جوان آنلاین: مرد تبعه افغانستان که به اتهام قتل برادر و دختر نوجوان خودش در بازداشت به سر میبرد، محاکمه شد. متهم وقتی متوجه شده بود برادرش به دختر نوجوانش تعرض کرده هر دو را به قتل رساند.
اردیبهشتماه دو سال قبل زن افغانستانی به پلیس تهران خبر داد که پسرش قادر گم شده است. او گفت چند سال قبل همراه دو پسرم قادر و بشیر برای زندگی به ایران آمدیم و خانهای در محله شریفآباد اجاره کردیم و مشغول کار و زندگی شدیم. دو پسرم هم سراغ کارگری رفتند و مخارج زندگیمان تأمین میشد. آنها هر روز با هم سر کار میرفتند و برمیگشتند، اما قادر دو روزی است به خانه برنگشته و برادرش هم نمیداند او کجا رفته است.
حادثه سیاه
بعد از مطرح شدن این شکایت، مأموان پلیس اظهارات زن افغان را بررسی و از پسر دومش بشیر هم تحقیق کردند. بشیر گفت: من و برادرم کارگر بودیم و هر روز صبح سرکار میرفتیم. آخرین بار هم در بین راه مسیرش را جدا کرد و گفت بعد از انجام کاری به خانه برمیگردد، اما دیگر از او خبری نشد. تحقیقات پلیس در این باره نشان داد بشیر از ماجرای گم شدن برادرش باخبر است. بنابراین وی در جریان تحقیقات فنی ماجرای قتل برادرش را برملا کرد. متهم گفت: من صاحب همسر و فرزند هستم. چند روزی بود که دختر ۱۴ سالهام به شدت افسرده شده بود و من نگرانش بودم که یک روز مرا از ماجرای ترسناکی باخبر کرد. او گفت یک روز که در خانه تنها بوده، برادرم قادر به او تعرض کرده و از این رابطه فیلم گرفته است. دخترم گفت عمویش او را تهدید کرده که اگر ماجرا را به کسی بگوید فیلم را منتشر میکند. متهم گفت: از شنیدن این ماجرا خیلی ترسیدم و به فکر راهحل بودم. از دخترم خواستم بدون اینکه قادر متوجه شود گوشی تلفن همراه او را برایم بیاورد. دخترم هم این کار را کرد. من هم گوشی تلفن همراه برادرم را بررسی و فیلم سیاه را در آن پیدا کردم. بنابراین برادرم را مستحق مرگ دانستم.
شرح قتل
متهم در شرح قتل هم گفت: روز حادثه به بهانهای برادرم را به بیابانهای اطراف شهر بردم و ماجرا را به او گفتم. او ترسیده بود، با این حال این کار را کرده بود، برای همین او را با ضربات چاقو به قتل رساندم و جسدش را همانجا رها کردم.
اعتراف به دومین جنایت
بعد از اعتراف متهم، همسر او از مأموران پلیس درخواست کمک کرد. او گفت: یک روز بعد از گم شدن برادر شوهرم، دختر ۱۴ ساله مان هم گم شد. شوهرم به خانه آمد و گفت که میخواهد برای دخترمان لباس بخرد و او را با خودش برد. چند ساعت بعد به خانه برگشت، اما دخترمان همراهش نبود. گفت بچه را به افغانستان فرستاده و دیگر برنمیگردد. من حرفش را قبول نکردم و احتمال میدهم بلایی سر دخترم آمده باشد. بنابراین متهم بار دیگر مورد تحقیق قرار گرفت. او اینبار به قتل دخترش هم اعتراف کرد. متهم گفت: بعد از حادثه شوم تصمیم گرفتم دخترم را هم به قتل برسانم، چراکه او قربانی یک رابطه هولناک شده بود. به بهانه خرید لباس با هم از خانه بیرون رفتیم. هنگام صبح بود که از شهر بیرون رفتیم. در مسیر برایش خوراکی خریدم. گوشهای نشسته بود و در حال غذا خوردن بود که با چاقو ضربهای به قلبش زدم و او را کشتم. بعد جسدش را در شکاف زمین پنهان کردم و به خانه برگشتم.
کشف بقایای جسد
با اطلاعاتی که متهم در اختیار پلیس گذاشت، مأموران راهی محل شدند و کفش، لباس و بخشهایی از استخوان قربانیان را کشف کردند. با کامل شدن تحقیقات، بازپرس متهم را به جرم دو جنایت مجرم شناخت و پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد. قضات دادگاه بعد از بررسی اوراق پرونده از دادسرا خواستند هویت استخوانهای کشف شده با انجام آزمایش دیانای بررسی شود. همچنین از طریق سفارت افغانستان اولیای دم دو مقتول شناسایی و به دادگاه معرفی شوند.