جوان آنلاین: نگاهی گذرا بر ادوار مختلف تاریخی نشان میدهد زنان همواره فاقد استقلال هویتی و آزادیهای فردی بوده و تحت تکفل مردان و قوانین مردانه زیستهاند. در این میان اسلام و به تبع آن، تشیع؛ زن را به عنوان سوژه فعال و مؤثر در گسترش دین، معرفی میکند و جایگاه هویتی مهم و برجستهای برای او قائل شده است، از این روست که پیامبر اسلام (ص) به پشتوانه حمایتهای یک زن (همسرش خدیجه) دعوی رسالتش را علنی میکند و با همراهی و همدلی زنی دیگر (دخترش فاطمه) این رسالت را پیش میبرد.
پس از وفات پیامبر اسلام (ص) و با شروع و امتداد جریان امامت، بازهم شاهد نقش آفرینی حضرت فاطمه (س) به عنوان یک سوژه اجتماعی- سیاسی تأثیرگذار هستیم. اگر چه عمرکوتاه حضرت فاطمه (س) اجازه نداد که رسالتش را در قبال جامعه نوپای اسلامی ادامه دهد؛ اما میراث فکری و الهی اش، از طریق دختر ایشان؛ زینب (س) حفظ شد. ظهورکمال عقلانیت و درعین حال عاطفه عمیق، سلحشوری، مجاهدت و صبر بینظیر حضرت زینب در صحنه عظیم عاشورا - به عنوان مقطعی حساس از رویارویی تفکر اسلام واقعی با اسلام خلافتی- بهترین شاهد برمدعای زنده ماندن میراث دختر پیامبر است؛ ویژگیهای هویتی که ایشان را به عنوان الگویی کامل برای زنان در تاریخ تشیع ماندگار کرد.
نکتهای که در مورد نوع مواجهه زینب (س) با موقعیتهای مختلف حوادث عاشورا جلب توجه میکند؛ نوعی دوگانگی ظاهری است که شاید سوال برانگیز باشد؛ اینکه مشاهده میکنیم ایشان در گفتگو با امام حسین (ع) در شب عاشورا زنی سرشار از عاطفه و احساس است که خبر شهادت برادر و عزیزانش را تاب نمیآورد و به شیون و زاری میپردازد و امام به سختی او را آرام میکند ولی در فردای همان شب آنچه از زینب (س) میبینیم تصویر زنی سر سخت با ارادهای پولادین است که شرارت و قساوت دشمن ذرهای ترس و ضعف در دل او ایجاد نمیکند. زینب (س) را پس از این در قامت قافله سالاری توانا میبینیم که حامی و امید زنان و کودکان است.
اما امروز در جامعه ما آنچه که از حضور زینب (س) در نهضت عاشورا بازنمایی میشود؛ بخش عمدهاش تصویری از مصیبتزدگی و سوگواری است و ابعاد دیگر شخصیتی ایشان، مغفول مانده است؛ ابعادی که چه بسا با مطرح شدن آنها بتوان ذهن نسل جوانی را که تحتتأثیر هژمونی رسانهای غرب- با انتشار انبوه اطلاعات دین ستیزانه - قرار دارند به سمت موضوع عاشورا سوق داد، چراکه عاشورا اساساً حرکتی ظلم ستیزانه و مترقی از دل جامعهای سنتی بوده است و همین پتانسیل به خودی خود برای نسل جوان که در شرایط هویتیابی قرار دارد جذاب است.
اکثر افراد معانی و تجربههای زندگی خود را حول یک هویت اصلی سازماندهی میکنند؛ هویتی که در طول زمان و مکان دوام و استمرار دارد؛ دختر و زن مسلمان در کندوکاو عمیق ذهنیاش پیرامون نهضت عاشورا به رهبری یک زن خردمند، عفیف، توانا، شجاع، مبارز، قوی و صبور، چون زینب (س) میرسد که میتواند شاکله اصلی هویتی او باشد. او ضمن تأمل و اندیشه در هویت خود به عنوان زن شیعه، مهیای مواجههای زینب گونه با سختیهای زندگی می شود؛ چنین زنی نه تنها در زندگی خانوادگی درگیر تضادهای نقشی نیست بلکه در زندگی اجتماعی هم زنی فعال، کنشگر و ظلم ستیز است. نگاهی به حضورفعال و تعیینکننده سوژههای زن مسلمان معاصر در به ثمر رسیدن جنبشهای فکری، اجتماعی و سیاسی برخی از جوامع اسلامی مانند یمن و انقلاب اسلامی در ایران نشان داده است میراث شیعی که اشاره شد هنوز زنده و پویاست و به پشتوانه آن برای زن مسلمان و شیعه راهی مستقل از فمینیسم وجود دارد؛ اما در این میان، شاهدیم که بازنمایی ناقص از شخصیتهایی مانند حضرت زینب (س) به گونهای است که در تضاد با مفاهیمی مانند آزادی و استقلال زن در جامعه مدرن برداشت میشود و همین برداشت غلط، مانعی جدی در پذیرش الگوی مترقی مذکور از سوی عامه زنان بوده است؛ زنانی که در فقدان آگاهی و تحتتأثیر جهان سرمایه سالار و رسانههای امپریالیستی و شبکههای اجتماعی مبتذل به کالا بودگی خود رضایت دادهاند.
اما امروز ما هم به شدت دچار خطای راهبردی هستیم و بر خلاف سالهای آغازین انقلاب اسلامی؛ غالباً بر مستوری و حجاب حضرت زینب (س) و نهایتاً صبر ایشان در برابر مصائب تأکید میکنیم بیآنکه از قدرت عقلانیت، هدایتگری، سخنوری، ظلم ستیزی، تهور و شجاعت ایشان در مواجهه با دشمن سخن چندانی بگوییم؛ ویژگیهایی که جامعیت و فرا تاریخی بودن یک شخصیت بزرگ و الگو را نمایان میکند؛ از این رو دختر و زن جوان متعلق به فضای مدرن جامعه ما که مدام در معرض سوال و چالشهای دین ستیزانه و سنت گریز رسانههای مهاجم است از تصویر فوق نوعی تحجر و بازگشت به گذشته را دریافت میکند و طبیعی است که نه تنها با چنین الگویی همراهی و همدلی نکند بلکه به تقابل با آن بپردازد، چراکه آن را نوعی محدودیت در سبک زندگی خود قلمداد میکند. حال آنکه واقعیت شگفت این است: در هزار و ۴۰۰ سال قبل زنی با استقلال کامل انتخاب میکند که در حرکتی سیاسی- اجتماعی همراه امام خود ترک وطن و آسایش و امنیت کند و با تمام سرمایه – دو پسر - و توانش برای انجام رسالت الهیاش جهادی عظیم را آغاز کند.. نکته مهم اینجاست که این سطح از آزادگی برای یک زن و برخورداری از هویت مستقل مربوط به دورهای تاریخی است که زنان از کمترین حقوق انسانیشان محروم بودهاند و جزو مایملک مردان محسوب میشدند.
* جامعه شناس تشیع و پژوهشگر اسلامی