سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: وقتی برای نخستین بار احسان علیخانی از «عصری برای تو» خبر داد، بسیاری به درستی آن را تقلید از نمونههای خارجی دانستند و به غلط تیغ تیز نقد را از غلاف برکشیدند اما کمتر کسی تصور داشت که استیچ علیخانی پس از چند قسمت به جایگاهی بدل شود که بسیاری از جوانان و نوجوانان و حتی بعضی از حرفهایها، برای دیده شدن و قد برافراشتن در طریق موفقیت چشم به حضور بر آن بدوزند.
قطعاً میتوان به «عصر جدید» که نه، بلکه به هر برنامهای از منظر شکلی و ساختاری ایرادات یا تمجیداتی را وارد ساخت اما به نظر نگارنده مهمتر از پرداختن به داورها یا برگزیدن شرکت کنندگان بررسی تبعات اجتماعی و تاثیرات این برنامه بر عقلانیت جامعه واجب مینماید. از همین منظر نکاتی مطرح میگردد:
۱) عصر جدید دقیقاً تفکری را هدف گرفته است که سالهای پس از ورود مدرنیته به ایران، نسل جوان از آن رنج میبرد. منظور همان تفکری است که جوان ایرانی را برای برداشتش از مسیر موفقیت به مبارزه با نسل پیشین خود خوانده و میخواند. جوان ایرانی در دههای با تفکری مبارزه میکرد که موفقیت را تنها در تداوم میراث پدری میدانست؛ سپس مجبور به مبارزه با تفکر نسلی بود که موفقیت را در تحصیل خلاصه میکرد و امروز مبارزه میکند با تفکری که همه چیز را در کسب درآمد و ثروت میبینید. گویا نسل جوان همیشه میبایست جورکش ناکامیهای پیشینیان باشد. اما «عصر جدید» در مسیر دگرگون ساختن این تفکر است. علیخانی و داوران عصر جدید میکوشند تا نشان دهند موفقیت و استعداد نه آن است که فرد حتماً دکتر و مهندس شود و میلیاردی پول درآورد، بلکه موفقیت و استعداد میتواند گاهی در ورزش، گاهی در هنر و حتی گاهی در قهوهخانهداری باشد. «عصر جدید» نشان میدهد شخصیت، احترام و تشویق اجتماعی تنها در دکتر خطاب شدن یا حساب بانکی نیست بلکه گاهی میشود با درآوردن صدایی از دهان، که پیش از این لودگی محسوب میشد، تشویقها را برانگیخت.

۲) ضربدرهای «عصر جدید» برای جامعه ایرانی بسیار درس آموز خواهد بود. این ضربدرها به ما خواهد فهماند که صرف داشتن استعداد و یا نیمچه استعداد در کاری برای موفقیت کافی نیست و شاید مهمتر از استعداد تلاشی است که باید برای کسب مهارت و سواد لازم به خرج داد. برای مثال عصر جدید و صحبتهای «آریا عظیم نژاد» به جامعهای که عطش موسیقی و خوانندگی در آن داغ است، میفهماند اگر در جمع رفقا زیر آواز زدیم و تشویقمان کردند این صرفاً بدین معنا نیست که ما هم برای خودمان حنجرهای طلایی داریم و میتوانیم بیهیچ مقدمهای خواننده شویم.
۳) یکی از شعارهای اصلی عصر جدید که در تیزرها نیز تبلیغ میشود، «برای دیده شدن» است. این شعار در آرزوی بسیاری از آنها که بر صحنهی این برنامه ظاهراً میشوند نیز تجلی دارد. به نظر میرسد این شعار که به عنوان هدف درآمده، نهتنها از منظر اخلاقی بلکه در همان مسیر موفقیت یک آفت است. چرا که موفقیت و به عبارتی هدف از تلاش را در چارچوب دیده شدن و شهرت مینشاند، در حالی که بسیاری از دانشمندان، علما، هنرمندان، ورزشکاران و... بوده و هستند که موفقند، اما گمناماند.ای کاش این انگاره ذهنی نیز به جای آنکه در ذهن مخاطب تقویت شود، میشکست و جوانان این مرز و بوم باور میکردند که میشود گمنام گمنام بود، اما موفق موفق.

۴) یکی دیگر از مواردی که اگر بدان توجه نشود و دیگر نهادهای تربیتی و آموزشی از خانواده گرفته تا دولت با علیخانی همراه نشوند رقم خواهد خورد، یأس و ناامیدی است. جوانانی با شوق میآیند، چه رد شوند و چه تأیید، باور میکنند که استعداد و مهارتی دارند که نیاز به شکوفا شدن و رشد دارد. اما اگر از استودیو خارج شوند و باز هم بنا باشد به هر گوشه از ادارات گرفته تا مجلس خواستگاری که پای میگذارند، به همان سبک خشک سابق بیاستعداد و بیمهارت خوانده شوند و از آنها مدرک تحصیلی و پول هنگفت طلب شود، اگر به فکر مهاجرت نیفتند، یأسی سراغشان خواهد آمد که سخت قابل جبران است.