترین اهمیتی برای فدراسیون نداشته باشد، بیشتراز این هم نمیتوان انتظار داشت. وقتی بعد از تمام مشکلات و اشتباهات این چند سال که روزبهروز هم بیشتر و بیشتر میشود، خروجی جلسه آقایان خریدن ۱۰ هدست برای داوران است و تأکید بر بدیهیات (داوری که خوب قضاوت کند، هفته بعد هم قضاوت میگیرد) و ادامه مسیر اشتباه (داورانی که بیش از سه اشتباه داشته باشند، به لیگ یک میروند) چطور میتوان انتظار تغییر شرایط را داشت؟ همین جلسه و خروجی آن نشان از بیاهمیتبودن داوری برای فدراسیون و رؤسای آن دارد. وقتی اعضای کمیته داوران کارهای نیستند و همه تصمیمات را یک نفر میگیرد، باید هم با انبوه مشکلات و اشتباهاتی مواجه باشیم که قدمی برای حل شدن آن برداشته نمیشود چراکه ما اصلاً کمیته داوران نداریم. ما یک رئیس داوران داریم که صفر تا ۱۰۰ تصمیمات را خودش میگیرد.
ساختار ایراد دارد. داستان انتخابات هم یک طرف قضیه است که باعث میشود ما کمیته داوران مستقلی نداشته باشیم چراکه تحت فشار هیئتهاست و میدانیم که هیئتها برای استان خود سهمیه داوری میگیرند. به این مسائل آموزشهای غلط و نادرست را هم اضافه کنیم، میشود اوضاعی که این روزها بر جامعه داوری فوتبال ایران حاکم است. در چنین شرایطی آقایان به جای مواجهه با اشتباه و پرداختن به آن، به دفاع نادرست از داور میپردازند و این باعث ادامهدار شدن اشتباهات میشود. در حالی که باید اشتباهاتی را که در لیگ رخ میدهد در کلاسهای آموزشی برای داوران بشکافند و مورد بررسی قرار دهند تا مانع تکرار آن شوند، اما وقتی این اتفاقات رخ ندهد، چطور میتوان انتظار داشت شاهد کاهش اشتباهات باشیم؟ مگر به گفته سال گذشته خود مبنی بر کنار گذاشتهشدن داورانی که سه مرتبه در تستها رد شدند، عمل کردند؟ باید هم هفته به هفته شاهد اشتباهات پرتعداد و فاحش داوران باشیم، وقتی داوری که ابتدای فصل در تستها رد شده بعد از چند هفته با این ادعا که در تستهای بعدی قبول شده است، قضاوت میگیرد و همه میبینند که در زمین راه میرود!
این گوشهای از مشکلات داوری در فوتبال ایران است، اما همین چند مورد هم کافی است که بدانیم چرا داوری در فوتبال ایران طی سالهای اخیر به خصوص فصل جاری تا این حد افت پیدا کرده است؛ افتی که انتظار میرود با ورود کمکداور ویدئویی تا حدی کاهش یابد، اما در همین زمینه هم واقعیت را به مردم نمیگویند؛ ورود تکنولوژی VAR به فوتبال ایران چندان هم ساده نیست و آموزش حرفهای آن هم زیر نظر مدرسانی را که از فیفا تأییدیه دارند، میخواهد. در چنین شرایطی عجیب نیست که جامعه داوری و فوتبال در مظان اتهامهایی، چون شرطبندی، مهندسی بازیها و تعیین نتیجه بیرون از زمین قرار گیرد. باید بپذیریم وقتی اشتباهات بیش از حد معمول شده و مدام تکرار و تکرار میشود، شائبهبرانگیز میشود و اتهاماتی را مطرح میکند که اگر چه نمیتوان ثابت کرد، اما به سادگی هم نمیتوان ردشان کرد. در واقع این حرف و حدیثها نتیجه همین اشتباهات پرتعداد و کاملاً هم طبیعی است و تا زمانی که از شدت اشتباهات داوری کاسته نشود، نه تنها این اتهامات هم مطرح و پابرجاست که اوضاع از این هم بدتر خواهد شد.