سرویس اقتصاد جوان آنلاین: استادیار دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه برای جلوگیری از فساد و رانت ضرورت اصلاح قیمتها انکار ناپدیر است، گفت: بیعرضگی دولتها برای زیرساخت حذف قاچاق سوخت و شفافیت دادههای اقتصادی، نباید موجب شود یک قیمت کلیدی را «کاملاً به خارج» حواله کنیم (هرچند نمیتوان بر فاصله با خارج چشم بست). با فناوریهای امروز حتماً بهتر از سالهای جنگ (که فاصله انواع نرخهای ارز ۱۲برابر و انگیزه قاچاق سوخت بیشتر بود) میتوانیم قاچاق سوخت را به حداقل برسانیم
وی در نقد پیشنهاد اقتصادی محققان جوان در مورد حذف یارانه پنهان انرژی افزود: تنها پیشنهاد منطقی سازگار با «نفی قیمت یارانهای» آن است که به خصوصی کردن مالکیت پخش و پالایش و بازارسازی، حکم شود تا بخش خصوصی به قیمت تمامشده مثلاً بنزینش را بفروشد، دولت مالیاتش را بستاند و اساس شکلگیری قیمت یارانهای خاتمه یابد. بنابراین بنده هم مدافع اصلاح قیمت هستم، اما نه در قالب طرح ذاتاً متناقضی که مروج یارانه پاشی است. خاندوزی با اشاره به اینکه بر اساس دادههای سال۲۰۱۷ میلادی هر لیتر خردهفروشی بنزین در کشورهای جهان بین ۱۱ سنت تا ۲ دلار در کشورهای مختلف، ثبت شدهاست، گفت: قیمت بنزین در امریکا از دو سوم کشورهای جهان ارزانتر، نصف انگستان و یک سوم هنگ کنگ بود. آیا تفاوت قیمت با خارج و قاچاقپذیری، بهانه کافی برای برچسب قیمت یارانهای است؟ فقط در کشورهای همسایه ایران، شش قیمت بنزین متفاوت وجود دارد. تا قبل از شوک ارزی، قیمت دلاری بنزین در ترکمنستان و کویت، از ایران هم ارزانتر بود.
وی با طرح این سؤال که آیا سایر کشورهای منطقه نیز فاصله بنزین خود با قیمت ترکیه را قیمت یارانهای میشمارند، افزود: کدام نظریه یا تجربهای مؤید آن است که با نوسان نرخ ارز، توزیع درآمد همگانی نیز باید نوسان کند. دانستن یک نظریه معتبر یا چند تجربه موفق، میتواند موضع نویسندگان بیانیه را تقویت کند. آیا بهتر نیست به جای وضع یک مسئولیت توزیعی جدید، دولت را به وظیفه سنتی و اساسی یعنی مهار جهشهای ارزی ملزم سازیم؟ خاندوزی خاطر نشان کرد: گره زدن تمام عیار سیاست انرژی و سیاست حمایتی و باز توزیعی، یک خطای فاحش سیاستگذارانه است. دولت یک وظیفه برای کمک به بازارسازی و حرکت به سمت قیمت بهینه دارد و یک مسئولیت در پوشش حمایتی جمعیت زیرخط فقر. وی با بیان اینکه سیاستگذار دولت و مجلس در زمان پیشبرد اصلاحات بخش انرژی، نباید همه حواسش به کم و زیادشدن درآمد مردم و محبوبیت معطوف شود، گفت: این بدعت نامیمون، سخت جان خواهد بود، یعنی همانطور که دولت آقای روحانی نتوانست یارانه نقدی را کاهش دهد (چه رسد به قطع کردن نامستحقها)؛ گره میان سیاست انرژی و سیاست حمایتی، چسبنده است و هر دولتی بخواهد ارتباط نوسان ارز یا نوسان قیمت انرژی را با درآمد مردم کاهش دهد، باید لعنت اجتماعی را برای خود بخرد.