
مهران ابراهيميان
اگر قرار باشد دولت نگاه درآمدزايي با ولع! به صنعت خودروسازي را تعديل كند و خودروسازان هم بخواهند تن به قواعد رقابتي در بازار خودروي جهاني بدهند، شايد بتوان واكنش ساكنان كيش را به عنوان الگويي منطقي براي برنامهريزي پيش روي بازار خودروي ايران ارزيابي كرد. در جزيره كيش به جز چند خودروي ايراني كه ميتوان از نوع رانندگي سرنشين دريافت كه غريبه است، به تمامي از خودروهاي خارجي استفاده ميكنند، در عين حال خودروهاي هيبريدي (تركيبي) نيز كمتر ديده ميشوند زيرا قيمت آنها گرانتر بوده و مردم ترجيح ميدهند به جاي خودروي گران از سوخت بيشتر و خودروي خارجي ارزان استفاده كنند. در عين حال رويكرد جديدي كه در دو، سه سال اخير در كيش رواج يافته، استفاده از موتورهاي بيسرو صدايي است كه تقريباً به آهستگي از كنار شما رد ميشوند. به اين ترتيب لقب شهر بدون موتورسيكلت ديگر براي جزيره كيش صادق نيست و هر از چند گاهي ميتوانيد شما موتورسيكلتهايي را ببينيد كه به آنها پريز برق متصل هستند.
به عبارت بهتر اين يك زنگ خطر جدي است براي بازار دستكاري شده خودروي كشور، زيرا ميان قدرت خريد ساكنان كيش و خودروهاي انتخابي نقطه بهينهاي وجود دارد كه در زمان حاضر ميتوان از آن براي كاهش آلودگي هواي تهران و كاهش صدمات ناشي از ايمن بودن خودروها استفاده كرد، به شرط آنكه نگاه درآمدزايي دولت حداقل در شروع تغيير نوع نگاه و در حوزه درآمدي دهكهاي متوسط به پايين تعديل يابد. به اين معني كه حداقل كاري كه ميتواند به عنوان مطالبه مردم تهران در نيمه دوم امسال از سوي شوراي شهر دنبال شود، اعمال تعرفه صفر درصد موتورسيكلتهاي برقي است تا از اين رهگذر تهران روزهاي آلوده را كمتر ببيند. ما اگر قرار باشد بدون نگاه به اقتصاد منابع طبيعي صرفاً در قالب يك مثلث اقتصادي به دنبال منافع ذينفعان پرقدرت باشيم، يعني به فكر درآمد دولت، حمايت از خودروسازان بيكفايت و واردكنندگان خاص باشيم نه تنها روز به روز بايد هزينههاي درمان و تعطيلات ناشي از آلودگيهاي شهر تهران را بپردازيم بلكه از قافله تكنولوژيهاي روز و تحولات صنعت خودرو عقب خواهيم ماند و تن به قراردادهاي مشترك با شركت فرانسوي خواهيم داد كه عرضه خودروهاي توليدياش ديگر در اروپا محدود و بعضاً ممنوع خواهد بود.
در حالي كه در دنياي امروز توليد خودروهاي برقي و هيبريدي مورد توجه خودروسازان و شركتهاي تحقيقاتي آنها قرار گرفته، همچنان خودروسازان ما با وعدههايي كه بايد در همين ايام منجر به توليد خودروي هيبريدي ميشده پرايد و پژو 405 توليد ميكنند و خودروهاي خارجي با مصرف سوخت معقول را بيش از 120 درصدگرانتر به مردم ميفروشند.
برنامهريزاني كه تنها نوك بيني خود را ميبينند و همچنان با نگاه محدود خود به دنبال حل و فصل مشكلاتشان هستند بايد بدانند كه با توجه به برنامه ارائه شده از سوي شركتهاي بزرگ خودروسازي نظير بيامو و جگوارلندرور و با توجه به افزايش دسترسي به باتريهاي با قيمت ارزانتر، طي سالهاي نه چندان دور شاهد پيشي گرفتن حجم توليد خودروهاي برقي و هيبريدي از خودروهاي بنزيني خواهند بود.
طي روزهاي گذشته دو شركت بيامو آلمان و جگوارلندرور انگليس از برنامه خود براي جايگزين كردن خودروهاي برقي و هيبريدي به جاي خودروهاي بنزيني در خطوط توليد خود خبر دادند. ديگر شركتهاي توليدكننده خودرو در اروپا نيز در حال برنامهريزي براي ايجاد طرحهاي مشابه هستند چراكه اتحاديه اروپا در حال تشديد استانداردهاي خودروهاي بنزيني و آلايندگي آنهاست.
پيشتر نيز شركت خودروسازي ولوي سوئد اعلام كرده بود تا سال 2020 توليد خودروهاي بنزيني را به طور كامل متوقف كرده و خودروهاي هيبريدي و برقي را جايگزين آن خواهد كرد. هم اكنون نيز در نروژ از هر پنج خودرو در نروژ يك خودرو الكتريكي است و جادههاي بين شهري آلمان نيز ميزبان خودروهاي برقي زيادي هستند. خلاصه آنكه سه سال زمان زيادي براي تحول در صنعت خودروسازي جهان نيست كه ما همچنان اندر خم پرايد هستيم و سعي داريم با دستكاري قيمتها خودروسازان خود را سرپا نگه داريم. كاش تيمي تامالاختيار با نگاهي منطقي به محاسبه هزينه – فايده از وضعيت موجود بازار خودروي كشور گزارشي تهيه كند و نتايج را به سمع و حضور برنامهريزان برساند كه آيا ادامه اين روند با محاسبه قيمتهاي گران خودروهاي خارجي، اتلاف انرژي مصرفي، محاسبه تبعات ناشي از آلودگي و هزينههاي تصادف و... واقعاً به صرفه است يا بايد از منافع كوتاهمدت دست كشيد و با نگاهي منطقي به دنبال راهكار جديد رفت؟