یکی از مسائلی که امروزه موجب شد تا افراد و گروههای مختلف به گفتگو در حوزه حجاب وادار شوند، پدیده حجاب در فضای بلاگری و رسانه است؛ موضوعی که از سویی از سمت فعالان و بنگاههای اقتصادی مد و لباس و شبکههای مجازی و رسانههای نوین بازنشر میشود و از سویی دیگر تقبیح و طرد از سوی جامعه سنتی مذهبی را به دنبال داشتهاست.
نکته مذکور را میتوان از دو منظر بررسی کرد؛ اول مسئله منفعت اقتصادی. مدیران بنگاههای اقتصادی (هر فضای اقتصادی مرتبط با امر لباس، حتی فضای رسانه و بازنمایی محصولات مرتبط با لباس و پوشش افراد)، تولیدکنندگان و فعالان عرصه پوشاک با توجه به الزامات دنیای مدرن مجبور هستند تا برای حفظ بقای خود طبق قوانین بازاریابی حرکت و اهداف خود را براساس دانش امروزه محقق کنند یا بازار را فتح کنند، اما در کشور ما بخش مهمی از این عرصه لباس را تولیدات تحت عنوان حجاب در برگرفتهاست. البته بهتر است توجه داشتهباشیم که تقریباً هر آنچه پوشیده و در حضور اجتماعی (در مورد مردان و زنان) استفاده میشود مرتبط با مفهوم حیا است که برونداد آن با مفهوم حجاب است. پس تقابل بین این دو جریان (منافع اقتصادی و ارزشهای دینی) طبیعی است، چراکه از اصول حضور فرد در فضای رسانه بر نمایش و تا حدی در تقابل با فرهنگ حیا استوار است.
نکته بعدی که باید بدان پرداخت این است که به دلیل ترویج روزافزون رسانههای غیررسمی و اثربخشی بسیار بالای این رسانهها مثل شبکههای اجتماعی متنوع، ناخودآگاه جامعه استفادهکننده از افراد پر مخاطب (اینفلوئنسر) در این عرصهها الگو میگیرند. یا به عبارتی زنان و مردان برای مقبولبودن و به دست آوردن ارزشهای اجتماعی از این فضای دارای جلوه بصری و پرمخاطب تأثیر میپذیرند. انسانها در دنیای مدرن و کمرنگ شده مرزهای فرهنگی امروزه تلاش دارند تا کمالطلبی خود را با شباهت به افراد پر مخاطب اقناع کنند. پس هرگونه رفتار خود را به بلاگرها یا افراد پرمخاطب شبیه میکنند. بدیهی است که در ابتداییترین قدم، این جریان در ظاهریترین رفتار فرد و مسئله پوشش پدیدار خواهد داد.
اما یک نکته را نیز باید مدنظر قرار داد. با توجه به فرهنگ رایج در دنیای امروزه که هر امری به صورت تخصصی و در خارج از محیط سنتی خانواده آموزش داده میشود، پدیده الگوگیری در انتخاب لباس و پوشش نیز با توجه به الگوهای پسندیده در فرهنگ رایج نهادهای تأثیربخش مثل شبکههای اجتماعی و بر تن افراد برگزیده (مورد توجه رسانه و تأثیرگذار اجتماعی به هر دلیل...) رخ میدهد. به بیان دیگر اگر درگذشته انتخاب پدر و مادر و نزدیکان بر انتخاب لباس مؤثر بود، امروزه انتخاب لباس یک فرد که به هر دلیل مورد توجه رسانه است، با کیلومترها فاصله میتواند بر انتخاب فرد مؤثر باشد. مخصوصاً نوجوان برای کسب مقبولیت اجتماعی در جریان هویت یابی به دنبال ایجاد ظاهری مقبول خواهد رفت.
پس همان طور که گفته شد باید برای این نیاز افراد یا دغدغه مداوم مردم جامعه، الگوهایی یا طراحیهایی متناسب با هنجارهای اسلامی- ایرانی ایجاد کرد یا گروههای فعال در این عرصه را تقویت کرد. برای مثال از تولیدکنندگان خواست تا قوانین و مقررات مشخص شده را رعایت و از سوی دیگر طراحیهای پوشش و رفتار مدلها و بلاگرهای خود را متناسب با فرهنگی ملی و دینی تعریف کنند و برای این امر هم از عنصر مجازات و هم از پاداشهای متناسب استفاده کنند. با نگرش واقعیتمحور در امور فرهنگی و اجتماعی و با توجه به شرایط سیاسی جامعه امروز نمیتوان به وسیله انگ زنی و طرد هر کسی که در این عرصه فعالیت میکند در مقابل این جریان ایستاد، بلکه باید این فضا را به ارزشهای خود نزدیک کرد. باید با رعایت چارچوبهای حیامداری به تقویت و البته بیشتر ایجاد سبکهای پوشش و مدلینگ (به عنوان بستر ضروری گسترش فرهنگ حجاب) با حفظ ارزشهای زیستعفیفانه در فضای واقعی و مجازی اهتمام ورزید که این امر مستلزم فعالیت گسترده و هدفمند افراد متخصص در حوزههای مربوطه است.