جوان آنلاین: چند وقت پیش به فروشگاهی برای خرید رفتهبودم، حوالی ظهر بود و خستگی از چهره فروشنده پشت صندوق میبارید. با تعجب دیدم دختر بچهای به سمت فروشنده دوید و فریاد زد:های ددی! و او نیز با همان چهره خسته خود دختربچه را در آغوش کشید گفت:های ددی! پرسیدم مادرش ایرانی نیست! قبل از او همکار کنار دستیاش با هیجان جواب داد نه مادرش زبان انگلیسی خوانده و برای محکم شدن پایه زبان دخترشان قدغن کرده کسی در خانه فارسی حرف بزند. گفتم اینطور که بچه از کوچکی زبان مادری را یاد نمیگیرد. تازه دچار بهم ریختگی آموزش میشود که باز همان آقا پیشدستی کرد و گفت اتفاقاً کار درست را همینها میکنند اینطور برای مهاجرت، زبانش مشکلی ندارد!
مدتی پیش هم دبیر یکی از مدارس غیرانتفاعی تهران که بیشتر فرزندان مسئولان آنجا تحصیل میکنند با برادرم تماس گرفت و عاجزانه خواسته بود تازه مسلمانی اروپایی برای سخنرانی در مدرسه معرفی کند، او میگفت تقریباً همه دانشآموزان مدرسه ما مسلط به زبان خارجی هستند، چراکه سالهاست برنامه اصلی خانواده آنها مهاجرت و رفتن از کشور است. او به این شکل میخواست حقیقت غرب و اسلام را برای آنها نشان بدهد. برادرم میگفت درخواستهای اینچنینی از سوی مدارس حتی مساجد و هیئتها و دانشگاهها زیاد است، اما متأسفانه در همین حد شدهاست که بیایند و حرفی بزنند و بروند. پیش آمده که برخی به تازه مسلمانی که در کوچه و خیابان میبینند میگوید مگر دیوانه شدهای آمدی زبان فارسی یاد بگیری؟! چرا به ایران آمدی؟! مسئلهای که میتوان گفت مسئولان تبلیغات اسلامی فارغ از همایشها و برنامههای کم بازده هم بعضاً در عمل همین را میگویند. اینکه از مسئولان (در مدارس فرزندانشان) تا اقشار ضعیف و عادی جامعه مثل آن صندوقدار فروشگاه، این گونه به زبان مادری نیشتر میزنند و آن را مانع پیشرفت میدانند جای تأسف دارد، همه اینها در حالی است که رهبر معظم انقلاب بارها به اشکال مختلف به دفاع از زبان فارسی پرداختهاند؛ البته در صداوسیما هم برنامههایی در چند سال اخیر شکل گرفتهاست که بارقههای امید را در این عرصه مهم هویتی روشن میکند، اما مطمئناً اینها کافی نیست و باید برای مراقبت از زبان فارسی بیش از اینها تلاش کرد.
جای خوشحالی است که مراجع تقلید و علمایی مثل آیتالله بروجردی همیشه حامی زبان فارسی بودهاند چه آن که کمتر کسی میداند اگر مخالفت آیتالله بروجردی با تغییر خط فارسی در زمان پهلوی اول نبود، قطعا امروز ایران نیز مانند ترکیه و تاجیکستان ارتباطش با گذشتگان و این میراث غنی قطع میشد.
اینکه زبان خارجی اینچنین مانند ویروسی در حال انتشار است، جای تأمل دارد، البته درست است باید زبان خارجی را بدانیم تا با جهان تعامل داشته باشیم، اما نه به قیمت پشتپازدن به زبان فارسی!
فقط با ایراد گرفتن به استفاده مسئولان از لغات تخصصی نمیتوان مدافع زبان فارسی بود، چه اینکه گاهی بعضی واژگان ثقیل از سوی فرهنگستان ادب در حال جایگزینی لغات جاافتاده و روان فارسی هستند که از سوی رسانههای مردمی و مجازی مورد تمسخر قرار میگیرند، این نشان میدهد ارتباط دو نسل منقطع شدهاست و باید بازسازی شود. سؤال این جاست که برای حفظ زبان فارسی چه باید کرد؟! از میان بنیادهای عریض و طویلی که به نام زبان فارسی ایجاد شدهاند، اما بودجههایشان فقط صرف جهانگردی گروههای خواننده در خارج از کشور میشود، چه فضایی برای جریانسازی عمومی و مردمی در نظر گرفته شدهاست؟! اگر کسی بخواهد ایدهای در این زمینه ارائه دهد، به کجا باید رجوع کند؟! هر بار شاهدیم که بیرحمانه زبان فارسی در سریالها و فیلمهای سینمایی و شبکه خانگی مورد حمله قرار میگیرد. از ترویج اصطلاحات اوباش در جامعه گرفته تا رواج زبان و فرهنگ بیگانه، چه کسی یا کسانی در این امر پاسخگو هستند؟