«انتظارات در حد حمایتها باشد»؛ این لبکلام گلایههای بیامان مربیان و قهرمانان منهای فوتبال است. ورزشکارانی که همواره جور مدالآوری ورزش ایران در رقابتهای مختلف را کشیدهاند، اما عدم توجه و حمایت لازم به آنها باعث شده شاهد اتفاقات ناگواری باشیم. با این وجود هیچ یک از این تراژدیها باعث تغییر نگاه مسئولان نشده و همچنان اهم توجهها به فوتبال است. رشتهای که بهرغم حمایتهای بسیار جز ناکامی و حاشیه برای ورزش کشور چیز دیگری به دنبال نداشته است.
نتیجه توجه افراطی به یک رشته خاص را امروز بهطور واضح در لیگ ملتهای والیبال شاهد هستیم، چراکه درست در روزهایی که تیم ملی تدارک حضور در لیگ ملتهای والیبال را میدید همه توجهها معطوف پرسپولیس و استقلال بود، نه شاگردان عطایی. حال آنکه پای انتظارات که به میان میآید، نگاهها به سمت والیبال جلب میشود و همه زبان به انتقاد میگشایند که چرا شاگردان عطایی موفق به کسب نتیجهای که باید نشدند.
این داستان تنها مختص والیبال و شاگردان عطایی نیست و این روزها صدای بیشتر رشتههای منهای فوتبالی بابت عدم توجه و حمایت لازم مسئولان درآمده است، خصوصاً که ورزش ایران نه فقط بازیهای آسیایی را در پیش دارد که در سال منتهی به المپیک نیز هست و این لزوم توجه و حمایت از رشتههای مختلف ورزشی را چند برابر میکند. با این حال کمتر رشتهای را میتوان یافت که از توجه و حمایت مسئولان رضایت داشته باشد. با بسته شدن پرونده مسابقات لیگ برتر و سروسامان گرفتن رقابتهای حذفی کشور حالا زمان خوبی است تا اندکی هم که شده توجه مسئولان معطوف دیگر رشتههای ورزشی شود، رشتههایی، چون والیبال، تکواندو، کاراته، وزنهبرداری و کشتی که انتظارات از آنها بسیار بالاست و بار مدالآوری کاروان ایران چه در بازیهای آسیایی و چه المپیک را به دوش میکشند. اما آیا انتظارات از آنها در حد حمایتهایی است که از این رشتهها میشود؟
درحالیکه والیبال رقابتهای حائز اهمیتی، چون لیگ ملتها را در پیش داشت، در توجه و حمایت به مراتب محقتر از پرسپولیس و استقلال بود. با این وجود شاگردان عطایی مهجور ماندند، درست مثل همه رشتههای ورزشی که سالهاست قربانی نگاه فوتبالی مسئولان ورزش شدهاند. به همین دلیل هم هست که هروی، سرمربی تیم ملی کاراته ایران صراحتاً میگوید مسئولان ورزش همانطور که از کاراته انتظار مدال در بازیهای آسیایی را دارند از این رشته حمایت کنند.
کمتر روزی است که شاهد گلایه ورزشکاران، مربیان و حتی مدیران رشتههای منهای فوتبالی نباشیم. گلایههای بحقی که نشان از رسیدن کارد به استخوان دارد و نتیجه آن ورزش کشور را تحت تأثیر قرار داده و باعث شده تا شاهد ناکامی و عدم نتیجهگیری تیمهایی باشیم که تا پیش از این در نتیجهگیری بهترین بودند، اما عدم توجه و حمایت لازم آنها را در سراشیبی سقوط قرار داده و مقصر این اتفاق بیشک مسئولانی هستند که با نگاه تبعیضآمیز خود تیشه به ریشه رشتههای قهرمانپرور و مدالآور ورزش کشور زدهاند!
مسئولانی که در مواجهه با رشتههای مختلف همواره کفگیرشان به ته دیگ خورده و بهانهها دارند برای عدم حمایت و توجه لازم، اما پای فوتبال که به میان میآید به سادگی دست به جیب میشوند و بیهیچ منطقی سرکیسه را شل میکنند، آنهم در شرایطی که هیچ یک از این توجهها و بذل و بخششهای افراطی نتیجه مثبتی در پی نداشته و همواره شاهد ناکامیهای بیپایان فوتبال چه در رده ملی و چه باشگاهی بودیم و هستیم.
تا پیش از این رشتههای منهای فوتبالی به هر ضرب و زوری که بود موفق به کسب نتیجه میشدند، اما امروز دیگر تلاش یکطرفه ورزشکاران کارساز نیست و کسب موفقیت نیازمند توجه و حمایت مسئولانی است که هرگز حمایتهایشان تناسبی با انتظاراتشان نداشته است که اگر داشت امروز شاهد ناکامیهای تکراری رشتههایی نبودیم که روزی جزو نقاط قوت ورزش ایران بودند.