جوان آنلاین: آوازه آوارگی تیمهای ملی و باشگاهی فوتبال ایران به گوش همه رسیده و هنوز مشخص نیست ورزشگاه آزادی چه زمانی به گردونه میزبانی دیدارهای رسمی بازمیگردد. بازسازی ورزشگاه آزادی درحالی به چالش اصلی این روزهای فوتبال کشورمان تبدیل شده که این ورزشگاه، سالهای سال به حال خود رها شده بود و حال و روزش برای هیچکس اهمیتی نداشت. حال که این پروژه از سر گرفته شده، تازه ضرورت رسیدگی به این ورزشگاه و نقش آن در فوتبال کشورمان مشخص شده است.
چرا به اینجا رسیدیم؟
افتتاح مجموعه ورزشی آزادی به دهه ۵۰ برمیگردد و از آن زمان به بعد این مجموعه، بار اصلی مسابقات ورزشی را به دوش کشیده است. با اینکه در گذشته بسیاری از مسابقات فوتبال در ورزشگاه امجدیه و تختی برگزار میشد، اما سالهای سال است، آزادی محل اصلی برگزاری دیدارهای لیگبرتر و بازیهای ملی است. این را هم ایرانیها میدانند و هم همه دنیا. به همینخاطر باور اینکه تیمملی یا حتی پرسپولیس و استقلال مجبورند برای میزبانی از این شهر به آن شهر بروند و در زمینهای نامرغوب بازی کنند بسیار سخت است.
بازسازی و تعمیر این ورزشگاه اصلاً بحث تازهایی نیست و موضوع اصلی نداشتن جایگزینی برای آزادی است. مسئولیت حفظ، نگهداری، بهسازی و مرمت این مجموعه بزرگ با شرکت تجهیز و توسعه اماکن ورزشی است و این شرکت یکی از زیرمجموعههای وزارت ورزش محسوب میشود. مسئولیت این شرکت به دو بخش نگهداری و توسعه اماکن ورزشی تقسیم میشود و طبق اطلاعاتی که در سایت شرکت توسعه آمده، وظیفه امور نگهداری و تعمیرات و مدیریت سخت افزار ورزش به صورت یک سیستم کارآمد تخصصی و متمرکز برعهده این شرکت گذاشتهشده و از جمله مهمترین اماکن تحت پوشش آنها نیز مجموعه آزادی است. بهرغم این تقسیمبندیها و مشخص بودن مسئولیتها، وضعیت امروز این مجموعه ضعف مدیریتی و اجرا نشدن وظایف تعریفشده طی چند دهه اخیر را به وضوح نشان میدهد. البته بسیاری از بخشهای مجموعه که متعلق به رشتههای مختلف است بازسازی شده و امروز شرایط خوبی دارد. اما اگر در سه دهه گذشته برای تعمیر و به روزرسانی ورزشگاه فوتبال آزادی نیز برنامه و همچنین عزم راسخی وجود داشت و فکری به حال آن میشد، امروز شاهد آوارگی تیمملی و نگرانی بابت از دست دادن میزبانی در کشورمان نبودیم. وضعیت آزادی به قدری وخیم است که هزینه بازسازی واقعی و رساندن آن به مرحله بهرهبرداری حرفهایی، هزارو ۲۰۰ میلیارد تومان تخمین زده شده است.
وضعیت فعلی
فرایند بازسازی ورزشگاه فوتبال آزادی از سال ۱۴۰۱ شروع شده و سکوهای غربی اولین بخشی بود که مورد مرمت قرار گرفت. طبقه اول این بخش به هر زحمتی بود به مرحله بهرهبرداری رسید، اما بازیها درحالی برگزار میشد که تخریب سکوهای طبقه دوم حسابی توی ذوق میزد. اینبار پروژه بازسازی با شدت و جدیت بیشتر مورد پیگیری قرار گرفته و بخش زیادی از سکوها، جایگاه خبرنگاران و برخی راهروها برای بهسازی تخریب شدهاند. با درنظر گرفتن این وضعیت، آزادی قطعاً شرایط میزبانی از هیچ مسابقهایی را ندارد و همه منتظرند تا وعدههای مسئولان هرچه زودتر به حقیقت نزدیک شود.
فعلاً خبری نیست
خطرات احتمالی، فرسودگی، نداشتن استانداردهای لازم و قوانین سختگیرانه ایافسی، کار را به جایی رساند تا دیگر راهی جز تعمیر و بهسازی باقی نگذاشته بود. بازدیدهای میدانی و دائمی مسئولان وزارت، فدراسیون و دیگر نهادها از آزادی تاکنون نتیجهایی نداشته جز آماده نشدن بموقع ورزشگاه برای بازیهای لیگبرتر و مقدماتی جامجهانی! طبق وعده اولیه قرار بود آزادی خیلی زود به چرخه استفاده برگردد و لااقل تیمملی برای میزبانی از قرقیزستان مشکلی نداشته باشد. ولی در عمل چنین چیزی نشد و با اینکه کارگران پروژه در دو شیفت و ۲۴ ساعته مشغول کار هستند، شاگردان قلعهنویی در اصفهان به میدان رفتند. پس از آنهم وعده پاییز را دادند، اما اظهارنظر مهدی نصیبی، مدیر مجموعه ورزشی آزادی همه را نگران کرده: «هیچ تاریخ دقیقی وجود ندارد و به نظرم دیماه میتوانیم آزادی را افتتاح کنیم.» این اظهارنظر حتی مسئولان فدراسیون فوتبال را نیز شوکه کرد تا جایی که نبی، سرپرست تیمملی تأکید کرد: «به ما قول مهرماه را داده بودند.»
روزهای تلخ
فوتبال ایران روزی آقای آسیا بود و همه به این موضوع افتخار میکردیم. ولی غفلتهای فراوان و خوابیدن در باد موفقیتهای گذشته، باعث شد تا رقبا گوی سبقت را از ما بربایند و با سرعت از کنارمان عبور کنند. تا قبل از این عقب ماندن از رقبای آسیایی بیشتر از همه در بعد فنی، دیدارهای دوستانه بزرگ و شکست مقابل حریفان درجه دوم به چشم میآمد. ولی از وقتی بحران کمبود ورزشگاه یا بهتر است بگوییم نداشتن زیرساختهای به روز و استاندارد سر زبانها افتاده، بیش از پیش عقبماندگیمان از دنیای حرفهایی را میبینیم. سالهای سال است، قطر و امارات، دو کشور همسایه ما سوپرورزشگاههایی ساختهاند که در دنیا بینظیر هستند، کمپهای تمرینیشان امکاناتی دارد که غولهای بزرگ اروپا را برای تمرین و اردوی زمستانی به حاشیه خلیجفارس میکشاند. حتی استادیوم شهر کربلا نیز به بهترین شکل ممکن ساخته شده و چمن مرغوبی دارد.
درعوض، تنها دلخوشی ما ورزشگاه آزادی بود، آنهم پس از چند دهه تأخیر و فرصتسوزی فعلاً در دست بازسازی است. واقعاً چرا باید کار به جایی برسد که بحث بازسازی و ترمیم چنین ورزشگاهی بالاجبار و آنهم با این حجم از حاشیه انجام شود؟ نزدیک به پنج دهه فرصت بوده تا ورزشگاه ۱۰۰ هزار نفری سابق را جوری ترمیم، بازسازی و حتی زیباسازی کنیم که دیگر حسرت امکانات دوحه و دبی را نخوریم. بعد از آنکه سکوهای آزادی جای خود را به صندلیها دادند، مدیران مربوطه خیال کردند کار بزرگی انجام داده و دیگر سراغی از این ورزشگاه نگرفتند. درحالیکه اگر بموقع و با برنامهریزی دقیق و زمانبندی شده پیش میرفتیم کار به اینجا نمیرسید.
ورزشگاه آزادی بارها میزبان بازیهای بزرگ باشگاهی و ملی بوده و قطعاً نمیتوان از کنارش به سادگی رد شد. منتها اوضاع بهقدری وخیم است که با بودجه هزارو ۲۰۰میلیاردی نیز به سختی بتوان تمام امکانات و تجهیزات سختافزاری لازم را برایش مهیا کرد. بزرگترین ورزشگاه پایتخت و ایران، برای رسیدن به روزهای خوب و استانداردهای روز دنیا، به زمان زیادی نیاز دارد و شواهد و قرائن نشان میدهد به این زودیها نباید منتظر برگزاری بازی در آزادی باشیم. فراموش نکنیم، روند بازسازی باید به گونهایی طی شود که تمامی مقررات تعیین شده از سوی کنفدراسیون آسیا و فیفا درنظر گرفته شود تا پس از اتمام پروژه و بازگشت آزادی به چرخه استفاده، نگرانی بابت گرفتن مجوزهای بینالمللی نداشته باشیم. از طرفی به غیر از بحث سکوها، جایگاه خبرنگاران، گیتهای ورودی، نصب دوربینهای تلوزیونی و VAR و دیگر نکات مهم، باید حواسمان هم به چمن ورزشگاه باشد. اینکه تیمملی مجبور شود در اصفهان و در زمینی که چمن نامرغوبی دارد، از حریف آسیایی میزبانی کند خودش یک شکست و پسرفت بزرگ محسوب میشود. درست است که ناظران آسیا، میزبانیمان مقابل قرقیزستان را تأیید کردند، اما باید دید با این چمن، ایافسی مهرماه اجازه برگزاری بازی با قطر را در ایران میدهد یا خیر.