سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: اگر بگوییم رمانهای توماس هاردی (۱۹۲۸-۱۸۴۰) را دهها هزار و شاید صدها هزار رمان خوان حرفهای و غیر حرفهای ایرانی خوانده و لذتی وافربردهاند، سخنی به گزاف نگفتهایم. با این حال خواندن آثار گیرای وی برای میلیونها ایرانی دیگر فرصتی محسوب میشود که گذشتن از آن، زیانی به اندازه از دست دادن تجربه ساعتها لحظههای متفاوت و به یادماندنی است. رمانهای هاردی به قدری جذاب و تاثیرگذار هستند و آن چنان حس همدلی، همدردی و همراهی با شخصیتهای سرگشته، شیفته و معترض داستان را در خواننده ایجاد میکنند، که محال است تا پایان عمر، از ذهن مخاطب پاک شوند.
بعضی از رمانهای این رمان نویس و شاعر انگلیسی دهها بار در ایران انتشار یافته است. جالب اینجاست که رمانهای شاخص هاردی هم، چون «تس دوربرویل»، «جود گمنام» و «به دور از مردم آشفته» حتی جداگانه توسط چندین مترجم متبحر ترجمه و هر کدام نیز بارها تجدید چاپ شده و هزاران نفر آنها را خواندهاند. اما در میان تمامی آثاری که از وی توسط ابراهیم یونسی (سیروان آزاد) و دیگران ترجمه شده، رمان «تس دوربرویل» از برجستگی خاصی برخوردار است.
هرچند تقریباً تمامی رمانهای هاردی در لیست هزار و یک کتابی که ارزش یک بار خواندن دارد میگنجد، اما شاید «تس دوربرویل» را بتوان به گونهای مانیفست هاردی درباره انسان، زندگی، سرگشتگی و سرنوشت خود ساخته انسانهایی دانست که در اعتراض به آنچه تاریخ، سنتهای غلط و جامعه به ایشان تحمیل میکند به طرز خود آزارانهای تا مرحله حذف و نابودی کامل خویش پیش میروند. آدمهایی که خودشان در مسیر سرنوشت، آفریننده رنجها و مصایبی برای خویشتن هستند، اما در سراشیبی تقدیری که برای خود رقم زدهاند، کنترل و کارگردانی زندگی خود را از دست میدهند و خط پایان آنها سقوطی شگرف است که اشک خواننده را در میآورد. سرنوشتهایی که پیرامون خود بسیار میبینیم و به اعتقاد نگارنده این سطور خواندن چنین رمانهایی میتواند به اندازه چندین موسسه مددکاری به نجات زندگی انسانها کمک کند.

هاردی هرچند پیش از «تس دوربرویل» بارها نوشتن را در دو حوزه شعر و داستان تجربه کرده بود، اما نگارش این رمان او را همردیف مشهورترین و شاخصترین رمان نویسان معاصر خود قرار داد و او را در مقام نویسندهای جهانی مطرح کرد. هاردی در رمان خود سرنوشت «تس» دختری باهوش و متعلق به خانوادهای فقیر و شکننده را روایت میکند که نماد دختران و زنان ساده روستایی ومشکلات و محدودیتهایی است که آنان را رنج میدهد و در جدال با آن، گاهی تا قربانی کردن خود پیش میروند. شرایط سخت اقتصادی و لزوم تن دادن به کارهایی طاقت فرسا، تحت سلطه بودن، عدم قدرت انتخاب و پیروی از کلیشههایی که سنتهای غلط به آنان تحمیل میکند، روایت اندوهبار چنین دختران و زنانی از نگاه هاردی است؛ و در چنین شرایطی قرارگیری در موقعیتهایی که اندکی طعم آزادی و تغییر و تازگی میدهد، منجر به رفتارهایی افراطی از جانب آنان میشود که نابودی شان را رقم میزند.
«تس» نوجوان و زیبا که متعلق به خانوادهای فقیر و پرجمعیت و پدری دایم الخمر است تن به کار در خانه پیرزنی ثروتمند میدهد و در کشاکش با پسرعیاش و هوس باز پیرزن، در ورطه شومی میافتد و برای جبران هر خطا، اشتباهی دیگر مرتکب میشود و در نهایت به دلیل ارتکاب قتل، سرنوشت او با چوبه دار گره میخورد. خواننده وقتی به پایان رمان «تس دوربرویل» میرسد، آن چنان احساس رقت و دلسوزی نسبت به او پیدا میکند که گویی خود نیز در آنچه روزگار بر سر «تس» آورده مقصر است، و حتی شاید در دل خود ناسزایی نثار هاردی کند که چرا چنین مصایب مهیب و تلخی را بر سر «تس» آورده است، و این دقیقاً نقطه قوت قلم سحر انگیز هاردی است که خواننده را تا مرز اشک و حسرت میبرد.
«تس» که از خانوادهای بسته و جامعهای منزوی برآمده است در مواجهه با خواستههای دیگران، از گرفتن تصمیمی درست و منطقی ناتوان است و در مسیری که مردانی متعلق به دورهای کور از جامعه ویکتوریایی بریتانیا در برابر او قرار میگیرند، در گریز از گذشتهای تلخ، پی در پی اسیر احساسات تند و تصمیمات عجولانه میشود، تا جایی که به مرز عصیان میرسد و بزرگترین گناه یعنی قتل را تجربه میکند و خود نیز قربانی میشود. هاردی هرچند بی رحمانه «تس» را تا چوبه دار پیش میبرد، اما خواننده میداند که «تس» فقط قربانی اشتباهات خود نیست، بلکه او قربانی رفتار و نگرش تمامی آدمهایی است که به زندگی او وارد میشوند و قربانی تمامی محدودیتها و کلیشههایی است که روزگار و جامعه اش بر او تحمیل میکند.
به رمانخوانهای ایرانی، به ویژه حرفهایها توصیه میکنیم فرصت خواندن رمان جذاب «تس دوربرویل» را از دست ندهند و البته پس از آن، خواندن «یک جفت چشم آبی»، «به دور از مردم آشفته(دور از اجتماع خشمگین)»، «جود گمنام» و «بازگشت بومی»، مجموعهای از زیباترین آثار توماس هاردی، را در نوبت رمانهایی قرار دهند که به یک بارخواندنش میارزد.