جوان آنلاین: کانال تلگرامی «آکادمی جام» به اشتراک گذاشت: ۲۵سال پیش، یک طراح ایده ساعتی را داد که قرار بود ۱۰هزار سال عمر کند، عقربههایش به جای ثانیهها و ساعتها، سدهها را نشان بدهد و صدای کوکش هر هزار سال یکبار بلند شود. چه کاری بیهودهتر از این؟ و جف بزوس (خالق و مالک سهام مدیریتی آمازون و جزو ۱۰ ثروتمند جهان) روی این ساعت ۴۲میلیون دلار سرمایهگذاری کرده است و چه سرمایهگذاریای بیهودهتر از این؟
بلندای این ساعت بیش از ۱۵۲ متر و پاندول آن به بزرگی یک انسان است. چرخدندههای آن در دایرهای به قطر ۵/ ۲ متر پهن شدهاند. این ساعت قرار است کاربردی باشد، احتمالاً کاربردیتر از هر ساعت دیگری که تاکنون ساخته شده، اما دقیقه و ساعت را نمیشمارد. جایی که باید عقربه دوم باشد، نشانکی وجود دارد که در پایان هر سده پیشروی میکند. بانگ فاخته (اگر خاطرتان باشد آن پرندهای که در ساعتهای قدیمی بیرون میآمد) این ساعت در آغاز هر هزاره به گوش خواهد رسید.
ساعت ۱۰هزارساله یا «ساعت اکنون طولانی» از تخیل دنی هیلیس، طراح ابررایانهها بیرون جهید. او پیشنهاد ساخت آن را در مقالهای برای مجله وایرد در سال۱۹۹۵ داد. این پاسخی بود به مسئلهای که هیلیس نام آن را گذاشته بود «آینده آبرونده» یا ناتوانی آدمی از فکرکردن به فراسوی عمر خویش. او استدلال کرد که جاهطلبانهترین و پایندهترین پروژههای تمدنهای پیشین- اهرام مصر، کلیساهای جامع قرون وسطی- طی چندین نسل ساخته شدهاند و نیازمند نوعی تفکر درازمدت بودند که در ما مفقود است. او نوشت: «میدانم که بخشی از داستانی هستم که بسیار پیش از آنکه به یاد بیاورم، آغاز شده و دیرزمانی پس از آنکه کسی مرا به یاد بیاورد، ادامه خواهد داشت» و بالاخره جف بزوس برای ساخت آن سرمایهگذاری ۴۲میلیون دلاری کرد. (رفرنس: مقاله در دورانی که همه چیز تاریخ مصرف دارد، نشریه ترجمان با تلخیص و تصرف).
تحلیل از آکادمی جام
بنیاد اکنون طولانی (The Long Now Foundation) پشت ساخت این ساعت ۱۵۲متری است. این بنیاد میگوید که «اکنون» یا «این روزها» (Now) کلاً به اندازه سه روز گسترده است: دیروز، امروز و فردا. این زمانه (Now a days) هم کلاً به اندازه سه دهه گسترده است. دهه پیشین، دهه جاری و دهه آتی که میشود ۳۰ سال، اما ما به اکنون طولانی Long Now فکر میکنیم، یعنی ۱۰هزار سال قبل بهعلاوه ۱۰هزار سال آینده. اکنون طولانی! چرا؟ چون ابتذال شتابان نوآوری ما را از چشمانداز سالهای خیلی دور آینده و گذشته محروم کرده است.
ما عادت کردهایم به کوتاهنگری، عادت کردهایم فقط به اندازه عمر خودمان به هستی و زندگی نگاه کنیم. به خاطر «سندروم آینده آب رونده»، هر روز کوتاهنگرتر میشویم و این کوتاهنگری احتمالاً به خودمحوری، خودخواهی و خودجهانپنداری منجر میشود.
همه چیز را سریع میخواهیم، همه چیز را شتابان میخریم و همه چیز را به سرعت کنار میگذاریم. بسیاری از چیزهایی که دور میریزیم نه به این خاطر که بیفایده است بلکه به این خاطر که از آنها گذشتهایم. به این خاطر که میخواهیم هر چه سریعتر به چیز جدیدی برسیم. اگر ما به عنوان یک انسان نگاهی بلندمدت و ۱۰ هزار ساله به جای ۸۰ ساله به زندگی داشته باشیم آنگاه، محیط زیست برایمان میشود گنجینه. منابع آب و غذا و انرژی میشود امانت. حیوان و گیاه و طبیعت بیجان میشود همزیست (بر وزن هم شهری یا همنوع).
نسلهای بعدی میشوند امانتسپار و نسل ما میشود امانتدار! و میفهمیم که وقتی خداوند ما را به عنوان خلیفه خود روی زمین انتخاب کرد، مسئولیتی بزرگ و شگرف بر دوش ما گذاشت؛ مسئولیتی که مستلزم نگاه بلندمدت است. نگاهی فراتر از ۸۰ سال زندگی متعارف. حالا شاید نگاهمان به این ساعت عوض شده باشد. دیگر ساخت این ساعت بیهوده به نظر نمیرسد. این ساعت تلنگری است برای همه ما که هر از چند گاهی به جای آنکه از چشمان خود به جهان و زمان بنگریم، از چشمان خدا به هستی و روزگار نگاه کنیم.