ماهیت فوتبال گویا در ردههای پایه تغییر کرده و کتککاری، قمه و چاقوکشی به یک اصل واجب و لازمالاجرا در آن تبدیل شده است، بهطوریکه در همین یک ماه اخیر به کرات شاهد درگیریهای خونین و خشونتبار در ردههای مختلف از جوانان گرفته تا امید بودیم. تا پیش از این سوتهای اشتباه دلیل اینگونه رفتارهای ناشایست بود و تنها سلامت داوران را تهدید میکرد، اما عدم برخورد جدی با این خشونتهای غیرقابل توجیه دامنه این معضل را چنان گسترده که حالا نهتنها بازیکنان و مربیان، بلکه تماشاگران و خانواده بازیکنان نیز در ورزشگاه امنیت جانی ندارند و کوچکترین جرقهای میتواند آنها را قربانی خشونتهای خونین کند، بهطوریکه به نظر میرسد باید اقدامی جدی در این راستا صورت گیرد و بازی ردههای پایه و حتی لیگ یک که در این مدت درگیریهای پرتعدادی را شاهد بوده با حضور نیروهای ویژه برگزار شود. نیروهای ویژهای که در عین ناباوری با چرخی کوتاه در فوتبال ردههای پایه میتوانند اراذل و اوباش زیادی را جمعآوری کنند، چراکه آنچه این روزها در ورزشگاهها رخ میدهد دیگر هیچ شباهتی به درگیریهای ناشی از حساسیت فوتبال ندارد و رسماً به نزاع خیابانی میماند و عدم مقابله با آن میتواند عواقب بدی را به دنبال داشته باشد و تلفات زیادی را روی دست فوتبال بگذارد.
فوتبال بازی هیجانانگیزی است و گاهی حساسیت بالای برخی دیدارها کنترل تماشاگران را سخت میکند، اما اتفاقاتی که طی همین چند ماه اخیر رخ داده، هیچ شباهتی به هیجانات معمول فوتبال ندارد و رسماً جدالی خیابانی را تداعی میکند، چراکه کافیست یک صحنه از بازی به مذاق آقایان خوش نیاید تا به خود اجازه هرگونه زد و خوردی را بدهند، آنهم با استفاده از ادوات خطرناکی، چون چوب و چماق و چاقو و قمه که همین چند وقت اخیر یک ناظر و نماینده بازی را روانه بیمارستان کرد!
قسمت فاجعهبار داستان بعد از نگاهی گذار به اتفاقات تلخ حاشیه دیدار تیمهای پارسگستر شیراز و تاج نورآباد، مصاف سپیدان استان فارس، رویارویی پیام شیراز با پدیده کازرون، بازی امیدهای گلگهر با فجر سپاسی، بازی پرسیان ایرانیان و پارسان اسلامشهر، مقاوم فجر البرز و چوکا تالش، آریو اسلامشهر و شهرداری آستارا این است که عمده این درگیریها در ردههای پایه رخ داده است. در سطحی که قرار است آینده فوتبال کشور را رقم بزند، اما کدام آینده، وقتی پایه آن با خشونتهای خونباری گذاشته شده که مایه تأسف و شرمندگی است، خصوصاً وقتی بدانیم که در یکی از این درگیریها، مربی یک تیم با چاقو درصدد تهدید حریف برآمده است!
مربی که کارش آموزش است و نقطه صفر این آموزش بیهیچ تردیدی باید اخلاقمداری باشد و بعد از آن مسائل فنی و تاکتیکی. اما مربی که مشکلاتش را با چاقوکشی و تهدید حریف حل و فصل میکند، چطور میتواند آیندهسازانی اخلاقمدار را تربیت کند؟ آیا به راستی مربی که حین مسابقه چاقو در جیب دارد صلاحیت تربیت نسل آینده فوتبال ایران را دارد؟!
مدتهاست که این قسم درگیریها در شهرهای مختلف دیده میشود. درگیریهایی که هیچ شباهتی با روح ورزش و فلسفه فوتبال ندارد. بیتردید فدراسیون سکوت نخواهد کرد و کمیتههای انضباطی و اخلاق برای نوشتن جریمههای نقدی و محرومیت برخی مسئولان، مربیان یا حتی تماشاگران دست به قلم میشوند، اما بیتردید این واکنشها بازدارنده نیست که اگر بود با اولین محرومیت باید بساط این درگیریهای تأسفبار جمع میشد و کار به جایی نمیکشید که شاهد چاقو خوردن داور، ناظر بازی و حتی تماشاگران و همچنین ضرب و شتم بازیکنان باشیم. اگر قرار باشد در پی برگزاری یا تماشای یک بازی فوتبال، عدهای روانه بیمارستان شوند یا حتی از دماغ کسی خونی بیاید، این فوتبال دیگر تفاوتی با نزاع خیابانی ندارد و باید بساط آن را برچید. در غیر این صورت باید به صورت اصولی به دنبال ریشهیابی این درگیریها رفت و شرایط را برای برگزاری سالم مسابقات مهیا کرد تا دیگر رشتهای که باید ضامن سلامت جامعه باشد و فرصتی برای پر کردن اوقات فراغت جوانان، به معضلی تبدیل نشود که جان افراد را به مخاطره بیندازد.
اما آیا قصدی برای آسیبشناسی وجود دارد یا قرار است کمافیالسابق دل به اقدامات پیشپاافتاده خوش کنیم تا شاهد تلفات در فوتبال باشیم!