این روزها همه جا سخن از کرمان است، شهری که طی سه سال گذشته پذیرای خیل عظیم زائران و دوستداران حاج قاسم از سراسر ایران و کشورهای مختلف است. اکنون در سومین سالگرد شهادت این سردار بزرگ اسلام، شهر کرمان حال و هوای خاصی دارد. مردم و مسئولان دیار کریمان خود را برای میزبانی از میهمانان حاج قاسم آماده کردهاند. برای رسیدن به گلزار شهدای کرمان، جایی که طی سه سال گذشته میزبان هزاران نفر بود باید به سمت شرق شهر برویم. گلزار شهدای کرمان در دامنه کوههای صاحبالزمان این شهر و در کنار مسجدی به همین نام واقع شده است. جایی که اطراف آن را جنگل قائم با انبوه درختان سر به فلک کشیده کاج فراگرفته است. در مسیر بزرگراه امام خامنهای شهر کرمان، درست در کنار گنبد تاریخی جبلیه یک تقاطع غیرهمسطح وجود دارد که مسیر زیرگذر آن به گلزار شهدای کرمان منتهی میشود. مسیری که وقتی از زیرگذر خارج میشوی، نخستین تصویری که مشاهده میکنی، گنبد و گلدستههای زیبای مسجد صاحبالزمان است که از دور خودنمایی میکند. مسجدی که مردم شهر کرمان احترام خاصی برای آن قائل هستند و در اکثر روزهای هفته بهویژه روزهای پنجشنبه و جمعه شاهد حضور جمعیت کثیری از مردم در این مکان هستیم. طی چند هفته گذشته در گلزار شهدای کرمان و محوطه اطراف آن عملیات متعدد عمرانی برای زیباسازی و فراهم آوردن امکانات مورد نیاز زائران، انجام شده و هنوز هم کارگران شبانهروز در حال فعالیت برای رفع مشکلات و کمبودها و ایجاد زیرساختهای لازم در این منطقه هستند.
حاج قاسم گرمابخش جسم و روح زائران
عصر جمعه دومین روز از نخستین ماه فصل زمستان است که خودم را به گلزار شهدای کرمان میرسانم. مکانی که طی سه سال گذشته و از زمانی که پیکر شهید حاج قاسم سلیمانی بنا به وصیتش در کنار قبر دوست و همرزم شهیدش یوسف الهی به خاک سپرده شد، هیچگاه خلوت نشده است.
قدم در راهپله ورودی گلزار شهدای کرمان که میگذارم، خیل عظیم جمعیت مثل همیشه توجهم را جلب میکند.
هوا سرد است و سوز سرمایی که از سمت دامنه کوه صاحبالزمان شروع به وزیدن میکند، تن هر آدمی را میلرزاند، اما اینجا وجود مزار حاج قاسم و دیگر شهدایی که در جوار او دفن شدهاند، گرمابخش جسم وروح زائران است.
با سرد شدن هوا در فاصله چند متری مزار سردار سلیمانی و درست روبهروی آن، یک خیمه بزرگ روی بخشی از قبور شهدا برپا شده است تا با توجه به سردی هوا و بارش نزولات جوی، زائران از گزند سردی هوا در امان باشند و در این مکان به زیارت شهدا و برپایی نماز بپردازند.
اما اینجا انگار کسی سرما را احساس نمیکند و همگی پلههای ورودی گلزار شهدا را با شور و حال خاصی پایین میآیند تا هرچه زودتر خود را به حلقه زائرانی برسانند که گرد مزار حاج قاسم جمع شدهاند. پیر و جوان، کوچک و بزرگ و زن و مرد، دستی روی سنگ سفیدرنگ مزار او میکشند. عدهای سنگ مزار را میبوسند، اشک میریزند و برای دقایقی در کنار مزار حاج قاسم میایستند یا مینشینند و دلشان را به سردار دلها میسپارند.
برای زائران مزار سردار دلها و دیگر شهدای گلزار شهدای کرمان، حال و هوای خاص و آرامشبخش این مکان لذتبخش است. این آرامش را میتوان در چهره تکتک کسانی که در اطراف مزار حاج قاسم نشستهاند و به مزار او چشم دوختهاند، به راحتی مشاهده کرد.
وقتی از حاج قاسم حاجت میگیری
آسمان گلزار شهدای کرمان در غروب روز جمعه مملو از تکههای کوچک ابرهای سفیدرنگی است که با پرتوهای سرخرنگ خورشید هنگام غروب، زیبایی خاصی پیدا کردهاند.
در حال تماشای زیبایی آسمان هستم که ناگهان صدایی از پشت سر مرا به سمت خود میخواند، آقا از این آسمان زیبا هم عکس بگیر، جوری که گلدستههای مسجد هم در عکس مشخص شود.
سرم را برمیگردانم و نگاهش میکنم. مردی جوان و لاغراندام است. اسمش محمدحسین قربانیکیا و ۴۳ ساله است. محمدحسین هر زمان که برای خواندن فاتحه سر قبر پدر مرحومش میآید، به زیارت مزار حاج قاسم هم میرود. او از خاطرات و مشاهداتش طی این سه سالی که به زیارت مزار حاج قاسم میآید، میگوید. از زائرانی سخن میگوید که از نقاط مختلف به اینجا آمدهاند و از حاج قاسم حاجت میخواستند. نگاهش را به نگاهم گره میزند و میگوید: از ته دل میگویم، من خودم دو بار از حاج قاسم حاجت گرفتم و کاری را که غیرممکن بود برایم ممکن کرد. من هر زمان سر مزار حاج قاسم میآیم، سبک میشوم و گرفتاریهایم را فراموش میکنم و امیدوار میشوم.
وی ادامه میدهد: ترامپ نماد مبارزه با داعش را به شهادت رساند و حالا امریکاییها در حالی ادعای آزاد کردن مردم ایران را دارند که ملت ایران سال ۵۷ خود را آزاد کرده است. آنها تنها به دنبال منافع خودشان هستند.
محمدحسین میافزاید: من وقتی سخنان حاج قاسم را میشنوم، انگار آینده را میبیند، راهی که او ترسیم کرده، همان راه خداست.
جوانی که به عشق حاج قاسم خادم مزارش شد
در محوطه گلزار شهدای کرمان، خادمین زیادی هستند که به عشق حاج قاسم و دیگر شهدای این گلزار در حال خدمترسانی به زائران هستند. خادمهایی که هر کدام از آنها خاطرات زیادی از زائران مزار سردار دلها دارند.
محمد محمدی، یکی از خادمان جوان گلزار شهدای کرمان است که به خاطر حاج قاسم خادم این گلزار شده است. او میگوید: من هر وقت قدم به گلزار شهدای کرمان میگذارم، حس و حال خاصی دارم. قبل از شهادت حاج قاسم همیشه پنجشنبه و جمعهها به اینجا میآمدم، اما از زمانی که پیکر سردار سلیمانی در اینجا به خاک سپرده شد، در هر فرصتی به اینجا میآیم. در گلزار شهدا یک حس و حال و معنویت خاصی وجود دارد که من را دلبسته اینجا کرده است تا اینکه افتخار نصیبم شد خادم این گلزار شوم و بتوانم به زائران این شهدا و حاج قاسم خدمت کنم.
احساس آرامش در جوار حاج قاسم
درست روبهروی ایستگاه، چای صلواتی که در محوطه گلزار شهدا برپا شده است، مردی میانسال با لباس بلوچی توجهم را جلب میکند. بخار گرمای لیوان چایی که در دستش گرفته به صورتش میخورد و با آرامش خاصی در حال نوشیدن چای بود.
اسمش غلامرسول است و فامیلش برزکار. ۵۴ سال سن دارد و اهل شهرستان ایرانشهر استان سیستان و بلوچستان است. از زمانی که حاج قاسم شهید شده بارها به زیارت مزارش آمده است. از حس و حالش وقتی به زیارت مزار حاج قاسم میآید و سبک شدن و فراموش کردن مشکلاتش میگوید: با توجه به اینکه من خودم از رزمندگان لشکر ۴۱ ثارالله در زمان جنگ بودم و در ۱۶ سالگی در عملیات آزادسازی مهران شرکت کردم، علاقه خاصی به سردار سلیمانی که فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله در زمان جنگ با عراق بود، دارم و این یک ساعتی که برای زیارت در این مکان میگذرانم، حس زیبایی دارم.
«احساس آرامش»، این عبارتی است که در صحبتهای تمامی زائران مزار حاج قاسم میتوانی بشنوی، همانند رضا قدرملکی ۳۱ ساله که میگوید گلزار شهدای کرمان تنها مکانی در این شهر است که دوست دارد به آنجا بیاید و در این مکان حال دلش خوب میشود.
نیت زائرین پاکستانی برای زیارت مزار حاج قاسم
در بین زائران مزار سردار دلها از کشورهای دیگر نیز هستند. زائرانی که با زبان و گویش خاص خود بر سر مزار حاج قاسم حضور مییابند و با او گفتگو میکنند و حتی برای گرفتن عکس یادگاری با عکس حاج قاسم که در چند نقطه از گلزار شهدای کرمان نصب شده است در صف میایستند.
در حال تماشای چند زائر پاکستانی هستم که در حال گرفتن عکس یادگاری با عکس حاج قاسم هستند که یکی از آنها توجهم راجلب میکند. مردی مسن که کلاه کاپیشنش را از سردی هوا روی سرش انداخته و به سمت مهدیه مسجد صاحبالزمان (عج) حرکت میکند. به دنبالش میروم و در کنار مزار شهدای گمنام او را صدا میزنم. خودم را معرفی و او را به گفتوگویی کوتاه دعوت میکنم.
اسمش سیدمنور لیناقوی از شیعیان شهر کراچی پاکستان است که به همراه حدود ۹۰ نفر دیگر از هموطنانش برای زیارت مزار سردار سلیمانی، حرم حضرت معصومه (س) و حرم امام رضا (ع) به ایران آمدهاند. سیدمنور میگوید: خدا را شکر میکنیم زیارتمان را از مزار شهید سلیمانی آغاز کردیم تا در این زمان مزار مبارک این فرزند رشید اسلام را زیارت کنیم. وی ادامه میدهد: همچنان که امام خمینی (ره) مذهب شیعه و اسلام را احیا کردند، سردار شهید سلیمانی اسلام، جهاد، غیرت، استقامت و شجاعت را احیا کرد، در حالی که بعد از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دنیا جهاد و مقاومت را فراموش کرده بود.
وی میافزاید: همانگونه که امام خامنهای فرمودند، سردار سلیمانی مالک اشتر زمان بود. خداوند توفیق زیادی به ایشان داد و او نعمت خداوندی را شکرگزار بود و با تقوای خود و با لشکر تحت امرش همه ممالک اسلامی را که درگیر جنگ با کفار و داعش بودند، حفظ کرد. وجود ایشان یک لطف الهی برای کشورهای اسلامی بود. سیدمنور میگوید او و دیگر زائران پاکستانی همراهش برای زیارت مزار حاج قاسم، حضرت معصومه و امام رضا (ع) نیت کرده بودند و شاید این همان فرموده رسول خدا (ص) باشد که فرمودند هرکس که به مدینه بیاید و من را زیارت کند، اما قبر جعفرطیار را زیارت نکند، به من ستم کرده است و اگر ما که برای زیارت امام رضا (ع) به ایران آمدهایم، مزار سردار سلیمانی را زیارت نمیکردیم ستم کرده بودیم.
وی ادامه میدهد: الحمدلله روحانیون پاکستانی بسیار فعال هستند و برای مسلمانان این کشور رشادتهای شهید سلیمانی را بازگو میکنند، بهگونهای که من اگرچه سردار سلیمانی را از نزدیک ندیدهام، اما ایشان را کامل میشناسم. این زائر پاکستانی مزار حاج قاسم میگوید: من وقتی که برای اولین بار سر مزار سردار سلیمانی حضور یافتم، دست گناهکار خودم را روی سنگ قبر ایشان گذاشتم و گفتم حاج آقا وقتی امام زمان (عج) ظهور کنند شما حتماً از قبر خود بیرون میآیید و امام را مشایعت میکنید و من از شما میخواهم در آن زمان شفاعت من را نزد امام زمان (عج) بکنید.
گفتوگوی کوتاه من با این زائر پاکستانی که پایان مییابد، مرا در آغوش میگیرد و میگوید خوش به حال شما که مزار حاج قاسم را در شهر خود دارید. از سیدمنو خداحافظی میکنم و به سمت پلههای خروجی گلزار شهدا میروم. صدای اذان از گلدستههای مسجد صاحبالزمان در فضای گلزار شهدا میپیچد و زائرین در حال گرفتن وضو برای اقامه نماز هستند. آسمان را ابرهای سیاه پوشاندهاند، انگار قرار است در شب نخستین جمعه دیماه، آسمان قطرات باران را روانه زمین کند و حال و هوای مزار سردار دلها را لطافتی دیگر بخشد.