پلیس بدون در نظر گرفتن معضلاتی که برای جای پارک خودروها وجود دارد، تابلوهای حمل با جرثقیل را در خیابانها نصب میکند؛ از همینرو وقتی رانندگان جایی برای جای پارک خودروهایشان پیدا نکنند، چارهای ندارند جز اینکه خودروهایشان را زیر همین تابلوها پارک کنند. روشن است در چنین شرایطی پلیس قادر نیست به وظیفه قانونیاش عمل کند. عمل به قانون در چنین شرایطی منوط به این است که روزانه هزاران مأموران پلیس به همراه هزاران جرثقیل راهی خیابانها شوند و خودروهای پارک شده زیر تابلوها را بار جرثقیلها و به پارکینگ منتقل کنند. اگر از نزاعهای پلیس با رانندگان خودروها و ترافیکی که جرثقیلها در شهر به راه میاندازند، بگذریم، پیدا کردن پارکینگی که بشود این حجم خودرو را در خود جا دهد، معضلی دیگر است. یعنی پلیس ابتدا باید مساحتی حد فاصل تهران تا قم را در نظر بگیرد تا بتواند خودروهای توقیفشده را به آنجا منتقل کند. تردد بیش از ۴ میلیون و ۲۳۰ هزار خودرو در پایتخت که هر روز بر آمار آن اضافه میشود و شهر را به پارکینگی بزرگتر تبدیل میکند، معضلی است که بدون در نظر گرفتن پیوستهای ترافیکی آن صورت گرفتهاست و از آنجا که فروش خودروهای بیشتر، منافع مالی مافیای خودروها را تأمین میکند، آسیبهایی که متوجه مصرفکنندگان آن میشود، هرگز در نظر گرفته نمیشود. چرا این تعداد خودرو به مردم فروخته میشود، اما به اندازه کافی جای پارک برای آن در نظر گرفته نمیشود، بنابراین در چنین شرایطی مردم باید چه کنند؟ پلیس باید بداند رانندگان خودروهای شخصی که به عنوان متهمان ردیف اول ترافیکها به شمار میروند و همواره مورد هجمه قرار میگیرند، چارهای جز استفاده از خودروی شخصی و پارک کردن آن زیر تابلوهای پارک ممنوع ندارند، بنابراین نصب این تابلوها به جای اینکه به عنوان یکی از نمادهای اجرای قانون تلقی شود، به ابزاری برای تمسخر پلیس تبدیل شدهاست. در چنین وضعیتی اقتدار پلیس به این نیست که راه بیفتد در خیابان و این خودروها را به زعم اینکه مرتکب تخلف شدهاند، جریمه کند که اگر همین وضعیت ادامه پیدا کند، تا چند صباح دیگر پای تابلوهای پارک ممنوع به کوچههای شهر هم کشیده میشود. در وضعیتی که حمل و نقل عمومی از چنان فلاکتی برخوردار است که اولویت آخر مصرفکنندگان از خدمات شهری قرار گرفتهاست، پلیس بهتر است تابلوهای حمل با جرثقیل را از خیابانها جمع کند تا اقتدارش نزد افکار عمومی محفوظ بماند.