جوان آنلاین: پس از سانحه دلخراش سقوط هلیکوپتر حامل شهید رئیسی و برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری چهاردهم، اینک چهاردهمین دولت جمهوری اسلامی ایران به ریاست دکتر مسعود پزشکیان اداره کشور را عهدهدار شده است. دولت چهاردهم در شرایطی اداره امور را بر عهده میگیرد که جهان با چالشهای گوناگونی مواجه است و شاهد بحرانهای متعددی نظیر جنگ روسیه و اوکراین و نسلکشی در غزه به دست رژیمصهیونیستی هستیم. از سوی دیگر فعالیتهای بیثباتکننده قدرتهای غربی در نقاط مختلف جهان همچنان ادامه دارد و با شکوفایی قدرتهای نوظهور نظام تک قطبی جهان به رهبری امریکا بیش از گذشته در معرض تهدید قرار گرفته است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به دو موضوع «ارتباط مستحکم با کشورهایی که در این سالها به ما کمک کردند» و ضرورت «فعال و اثرگذاربودن در حوادث منطقهای و بینالمللی» نقشه راه کلی سیاست خارجی در دولت چهاردهم را مشخص کردند و با تأکید بر ارتباط با همسایگان و نیز نام بردن از قارههای آفریقا و آسیا ضرورت استفاده از ظرفیتهای به وجود آمده در شرایط جدید بینالمللی را گوشزد فرمودند که توجه به این توصیهها میتواند موجب تعریف نقش اثرگذار ایران در معادلات بینالمللی جدید شود.
در شرایط فعلی که از آن به عنوان رقابت استراتژیک سه جانبه میان امریکا، چین و روسیه یاد میشود شاهد گشوده شدن جبهههای تنش در نقاط مختلفی نظیر شرق اروپا، غرب آسیا و ایندوپاسیفیک هستیم و به رغم تلاشهای طرفین برای کنترل شرایط، شدتگیری رقابتهای بینالمللی میتواند به صورت طبیعی منجر به شدت گرفتن تنشها و حتی شروع درگیریهای جدیدی مانند جنگ اوکراین باشد، اما شرایط پر تنش کنونی به رغم اینکه آبستن خطرات و بحرانهای مختلف است، اما در دل خود فرصتهایی را نیز نهفته دارد که بالفعلکردن این فرصتها و تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی و دقت باید از اولویتهای دولت چهاردهم باشد.
منازعه اوکراین را میتوان مهمترین رخدادی دانست که صفبندی جدید قدرتها در محیط بینالملل را به شکلی واضح عیان کرد. این نزاع را باید برخوردی میانمحور قدرتهای قارهای و قدرتهای اقیانوسی دانست که روسیه و امریکا در خط مقدم آن حاضر هستند. این نزاع را باید در حقیقت یک پیروزی برای محور غربی به سرکردگی امریکا دانست، زیرا بر اثر این رخداد سالها تلاش روسیه برای ادغام با اروپا شکست خورد و نه تنها این امر میسر نشد، بلکه شکاف میان اروپا و روسیه بیشتر و وابستگی این قاره به محور قدرتهای دریایی به رهبری امریکا تمدید شد.
همچنین این منازعه از جهت دیگری نیز یک پیروزی برای محور غربی و امریکا به شمار میآید، زیرا در پی آن میدان نزاع به محدودهای کشیده شد که آن را میتوان حیات خلوت روسیه دانست. در نگاه ایدهآل روسیه، پیش از این وقایع این امکان وجود داشت که ضمن فاصله گرفتن بریتانیا از اروپا به واسطه برگزیت، شاهد ورود ضلع سوم دیگری به اتحاد با قدرتهای اروپایی آلمان و فرانسه باشیم. در چنین شرایطی رابطهای برد - برد میان اروپا و روسیه میتوانست شکل گیرد که در آن پذیرش روسیه در محور اروپایی این قاره را از قدرت بیشتری برای پیگیری سیاستهای مستقل برخوردار میکرد.
پیوند انرژی روسیه با صنعت اروپایی جهان را با ظهور محور قدرت جدیدی روبهرو میکرد که نسبت به گذشته استقلال بیشتری برابر امریکا میتوانست داشته باشد و بازی برد بردی را برای اتحاد روسیه، آلمان و فرانسه رقم میزد، اما طرحریزی دقیق امریکا در میدان استراتژی نه تنها از تحقق این رؤیا جلوگیری کرد، بلکه روسیه را به دشمن اول اروپا بدل ساخت و موجب تحکیم اتحاد محور ترانس آتلانتیک شد.
تهدید نمایی از روسیه برای اروپا موجب شد تا اعضای جدیدی نظیر نروژ و فنلاند به عضویت ناتو درآیند و دیوار دفاعی ناتو در شرق، برابر روسیه تثبیت شود. بر همین اساس میتوان توقع داشت که نزاع در اوکراین تا حصول نتیجه مورد نظر غرب که مستحکمتر شدن دیوار جدایی میان اروپا و روسیه است، ادامه داشته باشد، اما این واقعه اگرچه ممکن است فرصتهایی را از روسیه گرفته باشد، اما برای ایران دریچههایی جدید گشوده است. با به هم خوردن معامله برد - برد بالقوه روسیه و اروپا، روسیه مجبور است که نگرشی منحصر به فرد در قبال ایران اتخاذ کند و ایران را با عینک اروپایی ننگرد. البته به رغم اینکه روسیه نیازمند است تا ایران را از دریچه به فردی ببیند، اما از نظر من این نگاه هنوز به شکل کامل در روسیه شکل نگرفته است. البته این موضوع میتواند برای ایران یک فرصت باشد، چراکه اگر ایران نگرشی واقعبینانه از همکاریها را به ابتکار خود به طرف روس پیشنهاد دهد، به شکلی که در آن منافع برد - برد لحاظ شود، فرصتهای جدیدی برای ایران شکل خواهد گرفت.
یکی از مهمترین فرصتها برای ایران تغییر این دیدگاه غربی و نافذ است که در آن ایران همواره کشوری تصور میشود که فروشنده کالاهای خام و نیمهخام است و در قبال آن کالاهای صنعتی و فناوری وارد میکند. در حالی که با تغییر مناسبات حاکم بر روابط ایران و روسیه در پی جنگ اوکراین و تعمیق شکاف میان روسیه و غرب، ایران از این فرصت برخوردار است که با تعریف زمینههای مشترک همکاری با روسیه در مناطقی نظیر قفقاز و آسیای میانه، در کنار هدف گرفتن بازار روسیه و توسعه تعاملات با آن، همکاریهای چندجانبهای در کشورهای آسیای میانه و قفقاز شکل دهد و به صادرات توان فنی، مهندسی و فناوری بپردازد که در این مناطق مورد نیاز است. در چنین شرایطی و با تعریف بسترهای مشترک همکاری با روسیه در این مناطق میتوان شاهد بلوغ بیشتر توان شرکتهای ایرانی و در حوزههای فنی و صنعتی بود که در تعامل با شرکای روس میتواند رخ دهد.
از طرفی باید توجه داشت که کشورهای آسیای میانه منابع غنیای از منابع هستند که در خشکی محصورند. شکلگیری همکاریهای چندجانبه میان ایران، روسیه و کشورهای آسیای میانه و قفقاز با استفاده از ابزارها کریدورهای توسعهای میتواند منجر به شکلگیری معامله برد - برد جدیدی میان این کشورها شود که در صورت برنامهریزی صحیح موجب افزایش قدرت ایران خواهد بود.
از سوی دیگر قدرتگیری روزافزون چین در شرایط فعلی فرصتی را فراهم کرده است که کشورها غرب را به عنوان تنها مبدأ سرمایه خارجی و فناوریهای برتر نبینند و از این امکان برای تنوع بخشیدن به انتخابهای خود در سیاست خارجی استفاده کنند. خیزش مسالمتآمیز چین که با تمرکز بر توسعه اقتصادی و صنعتی در طی دهههای اخیر از سوی این کشور مورد توجه بوده، در دوران کنونی نیز با قدرت در حال پیگیری است، اما چین این نکته را به خوبی میداند که استمرار این روند مستلزم معماری جدید در فضای بینالملل است که در آن کشورهای در حال توسعه به رهبری چین فرصت دستیابی به توسعه را به دست آورند. چین با ابتکارات متعددی نظیر پهنه و راه، امنیت جهانی، توسعه جهانی که با شعار جهانی با یک سرنوشت مشترک به عنوان سیاست رسمی چین همراه شدهاند، در تلاش است تا ضمن گسترش پیوندها با کشورهای محور آفرو اوراسیا رهبری این محور در مقابل محوری غربی ترانس آتلانتیک را عهدهدار شود.
در این میان، این کشور با سرمایهگذاریهای گسترده در نقاط مختلفی نظیر شرق اروپا، غرب آسیا و آفریقا از ابزار کریدورهای توسعهای به منظور دستیابی به یک زنجیره ارزش جدید استفاده میکند که در آن علاوه بر سرمایهگذاریهای گسترده در زیرساختهای صنعتی، توسعه ارتباطات و اتصالات ریلی، جادهای، بندری، دیجیتال و خطوط انرژی به شکلی برجسته دارای اهمیت است و جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری با خاصیت اتصال بخشی تاریخی میان نقاط مختلف جهان از این ظرفیت برخوردار است که با استفاده از استعدادهای سرزمینی خود به نقطهای غیرقابل چشم پوشی در معماری نظم جدید بینالملل بدل شود.
ظرفیتهای جغرافیایی و ارتباطات تاریخی ایران با دو کشور روسیه و چین در کنار شکلگیری روندهای بینالمللی جدید در جهانی که آبستن خطرات گوناگون است، در صورت تدبیر مناسب و اتخاذ رویکرد صحیح در پیادهسازی استراتژی نگاه به شرق میتواند موجب رستگاری دولت چهاردهم شود و تحولی تاریخی در نقشآفرینی بینالمللی ایران به همراه داشته باشد.
تعریف بسترهای مشترک همکاری با دو کشور روسیه و چین در کشورهای آسیای میانه و فققاز تعاملی برد - برد است که علاوه بر تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران، کلان راهبردهای دو کشور چین و روسیه را نیز تکمیل میکند. در چنین شرایطی بسترهای لازم به منظور ایفای نقش جدید بینالمللی ایران در قالب سازمانهای جدید بینالمللی نظیر شانگهای و بریکس در آینده نزدیک را نیز فراهم خواهد کرد. باید توجه داشت، تأکید بر سیاست همسایگی به عنوان مکملی برای «استراتژی نگاه به شرق» راهکاری است که ضمن گسترش مناسبات منطقهای جمهوری اسلامی ایران موجب پررنگترشدن بازیگری ایران در فضای بینالملل و افزایش وزن ژئوپلتیکی کشورمان در روندهای بینالمللی خواهد شد و حتی روابط غرب با ایران را نیز تنظیم خواهد کرد.