
سرویس اجتماعی جوان آنلاین- جوادعسگر: چند سالی است پایتخت مملو از دستفروشان است. کمتر نقطهای از مکانهای عمومی شهر را میتوان یافت که کاسبان خیابانگرد در حال التماس کردن به مصرفکنندهها برای فروش محصولات بعضا بیکیفیتشان نباشند. بیکاری، فقر طبقاتی، حاشیهنشینی و مهاجرت از یکسو و از سوی دیگر گرانی اجارهبهای مغازهها و رشد شهرنشینی و نبود کارهای مناسب و در حد توانایی این افراد باعث شده است که بسیاری در سطح شهر برای امرار و معاش به سوی دستفروشی سوق پیدا کنند. یکی از مکانهایی که همیشه دستفروشان دیده میشوند متروی پایتخت است.
به مترو که وارد میشوید تعداد دستفروشان دورهگرد از تعداد مسافران ایستاده در مترو گاهی بیشتر است. انسان متعجب میشود از این همه دستفروش. گاهی که ازدحام مسافران در برخی از خطوط زیاد میشود صدای غرولندهای دستفروشان را میشنوی! میان آنها کودکانی میبینی که هم سن و سالهایشان یا در مدارس در حال تحصیل هستند و یا در کوچهها در حال بازی، اما این بچهها در حال حاضر فال یا دستمال کاغذی و گاهی چسب میفروشند، و نگاه خیلی از مسافران مترو را به خود معطوف میکنند. برخی از روی دلسوزی بدون اینکه کالایی بخرند پولی به کودکان دستفروش میدهند و برخی با بیتوجهی از کنارشان عبور میکنند. در برخی از تقاطعهای معروف مترو تعداد دستفروشان بیشتر میشود، در این تقاطعها بعضی از دستفروشان قطارهایشان را عوض میکنند و برای فروش مسیری دیگری را انتخاب میکنند. در میان دستفروشان خیابانی گدایان بازیگری که با صدای نالش بلندبلند در مترو در حال تکدیگری هستند بسیار به چشم میخورند، نالهکنان به مسافران آویزان میشوند و ملتمسانه درخواست پول میکنند. روی هم رفته چهرهزیبایی از شهر به نمایش نمیگذارند. تصاویر بسیار نامطبوعی است که دل آدمی را به رنج میآورد. نکته جالب آنکه در میان دستفروشان تمامی ردهسنی را مشاهده میکنید، از کودک ۷ یا ۸ ساله تا پیرمردهایی که بیشتر از ۶۰ سال سن دارند. از لهجه و زبان هم میتوان دریافت که معطوف به شهر تهران نیستند و از همه اقوام و شهرها و مهاجران برای دستفروشی به پایتخت آمدهاند. همه اینها چهره نامطلوبی برای شهر ایجاد کردهاند و بعید است که به زودیها نیز بساط آنها برچیده شود.
بر طبق برخی از آمارهای منتشر شده در جهان نزدیک به ۲ میلیارد نفر در این صنف اقتصادی مشارکت دارند و سرجمع صنعتی ۹ تریلیون دلاری تشکیل دادهاند. در برخی از شهرهای جهان این نوع کسب و کار جرم محسوب میشوند و با آنها برخوردهای سختگیرانه میشوند، مثلا نیویورک و لسانجلس در آمریکا از شهرهایی هستند که این نوع کسب درآمد در آنها جرم به حساب میآید. در برخی از شهرها نیز کسب و کار دستفروشی را ساماندهیکردهاند و برای کسب و کار آنها قوانین معینی وضع کردهاند.
آنچه مسلم است رها کردن کسب و کار دستفروشی به حال خود بدون هیچ نظارتی خود معضلی بزرگ است که به بهتر است مسئولان برای آنها فکری بیندیشند، ولی فقط جمعآوری آنها توسط شهرداریها هم حلال مشکل نیست و امکان پذیر نیست.
اگرچه دستفروشی مختص مترو نیست، ولی این نوع امرار معاش محصول فقر و بیکاری است؛ که عدهای را وادار میکند از روی اجبار به این کسب و کار رو آورند؛ بنابراین تا زمانی که مشکل بیکاری در اقتصاد ایران حل نشود و هر روز کارخانه جدید در کشور ورشکستهشود بعید است که بتوان برای جمعآوری دستفروشان فکری اندیشید.