جوان آنلاین: کودکی از دورانهایی است که شیرینی و حلاوت آن از یاد نمیرود. کنار همه خاطرات آن به خصوص برای شهرنشینان و آپارتمان نشینان، بازی در دل طبیعت و روستا، زندگی در خانههای قدیمی وسط شهر، بازی در حیاط و حوض وسط آن، آبپاشی شمعدانیهایی که دورتا دور حیاط چیده شده بود، خاطراتی به یاد ماندنی است. بوی نم حیاط که با دستان مادر آبپاشی شده بود، هندوانه قاچ کرده و فالوده طالبی که پوست آن رزق مرغ و خروسهای خرپشتهها میشد، همه و همه یادآور روزهایی است که تنها بازی و تفریح نبود بلکه فرصتی برای آشتی با طبیعت بود. وقتی این مدل روزهای کودکی را با کودکان امروز محبوس در آپارتمان مقایسه میکنیم این احساس تکلیف به ما دست میدهد تا برای رفاقتشان با طبیعت و محیط زیست تلاش کنیم و این مهم را در بخشهای تربیتی و آموزشی مورد توجه قرار دهیم. هم نهادهای آموزشی و قبل از آن خانواده باید بداند فردای طبیعت و منابع طبیعی ما در گرو آموزش این آیندهسازان است، آن وقت تکلیف میشود تا از آنها سفیرانی برای محیط زیست تربیت کنیم.
کودکان را با طبیعت آشتی دهیم
مردی جوان دو پسر چهار و هشت ساله دارد. درباره آشنایی فرزندانش با طبیعت و محیط زیست میگوید: در تعطیلات آخر هفته سعی میکنم فرزندانم را به دل طبیعت ببرم. خیلی سختگیری نمیکنم بلکه سعی میکنم آنها با شاخ و برگ درختان بازی کنند و انواع درختان را با بازی بشناسند. معتقدم لمس درختان باعث محبت آنها به طبیعت میشود. همیشه چادر مسافرتی همراهمان هست و اگر محیطی امن بود، شب را در چادر میخوابیم تا فرزندانم از سکوت شب و صدای طبیعت لذت ببرند. در کل سعی میکنیم از هر فرصتی استفاده کنیم تا فرزندانمان را از خانه به قصد طبیعتگردی بیرون ببریم.
مادری میگفت: دخترم ۹ ساله است. از کودکی درباره طبیعت، زمین و هوا در قالب داستان برایش صحبت کرده بودم تا او را با طبیعت آشنا کنم. خودم فارغالتحصیل محیط زیست هستم. کار ساده دیگری که همراه دخترم انجام میدهم، استفاده مجدد از بازیافتی هاست، به این شکل که به جای کاغذ و مداد رنگی از برگها، شاخهها، گلها و سنگریزههای در طبیعت استفاده و با آنها کاردستی درست میکنیم. همچنین با اشیایی که قابلیت استفاده مجدد دارند، مثل جعبههای مقوایی، بطریهای پلاستیکی و شیشهای، کاردستی میسازیم. این قبیل کارها برای دخترم خیلی جذاب است و او را به خصوص در ایام تابستان سرگرم میکند. از طرفی مرا به هدفی که دارم نزدیک میکند.
همراه کودکان زبالهها را جمع کنیم
مدتی قبل برای تفریح به اطراف تهران رفته بودیم. در مسیر برای استراحت چنددقیقهای، کنار یک رودخانه توقف کردیم. روی یک تخته سنگ نشسته بودم و کمی آن طرفتر چند کودک در حالی که دستکش دستشان بود زبالههای روی زمین رهاشده را برمیداشتند و داخل کیسههای زبالهای که دستشان بود میانداختند. از کارشان خوشم آمد. به طرفشان رفتم. سن و سالشان بین چهار سال تا ۱۰ سال بود که همراه پدر و مادرشان به دل طبیعت آمده بودند.
یکی از پدران که کودک ششسالهاش بین آن دو بچه بود، گفت: با چند نفر از همکارانمان تصمیم گرفتیم همراه خانوادهها به گردش بیاییم. در مسیر این مکان را برای توقف چندساعته انتخاب کردیم. بساط صبحانه را پهن کردیم که دیدیم اطرافمان پر از زباله است. یکی از دوستان پیشنهاد داد کودکان را تشویق کنیم زبالهها را جمع کنند. در قالب بازی و مسابقه هر کدام یک دستکش پوشیدند و قرار شد هر کس زباله بیشتری را جمعآوری میکند، برنده باشد. در آخر هم به همه آنها برای این کار شایسته جایزه بدهیم. با این کار آنها یاد میگیرند محیط زیستشان را آلوده نکنند و وقتی بزرگتر شدند، قدر طبیعت را بدانند و از ریختن زباله پرهیز کنند. احساس کردیم این کار به صورت بازی و تفریح از نصحیت و حرفزدن مؤثرتر است.
این تنها نمونه شایستهای درباره آشنایی کودکان با محیط زیست بود. دوستی میگفت راههای زیادی برای آشنایی کودکان با محیط زیست وجود دارد، از جمله آموزش باغبانی، بردن کودکان به باغوحش، خرید آکواریوم، در صورت امکان نگهداری از پرندگان و حیواناتی مانند گوسفند، بره، بز، انواع پرندگان و در صورت آپارتماننشینی تعیین مکانی برای تغذیه پرندگان و آشنایی کودکان با آنها. از همه مهمتر برای مقابله با آلودگی هوا، استفاده از وسیله حملونقل عمومی به جای وسیله شخصی مانند دوچرخه یا پیادهروی با نگاه اهمیت به سلامتی. کنار این فعالیتها شرکت در مراسماتی مانند روز درختکاری هم قابل توجه است. همه این تلاشها، اما در گرو همکاری آموزشوپرورش با خانوادههاست تا کودکان را با محیط زیست آشنا کنند و در آینده از دستاوردهای آن بهرهمند شوند.
کودکان سفیران خوبی برای محیط زیست میشوند
در بند چهاردهم ابلاغ سیاستهای کلی محیط زیست از سوی مقام معظم رهبری آمده است: گسترش سطح آگاهی، دانش و بینش زیست محیطی جامعه و تقویت فرهنگ و معارف دینی مشارکت و مسئولیتپذیری اجتماعی به ویژه امربهمعروف و نهیازمنکر برای حفظ محیط زیست در تمام سطوح و اقشار جامعه. مطابق این بند دولت موظف است تمهیدات لازم را برای ارائه آموزشهای جذاب به همه آحاد جامعه به ویژه کودکان و نوجوانان فراهم کند. بر همین اساس سازمان حفاظت محیط زیست چند تفاهمنامه با وزارت آموزشوپرورش امضا کرده است تا با آموزش معلمان و دانشآموزان این بند محقق شود.
محمد درویش، پژوهشگر، کنشگر و فعال محیط زیست با اشاره به این تفاهمنامه اظهار داشت: بر اساس این تفاهمنامه، مدارس طبیعت در دهه ۹۰ شکل گرفت. در این مدارس کودکان زیر ۱۲ سال نیمساعت در هفته، با فاصله از کلاس درس، به محیط طبیعی میروند تا گونههای زیستی و جانوران را بشناسند و تجربه شیرینی از محیط زیست زیستگاهشان پیدا کنند.
درویش گفت: هر چقدر بتوانیم فضای بهتری را برای کودکانمان ایجاد کنیم، آنها بدون واسطه با منابع طبیعی، گیاهی و جانوری سرزمینشان آشنا میشوند و این انگیزه در آنها ایجاد میشود تا از مکانی که با آن خاطره دارند و به آن عشق میورزند، حفاظت کنند و تبدیل به بهترین سفیران و پیامآوران محیط زیست پاک شوند.
این کنشگر محیط زیست با اعتقاد به اینکه نباید نگرانیهایمان را به کودکان منتقل کنیم، اظهار داشت: اینکه به کودکان بگوییم شهر را زباله برداشته است، آلودگی هوا سرطان را زیاد کرده است، ریزگردها تنوع زیستی را از بین میبرد، جملات نگرانکنندهای برای کودکان است و این جملات آنها را عاشق طبیعت نمیکند. باید از زیباییهای طبیعت و جلوههای منحصربهفرد طبیعت صحبت و فضایی ایجاد کنیم تا آنها از آن فضا بهرهمند شوند.
درویش نقش خانوادهها و همکاری آنها با نظام آموزشی را مؤثر برشمرد و گفت: یکی از مشکلات آموزش و پرورش با خانوادهها، اعتراض والدین با این جملات است که چرا فرزندانمان در مدرسه فقط بازی میکنند؟! پس چه موقع زبان و ریاضی یاد میگیرند. والدین نباید اینطور فکر کنند که همه زمان فرزندانشان باید صرف آموزشهای مختلفی مانند زبان و کامپیوتر شود. همین که بچه کودکی کند و در طبیعت خاکبازی و گِلبازی کند یا درخت را لمس کند و برگش را مورد بررسی قرار دهد و تفاوت درخت توت و انگور را تشخیص دهد، بزرگترین آموزش و بزرگترین خدمت به کودکان است.
این فعال محیط زیست درباره دستاوردهای آشتی کودکان با محیط زیست اظهار کرد: کودکی که با حیوانات سرزمین خود مأنوس شود و آنها را از نزدیک ببیند، مانند اینکه یک بره چقدر گوسفند ماده را به عنوان مادر دوست دارد و آن گوسفند ماده با برهاش مهربانی میکند، یقیناً وقتی بزرگ شد به سمت آنها شلیک نمیکند و با افتخار به دوربین لبخند نمیزند و خودش را شکارچی معرفی نمیکند. اگر اجازه دهیم کودکان عشق بین حیوانات را ببینند و متوجه شوند که حیوانات در همه حالت وحشی نیستند بلکه محبت به فرزندانشان را بلد هستند و از آنها مراقبت میکنند، در حقیقت روح مودت، مهربانی و همکاری در آنها تقویت میشود.
وی با اشاره به شعر معروف سهراب، آب را گل نکنیم، شاید این آب روان، میرود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی، میگوید: سهراب وقتی این شعر را سرود خیلی افراد به او انتقاد کردند ولی او در جواب گفت اگر بتوانیم نسلی را آن طور تربیت کنیم که دلش برای آبخوردن یک کبوتر یا سیرابشدن یک پرنده بسوزد، او هیچ وقت اجازه نمیدهد خونی بیگناه ریخته شود. این به آن معناست که اگر نسلی تربیت کنیم که نگران گیاهان و جانوران باشد، حتماً نگران آدمها نیز خواهد بود و حتماً ملاحظات اخلاقی را بهتر رعایت خواهد کرد.