از نکات مهم و تأمل برانگیز در سخنان مقام معظم رهبری در باره رئیسجمهور شهید، اشاره به مظلومیت آیتالله رئیسی بود.
معظمله در مراسم سی و پنجمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) فرمودند: «بعد از فقدان رئیسجمهور عزیز، من دیدم تقریباً همه روزنامهها، همه مطبوعات، در فضای مجازی، اشخاص گوناگون از جریانهای مختلف، از خدمات او و تلاشهای شبانه روزی او حرف میزنند، از او تمجید میکنند، تعریف میکنند. دلم سوخت، (با بغض در گلو) دلم برای رئیسی سوخت، در زمان حیات او، اینها یک کلمه حاضر نبودند از این حرفها را بگویند، این برجستگیها را میدیدند، اما کتمان میکردند بلکه عکس آن را میگفتند، او را میآزردند، او البته غالباً جواب نمیداد، اما گاهی اوقات پیش من میآمد و مقداری شکایت میکرد».
واژه «دلم سوخت» در کلام رهبر معظم انقلاب، قرینه واژه «متأثر هستم» در کلام امام راحل است که برای توصیف مظلومیت شهید بهشتی به کار بردند: «آنچه در مورد ایشان متأثر هستم، شهادت در مقابلش ناچیز است و آن مظلومیتش است». شهید مظلوم رئیسی مانند شهید مظلوم بهشتی اهل گلهگزاری نبود و این از رویشهای انقلاب است.
درک میزان مظلومیت شهید جمهور، مستلزم آگاهی و شناخت اوضاع بسیار وخیم کشور در سال منتهی به انتخابات ۱۴۰۰ است. در شرایطی که به دلیل «رشد نقدینگی، تورم، بیکاری و...»، «خالی بودن خزانه»، «بیش از ۶۰۰ همت بدهی دولت قبل»، «تخلیه صندوق ذخیره ارزی»، «اعتصابات کارگری، فرهنگیان، بازنشستگان لشکری و...»، «به صفر رسیدن ذخایر کالاهای اساسی و استراتژیک»، «مصرف شدن ۸ میلیارد دلار ارز اختصاص یافته برای کالاهای اساسی»، «آمار بسیار بالای کشتههای کرونا» و... کشور در وضعیت بحرانی قرار داشته و آرامش، امید، اعتماد و باورهای مردم تحت الشعاع سوءمدیریت و ناکارآمدی دولت قبل قرار گرفته بود و همه گمانه زنیها (حتی وزرا و کارگزاران دولت دوازدهم) از سقوط قریب الوقوع دولت آیتالله رئیسی با پیشبینی «افزایش قیمت دلار به بالای ۱۵۰ هزار تومان»، «افزایش ۱۰ برابری قیمتها» و... سخن میگفتند، دولت آیتالله رئیسی شروع به کار کرد.
در چنین شرایطی دولت آیتالله رئیسی با توکل و اعتماد به پروردگار پا در میدان گذاشته و طی ۱۰۰۰ روز ۴۰ هزار کیلومتر با مردم همراهی کرد و دم برنیاورد. شهید مظلوم رئیسی در سفرهای استانی پا به پای مردم و در کنار مردم به ترمیم روحیه، آرامش، امید، اعتماد و باورهای مردم پرداخت و در این مدت «بسیاری از طرحهای بر زمین مانده دولتهای پیشین را در کمترین زمان ممکن و با کمترین بودجه راهاندازی شد»، «حدود ۱۰ هزار کارخانه، بنگاه و واحد تولیدی تعطیل شده مجدداً راه اندازی شد و صدها هزار کارگر دوباره مشغول به کار شدند»، «رشد نقدینگی از ۵۲ به زیر ۲۵درصد رسید»، «بیکاری کاهش یافته و در برخی از استانها به صفر رسید»، «رونق تولید به وقوع پیوست»، «برای اولین بار ترجیح صادرات بر واردات رخ داد»، «اوضاع دارو و درمان سامان یافت و بر کرونا فایق آمدند»، «در مسیر بیمه طبقات پایینی کشور قدمهای مؤثری برداشته شد»، «بخش قابل توجهی از تحریمها رفع یا خنثی شد»، «صندوق ذخائر ارزی دوباره احیا شد»، «کالاهای استراتژیک برای ۲۰ ماه ذخیره شد»، «با عضویت در شانگهای و بریکس و اصلاح روابط همسایگی تحول بزرگی در جایگاه و موقعیت ایران در منطقه و جهان به دست آمد» و دهها اقدام مهم دیگر انجام پذیرفت. در همین حال و طی ۱۰۰۰ روز فعالیت شبانه روزی دولت، متأسفانه غربگرایان، طبقه اشراف سیاسی، سازشکاران، اصلاحطلبان و تمام کسانی که بقای خود را در زمین زدن دولت سیزدهم تعریف کرده بودند پابه پای دولت به کارشکنی، سیاه نمایی، بنبست نمایی، تخریب امید و اعتماد مردم، تخریب دولت، تخریب شخص آیتالله رئیسی و... مشغول بودند و از هیچ کوششی برای زمین زدن دولت فروگذار نکرده و با زمینهسازی روانی و استقبال برای بالارفتن قیمت طلا، ارز و... و پروپاگاندای «دولت ناکارآمد»، «دولت علیل»، «ضرورت استعفای رئیسی» و... به جنگ علنی با دولت مشغول بودند.
اما آیتالله رئیسی نه تنها از این حجم از تخریب و کارشکنی گله نمیکرد بله کابینه خود را نیز به صبوری و تلاش بیشتر برای عبور از این گردنه توصیه میکرد. شهید مظلوم رئیسی هرگز از انبوه مشکلات و موانع به جا مانده از دولت قبل سخنی نگفت، هرگز از کارشکنی، مانع تراشی، سیاه نمایی و... رسانهها و افراد فرصت طلب و سازشکار چیزی نگفت. وقتی برخی علت سکوت را از وی جویا شده بودند در پاسخی حکیمانه و کوتاه گفته بود این کار فایده ندارد، اما قطعاً ضرر دارد، گله گزاری و بیان نقصها، موانع و... از یک طرف روحیه مردم را تخریب و مقاومت مردم را کم میکند و از طرف دیگر برای دشمنان فرصتسازی میکند.
آری شهید مظلوم رئیسی، اصطلاحاً خار در چشم و استخوان در گلو سکوت بر لب در کنار مردم زیست و به همگان درس اخلاق سیاسی داد. او در آخرین سخنانش در جلسه هیئت دولت به پیروی از شهید مظلوم بهشتی، همکارانش را به تحمل بیشتر و صبوری در برابر ناملایمات و توسل و توکل به خداوند توصیه کرد. این روحیه کرامت و بزرگواری و گذشت نسبت به همه جفاها، ظلمها و تخریب ها، روش و منش اخلاقی او بود که از شهید بهشتی آموخته بود. اینک در غیاب آن شهید عزیز بر ماست که در هشتم تیرماه با انتخاب فردی مؤمن، متعهد، پرکار و پرتلاش، خستگی ناپذیر، عاشق خدمت به مردم، دارای روحیه جهادی و ولایتمدار بر استمرار راه آن شهید مهر تأیید زده و حماسه بدرقه شهیدان خدمت را با حماسه انتخابات تضمین کنیم.