کد خبر: 1282166
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ - ۲۳:۰۰
گفت‌وگوی «جوان» با یک روانشناس درباره امید و انتظار
نصرالله منصوری: در کنار مردم بودن و تلاش کردن، ویژگی انتظار برای دیدار امام زمان (عج) است .
سجاد آذری

جوان آنلاین: در آستانه نیمه شعبان و در حالی که طی یکسال گذشته بشریت انواع مختلف سبوعیت نژاد انسان را به چشم خود دیده، دل‌ها بیش از گذشته منتظر و امیدوار به ظهور قائم آل محمد است؛ در این شرایط «جوان»، در گفت‌و‌گو با نصرالله منصوری روانشناس نگاهی روانشناسانه به مسئله انتظار و امید به ظهور حضرت حجت از نظر فردی و اجتماعی داشته است. 

در جامعه ایرانی و شیعی نسل اندر نسل افراد امیدوار هستند که فردی می‌آید که قرار است منجی بشریت باشد؛ این امید به ظهور منجی چطور می‌تواند طی این قرن‌ها در افراد ادامه پیدا کند؟ 
(و مى‌خواهیم بر آنان که در زمین به استضعاف کشیده شده‌اند، منت نهیم و آنان را پیشوا سازیم و آنان را وارث زمین گردانیم.) «آیه ۵ سوره قصص» بحث انتظار در مورد شخصیت آسمانی امام زمان در دوره انبیا قبل از پیامبر ما نیز بوده‌است، منتها تحت عنوان منجی، نجات‌دهنده، فریادرس، پشتیبان و عناوینی اینچنینی گفته شده‌است. هر چه جلوتر آمدیم در افرادی که زندگی ها، افکار و خودشان در سلامت زندگی می‌کردند به راحتی چنین سخنانی را می‌پذیرفتند و الان هم می‌پذیرند. آنهایی که مقداری خدشه وارد می‌کنند و ان قلت می‌آورند، عقاید و باورهایشان به هم ریخته است حالا این به‌هم ریختگی می‌تواند به دلیل گرفتاری به یک ظلم عجیب و غریبی باشد. در اینجا بد نیست به این مطلب اشاره کنم که مدت‌ها قبل هیئت حاکمه رژیم صهیونیستی نشسته در خلوت خود گفته بودند این شیعیان هر چند در طول تاریخ خیلی از افراد آنها کشته (شهید) شدند و خیلی آزار و اذیت دیدند، ولی همچنان در دنیا حرف اول و آخر را می‌زنند به همین دلیل یک هیئت علمی و اطلاعاتی را آماده می‌کنیم تا در کشور‌های اسلامی و غیراسلامی بررسی کنند که چرا اینگونه هستند. این هیئت پس از بررسی‌ها گفتند اولین مسئله‌ای که جماعت شیعه را ایستا نگه داشته خود مسئله بعثت، باور به آمدن پیامبر و خود شخصیت پیامبر است؛ بخش دومی که گفتند در باور شیعیان پیدا کردیم که خیلی قوی‌تر از بعثت بود مسئله غدیر و جانشینی حضرت علی (ع) است و بعد از غدیر می‌روند سراغ نهضت اباعبدالله و آن ایثار و تحول در عالم و اتفاقاتی که همچنان مستدام است و این را هم که تمام می‌کنند، می‌گویند ماندگاری بعثت، غدیر و عاشورا وابسته مسئله مهدویت است؛ یعنی شیعیان می‌گویند اگر در غدیر خوب عمل نکردیم و در عاشورا نبودیم، کاری کنیم. ما صاحب و امام زمان داریم، ولی الله اعظم هستند و الان غیرمستقیم و بعداً که ظهور کنند به شکل مستقیم به ما یاری خواهند رساند و به ما لطف و مرحمت خواهند کرد. 
بنابراین ماندگاری این باور در شیعیان به این دلیل است که کسی که لقمه پاک می‌خورد، خروجی تر‌بیت، رفتار و آمد و شد آن، میل به امام زمان می‌شود. 

در کنار همین مواردی که در خصوص مسئله انتظار و امید در تاریخ فرمودید یک عده شیاد هم همیشه بوده‌اند که خود را به عنوان امید کاذب به افراد قالب کرده‌اند، چطور مردم توانسته‌اند خود را از این شیادان نجات دهند و آنها موجب نشدند امید به ظهور منجی در افراد از بین برود؟
اولاً در همان روز غدیر که پیامبر (ص) حضرت علی (ع) را معرفی کردند، پشت سرش به شکل مسلسل‌وار از امام علی تا امام زمان اسامی را آوردند، در حالی که اکثر این حضرات اصلاً به دنیا نیامده‌بودند و آخرین شخصیت را هم احترام کردند. ما سخنی منسوب به سه نفر از معصومان یعنی پیامبر، امام علی و امام صادق داریم که راجع به امام زمان فرمودند‌ای کاش ما در زمان مهدی بودیم و خدمتکار ایشان می‌شدیم، با اینکه این سه معصوم خودشان تأثیرگذار در عالم هستی هستند، ولی این بزرگوار را از این جهت اینگونه معرفی می‌کنند تا گوشزد کنند و بگویند ببینید چه کسی خواهد آمد که حتی ما هم حاضر هستیم خدمتکار وی شویم، بنابراین تمام آنهایی که بر این باور مانده‌اند آنهایی هستند که دل، قلب و تمام هستی شان به آلودگی‌ها گرفتار نشده‌است. 
مطلب دیگر این است که مشیت و قدرت خداوند به این تعلق قرار گرفته که اگر تمام دنیا مخالف باشند و بخواهند جسارت کنند یا این بزرگوار را آزار و اذیت کنند، نگه داشته شوند. همین آیه که اول سخن قرائت کردم، در سوره قصص است، در این آیه خود خدا می‌گوید ما بر مستضعفین منت گذاشتیم تا یک روزی آنها را بر زمین حاکم کنیم، آن زمانی هم که گفته شده زمان با ارزش ظهور این بزرگوار و حکومت ایشان است. شما وضعیت امروز غزه، سوریه و دیگر جا‌ها را می‌بینید، مردم دنیا کلاً دارند به جایی می‌رسند که حتی غیرمسلمانان مانند مسیحی‌ها و یهودی‌ها و حتی کفار مانند بودایی‌ها متفقاً می‌گویند خدایا کسی را بفرست که ما را نجات دهد، ممکن است آن امید را نتوانند تفسیر کنند، ولی دنبال کسی هستند که دستشان را بگیرد، بنابراین این باور را خداوند نگه داشته و ایجاد کرده و در ما انسان‌ها هر چقدر که غل و غشمان کمتر باشد و آدم‌های متقلبی نباشیم، این باور برایمان حتمی‌تر می‌شود. 
نکته دیگر این است که خیلی‌ها از همین بزرگواری که نمی‌بینند به راحتی حاجت گرفتند، من دیده بودم مرحوم آقای کافی در مهدیه خود غوغا می‌کرد، بیماری به نام بی بی نجم السادات یزدی را که انگلیس و آلمان جواب کرده بودند، پسرش با ویلچر آورد به جلسه ایشان و با پای خودش از جلسه رفت. یابن الحسن‌های آقای کافی انقلاب ایجاد می‌کرد، به شکلی که مرحوم آقای مرعشی نجفی وقتی آقای کافی را شناخت، به ایشان گفته بود آقا اجازه می‌دهی من مرید تو بشوم. مرحوم آقای کافی آخرین ماه رمضان قبل از شهادتشان بالای منبر می‌گفتند مردم درب خانه اهل البیت نگویند خبری هست یا نه، بگویند آمده‌ام بگیرم و بروم. 
پس باور‌ها دو بخش است؛ یکی نگهدارنده به نام خدا و بعد قلب‌های بی شیله و پیله که می‌پذیرد. بعد هم اینکه ما اصلاً کاری نداریم این آقا اصلاً اسمشان چیست ما دنبال یک حامی و حمایتگر می‌گردیم که ما را از این منجلاب دنیای امروز نجات بدهد. 

مسئله انتظار و امید به ظهور منجی چه تأثیری در افراد دارد و آیا این امید موجب نمی‌شود که فرد خیلی تلاشی نکند و بگوید کسی دیگر باید بیاید و مشکلات را حل کند؟
اصلاً در ادبیات دینی ما کاملاً مذموم است که من بخواهم کاری کنم ولی مطلقاً بنشینم تا فلان شخص یا شخص دیگری کار من را انجام دهد. ما در حد برنامه‌های معمول خودمان وقتی جشنی، عزایی یا برنامه‌ای داریم از چند روز قبل و برخی از مواقع از چند ماه قبل در حال جنب و جوش هستیم و می‌گوییم میهمان ما ممتاز است؛ پدر و مادر خانواده می‌گویند که هر چیزی که داریم باید خوبش را بگذاریم، بچه‌ها اینگونه بنشینید و مبادا حرفی بزنید که در آن بی ادبی باشد. برای همین ما انسان‌های غیرمعصوم می‌گوییم این میهمان، میهمان استثنایی است، حالا اگر می‌خواهیم آن بزرگوار را به خودمان جلب و جذب کنیم، باید تقریباً نزدیک‌شدن به مسیر این بزرگوار را در خودمان ایجاد کنیم و این با یک‌جا نشستن و تلاش نکردن نمی‌شود. یک آیت‌اللهی ۴۰ شب چهارشنبه به مسجد سهله می‌رفت که محضر امام زمان شرفیاب شود، ولی موفق نمی‌شد یکبار کسی به او می‌گوید اگر می‌خواهی امام زمان را ببینی برو بصره درب دکان یک آهنگر آنجا امام زمان را می‌بینی، او هم تعجب می‌کند، ولی، چون این عالم هدف داشته می‌رود درب دکان این آهنگر و می‌بیند که آهنگر، آهن‌ها را می‌برد داخل کوره و با چکش آن را پهن و جمع می‌کند، ولی یک نور خاصی در حجره اوست. وقتی که وارد می‌شود آهنگر به او می‌گوید می‌خواهی امام زمان را ببینی، بنشین رو این چهارپایه، مدتی بعد یک خانم محجبه و با شخصیت وارد می‌شود و از زیر چادرش یک قفل زنگ‌زده بدون کلید در می‌آورد و می‌گوید این را از من می‌خری، آهنگر می‌گوید فلان مبلغ می‌خرم، خانم می‌گوید داری فقر ما را مسخره می‌کنی، ما به هر کسی می‌گوییم می‌خری می‌گوید این را بینداز دور. برخی هم به اندک مبلغی می‌گفتند می‌خریم؛ آقای آهنگر به بالاترین قیمت این قفل را خرید بعد هم گفت من این قفل را تمیز می‌کنم، دو تا کلید هم سوارش می‌کنم تازه یک چیزی هم گیرم می‌آید. خانم که رفت آهنگر رویش را کرد به این حضرت آیت الله و گفت آقا نمی‌خواهد در مسجد سهله دنبال امام زمان باشی تو در کار خودت درست عمل کن، امام زمان خودش به دیدارت می‌آید؛ یعنی این در کنار مردم بودن و تلاش کردن، ویژگی انتظار برای دیدار امام زمان (عج) است. 
در اینجا می‌خواهم به این نکته اشاره کنم که ویکتور هوگو می‌گوید همانطور که بال برای پرنده حیاتی است تا پرواز کند، امید هم برای انسان مهم است؛ بعضی از پدر و مادر‌ها خوب بچه را تربیت می‌کنند که بگو ان شاءالله خدا درست می‌کند و بگو می‌روم درست می‌شود، چون همینطور هم هست و وقتی که انسان مقید باشد و تکذیب نکند، حتماً می‌رود در مسیری که به آن فکر نمی‌کرده و خدا برای او گشایش ایجاد می‌کند. 

تصور می‌کنید اگر در جامعه ایرانی و شیعیان این امید به ظهور منجی وجود نداشت، شرایط به چه شکلی بود؟ بالاخره خیلی از افراد در دنیا و حتی در جامعه ما هستند که اصلاً نه امام زمان را می‌شناسند و نه این مسئله برای آنها مهم است، تفاوت این افراد با کسانی که امید به ظهور دارند در چیست؟
آنهایی که دنبال این فضا نیستند یا می‌گویند من اعتقاد ندارم یا تنبل هستم و مواردی از این دست، ولی باز هم زندگی خود را انجام می‌دهند، چون عدالت خداوند این است و بالاخره این همه در دنیا کافر داریم، ولی خدا روزی آنها را نیز می‌دهد. از سوی دیگر تبلیغات علیه دین و اشخاص دین از ابتدا بوده‌است. امیر‌المؤمنین علی (ع) بالاخره خیلی اذیت شدند و حتی وقتی در محراب مسجد کوفه به شهادت رسیدند، دو عرب وقتی به هم رسیدند می‌گفتند مگر علی نماز می‌خوانده که در محراب مسجد کوفه به شهادت رسیده‌است؛ یعنی تبلیغات بنی امیه آنچنان از امیرالمؤمنین (ع) چهره ضد دین و اسلام معرفی کرده‌بود که خودشان قسم می‌خورند به خدا قسم از من مظلوم‌تر در عالم نیست. در کنار تبلیغات، اما گشایش‌ها در میان جوانان و نوجوانان هم بوده کما اینکه دیدیم که برنامه قرآنی محفل سال گذشته چقدر افراد را جمع کرد. چون قلب‌ها به دست خداوند است، زمانی که مقدمات ظهور این بزرگوار مهیا شود خیلی از مشکلات را نیز خداوند حل می‌کند. هر چند در کنار همه اینها الان برخی از کار‌ها را افرادی به غلط انجام می‌دهند که خود امام زمان در مورد آن فرمودند کذب الوقاتون، این کذب را الان خیلی‌ها گسترش می‌دهند، در صورتی که این کفر و گناه است آن هم در حالی که برخی از بزرگان می‌گویند اصل موضوع زمان ظهور را خداوند به خود امام زمان نگفتند و البته اگر گفته باشند نیز ایشان امام معصوم هستند و می‌دانند چه کنند. کسی اگر بخواهد افراد را عاشق امام زمان کند باید با یک زبان ملایم و نرم و رفتار عالی این کار را انجام دهد. یکی از راه‌های دیدن امام زمان و خواستن ایشان خدمت به شیعیان است، چون ایشان شیعیانشان را خیلی دوست دارند هر خدمتی به شیعیان ایشان شود آقا به ما نزدیک‌تر می‌شوند. 
در کنار همه اینها اساس این رفتن به سمت امام زمان لقمه حلال است، امام‌حسین (ع) روز عاشورا در غربتی که بودند از شیث بن ربعی، حجاره ابن ابجر و غیث بن اشعث پرسیدند مگر من حلال خدا را حرام کرده‌ام یا حرام خدا را حلال کرده! مگر من کسی از شما را کشته‌ام! چرا می‌خواهید خون من را بریزید، جواب دادند ما به خاطر بغضی که از بابایت علی داریم، می‌خواهیم شما را بکشیم. بعد حضرت پاسخ دادند شکم شما از لقمه حرام انباشته شده، اقتضای این لقمه حرام و اینکه خیلی از شما‌ها در کوفه با زن‌ها ارتباط نامشروع دارید، این است که می‌خواهید نوه پیغمبر را به قتل برسانید. لقمه و تربیت خیلی تأثیر دارد، اینکه انسان با چه کسی نشست و برخاست می‌کند، حتی قبل از اسلام هم مورد توجه بوده و گفته می‌شود همنشین تان را به شکلی انتخاب کنید که دین و آبروی شما را از دستتان نگیرد.

برچسب ها: ظهور ، دهه فجر ، اجتماعی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار