جوان آنلاین: دکتر عبدالله گنجی در کانال تلگرامی خود نوشت: انشاءالله خداوند مرحوم هاشمی را رحمت کند. برای انقلاب و نظام زحمت کشید و محاسن و معایب کارش روشن است. در سالگرد وفاتش چند نکته: هاشمی از سه دسته آزار دید که مشی و مرام خودش و نسبت فرهنگ سیاسی ایرانیان با این مشی و مرام تعیینکننده بود:
اولین ضربات را مقابل چشم مذهبیون از خانواده خورد. مشی و مرام بعضاً همسر و اکثر فرزندان در حوزه فرهنگی، مواضع و سبک زندگی اقتصادی از سال ۱۳۷۵ در تراز شخص دوم نظام آن هم در کسوت روحانیت نبود. تعجببرانگیز بود. او تلاش کرد تفسیری از ج. ا ارائه کند که جای این فرزند آن هم در درون نظام بشود، اما موفق نشد.
شخصاً در فروردین ۱۳۸۴ موضوع را با او طرح و گفتم چرا اجازه میدهید تصویرتان را خراب کنند؟ با حرف بنده مخالفت نکرد، اما گفت: «بچههای من دیگر بچه نیستند که به فرمان من باشند، البته به فائزه درباره نشریه زن تذکر دادهام.»
دومین ضربه را چپهای تجدیدنظرطلب زدند. گفتند او «دوزار به دموکراسی اعتقاد ندارد» و گفتند «باید او را زمینی کنیم». او را مخالف توسعه سیاسی، جامعه مدنی و دموکراسی و بیاعتقاد به رأی مردم میدانستند. شاید هم برای عبور از نظام باید اول او را میزدند تا بعداً به رهبری برسند.
دسته سوم احمدینژادیها بودند که احساس میکردند پایگاه رأی منفی او بالاست و قطببندی با او و بوکس مستمر آورده دارد و تا مرز دشمنی بر او تاختند و تا تهمت (مثلاً به ترکمنستان گفته گاز شمال شرق را در زمستان قطع کند) پیش رفتند. حملات بیوقفه به او کمانه کرد و جایگاه اجتماعیاش تا حدودی ترمیم شد. اینجا به سمت آنانی برگشت که ۱۳۷۸ ناجوانمردانه به او تاخته بودند. اشتباهش این بود که از دست باران به زیر ناودان رفت.