تبینی از نفوذ انقلاب اسلامی بر جانها
عملیات طوفان الاقصی نشان داد که جریانی محاصره شده با حداقل حمایت مادی، وقتی میخواهد حرکت و مبارزه خود را معرفی کند خود را وامدار انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی میداند. مقایسه کنید با اسرائیل دست نشانده استکبار و نیز سایر ملیجکها و دست نشاندههای دست دوم نظام سلطه در منطقه خودمان، که با آشکارترین و بالاترین سطح حمایت تسلیحاتی که حقیقتا مصداق مزدوری برای اربابی بیرونی است، نمیتوانند نمایندگی خوبی برای حامیان خود در منطقه انجام دهند
یک تفاوت بنیادین انقلاب اسلامی و مظهر سیاسی و حاکمیتی آن یعنی جمهوری اسلامی با دولتهای غربی و حتی منطقهای در مناسبات بینالمللی و فراملی که در قالب گفتمان مقاومت و صدور انقلاب تجلی پیدا میکند، عدم نیاز به مزدورپروری است. در مقابل میبینیم رفتار متفاوت دولتهای غربی و منطقهای که بازیگران و قدرتهای جویای نام و قلمرو در جهان کنونی را تشکیل میدهند که میتوان آنها را رقیبان گفتمان انقلاب اسلامی دانست.
اشکال مزدورپروری در شکلهای نوین استعمار چون استعمار نو قابل مشاهده است. استعماری که برخلاف شیوه منسوخ گذشته، دیگر نیازی به حضور مستقیم استعمارگر نیست بلکه مزدوران، سرسپردگان و وابستگان سببی و نسبی به غرب، وابستگان اقتصادی و یا تحصیلی، منافع استعمارگر را از خود او بهتر و بیشتر در میان کشور و ملت خودشان، پیگیری میکنند.
دکتر ولایتی در کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی درباره این شکل از استعمار و بهره گیری از این ظرفیت در راستای منافع غرب، مینویسد: «در دوران استعمار جدید، کشورهای استعمارگر بهگونههای متفاوتی از روشهای پیشین، سلطه و نفوذ خود را در کشورهای دیگر ادامه میدهند. در این پدیده کشورهای استعمارگر سابق از طریق حکومتهای دستنشانده و مناسبات و رژیمها و نهادهای بینالمللی جدید بیآنکه نیازمند حضور مستقیم سیاسی و نظامی در مستعمرات سابق باشند به شکل خزنده و پیچیده منافع و مطامع خود را تضمین میکنند».
نویسنده در ادامه به اشکال جدید نظم جهانی در قالب نهادهای بین المللی ورود کرده و این ساختار را نیز تکمیل کننده استعمار نو میداند: «بسیاری از صاحبنظران معتقدند که استعمارگران سابق امروزه از طریق شرکتهای تجارتی چندملیتی و نهادهای بینالمللی مانند صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهان و با بهرهگیری از شرایط مختلف بینالمللی و تعاملات پیچیدهی روزافزون جهانی مانند جهانی شدن سعی میکنند بر کشورهای توسعهنیافته یا در حال توسعه تسلط یابند».
در استعمار فرانو نیز باز نوعی از سرسپرده پروری و مزدورپروری رخ میدهد اما این بار اختیاریتر رخ میدهد. در سایه تبلیغات مسخ کننده رسانهای و عملیات روانی و فرهنگی، بخشهایی از جامعه شامل برخی تاثیرگذاران اجتماعی، دنبال منافع دولتهای استعمارگر و تامین اهداف آنها در کشور خود میافتند.
اما انقلاب اسلامی حکایت دیگر دارد. گفتمان فرهنگیِ انقلاب اسلامی برای تاثیر گذاشتن بین المللی و ایجاد متحد و جبهه واحد در عرصه فراملی، گفتمان صدور انقلاب است. صدوری که قرار است آرمانها و ارزشهای انقلاب را بر قلبهای مردم جاری و ساری نماید. این صرفاً یک ادعا نیست بلکه واقعیتی برآمده از آنچه انقلاب اسلامی در بیش از چهار دهه گذشته انجام داده است. بیشتر نیز مبانی این اقدام فرهنگی و بینالمللی در نظریات بنیانگذار انقلاب اسلامی یعنی امام خمینی پیرامون صدور انقلاب، قابل مشاهده است. رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله العظمی خامنهای نیز همین راهبرد و رویکرد کلان را در شرایط و مقتضیات زمانه پیش بردند.
مصداق این واقعیت را در حوادث مختلفی که پیرامون جبهه مقاومت اسلامی طی سالها و دهههای اخیر رخ داده است، میبینیم. عملیات طوفان الاقصی نشان داد که جریانی محاصره شده با حداقل حمایت مادی، وقتی میخواهد حرکت و مبارزه خود را معرفی کند خود را وامدار انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی میداند. مقایسه کنید با اسرائیل دست نشانده استکبار و نیز سایر ملیجکها و دست نشاندههای دست دوم نظام سلطه در منطقه خودمان، که با آشکارترین و بالاترین سطح حمایت تسلیحاتی که حقیقتا مصداق مزدوری برای اربابی بیرونی است، نمیتوانند نمایندگی خوبی برای حامیان خود در منطقه انجام دهند. زیرا همانطور که در ابتدای این یادداشت نیز گفتیم، روش گسترش قلمرو آنها، گسترش فیزیکی مبتنی بر مثلث شیطانی زر، زور و تزویر است نه سیطره براساس فطرت پاک انسانی بر روح و دلهای ملتها، آنطور که انقلاب اسلامی مبنای کار خود قرار داده است.