
علي احمديفراهاني
بيترديد منشأ تاريخي و معنوي نهضت اسلامي ايران، به ماه محرم 1342شمسي بازميگردد. در اين ماه امام خميني رهبر جنبش، امكان معنوي عزاداري را در خدمت آگاهسازي عمومي قرار داد و به ملت ايران به ويژه جامعه ديني كشور، درباره خطرات فراروي استقلال و كيان كشور هشدار داد. در مقالي كه پيش رو داريد، برنامه مبارزاتي رهبر نهضت اسلامي در ماه محرم1342 و نيز مهندسي معكوس ساواك در برابر آن مورد بازخواني قرار گرفته است.
ماه محرم 1342 در حالي فرا رسيد كه با وقوع حادثه فيضيه، رويارويي علما با رژيم شاه وارد مرحلهاي تازه شده بود. امام خميني پس از حادثه فيضيه بر آن شدند تا با بهرهگيري از اين حادثه، به افشاي ماهيت و چهره واقعي رژيم بپردازند. ماه محرم بهترين فرصت براي امام خميني بود كه با ياري شبكه روحانيون اعزامي به شهرها و روستاها، اهداف خود را عملي سازند. در گزارشهاي ساواك نيز به اين موضوع اشاره شده است: «علما و روحانيون مخالف كه به تدريج رهبري آنها به عهده آيتالله روحالله خميني محول ميشد، تقريباً از سه ماه پيش به اين طرف در انتظار رسيدن ماه محرم بودند تا آنجا كه آيتالله خميني كه عيد نوروز سالجاري را عزا اعلام كرده بود به كرات اظهار داشت عيد شيعيان در سالجاري، در محرم برگزار خواهد شد! حوادثي نظير واقعه مدرسه فيضيه قم و جريانات تبريز در روز دوم فروردين سالجاري، به تشديد اوضاع كمك كرد تا اينكه ماه محرم فرا رسيد.» محرم، ماهي كه در آن اقشار مختلف به صورت خودجوش و به عشق سيدالشهدا(ع) و ياران باوفايش، در مراسمهاي آن حاضر و به سينهزني و عزاداري ميپردازند. بنابراين حضور گسترده عزاداران، نوحهسرايي مداحان و سخنراني وعاظ و روحانيون در جاي جاي سرزمين ايران، حتي در ميان شيعيان كشورهاي همسايه، بستر و زمينه مناسبي بود تا امام خميني پيامش را به گوش اقشار مختلف ملت برساند و ماهيت واقعي رژيم را بر همگان روشن سازد و مردم را با فلسفه واقعي عاشورا آشنا كند، اما اجراي موفق اين برنامه نيازمند برنامهريزي مقدماتي بود. از اين رو رهبري نهضت با درايت و حكمت، طرح و برنامه و راهبرد مبارزاتي خود را عملي ساخت. در اينجا به بخشهاي مختلف اين راهبرد ميپردازيم:
ايجاد اتحاد و همبستگي ميان هيئتهاي مذهبي
نخستين برنامه امام خميني، بهرهگيري از توان نيروهاي مذهبي و ايجاد اتحاد و هماهنگي ميان آنها بود. امام خميني نميخواست مبارزه را در چارچوب احزاب سياسي پيگيري كند، چراكه به آنها اعتماد و اعتقادي نداشت. از اين رو درصدد برآمد تا با بهرهگيري از توان و امكانات نيروهاي مذهبي كه به صورت خودجوش، اما پراكنده و ناهماهنگ در برخي هيئتهاي مذهبي مشغول فعاليت بودند، مبارزه را در چارچوب اصول و ارزشهاي اسلام ادامه و گسترش دهد. شايان ذكر است برخي از اعضاي اين هيئتها سابقه مبارزاتي طولاني داشتند، ولي از خلأ و نبود رهبري مبارز و آگاه رنج ميبردند. آنها با شروع نهضت امام خميني كمكم به عرصه مبارزه گام نهادند. افراد فعال اين هيئتها با شروع ماجراي لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي با آيات عظام قم ديدار داشتند. آنها در جريان مبارزات به شدت فعاليت و اعلاميههاي امام را چاپ و در تهران و شهرستانها پخش كردند، اما هنوز پيوستگي و اتحاد لازم براي انجام اهداف بزرگتر را نداشتند. از اينرو، امام خميني پس از حادثه فيضيه بر آن شد سه هيئت فعال در تهران را هماهنگ و متحد كند. در اين راستا از سران سه هيئت دعوت كرد تا به حضورش بروند. در اين راستا آقايان ابوالفضل توكليبينا، حبيبالله عسگراولادي و مهدي عراقي و سران دو گروه ديگر- گروه مسجد شيخعلي و گروه پل سيمان(گروه اصفهانيها) – به حضور ايشان شتافتند. امام خميني در اين ديدار از آنها خواستند براي مبارزه با يكديگر يگانه و متحد شوند. آنها پس از اين ديدار و گرفتن رهنمودهاي لازم، گرد هم آمدند و در مدت يك ماه، چهار جلسه مشترك برقرار كردند. پس از بحث و گفتوگوي فراوان و جلسات مختلف، سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه از هر گروه، چهار نفر انتخاب شود و به اتفاق، شورايي 12 نفره تشكيل دهند. اعضاي اين شوراي 12نفره عبارت بودند از آقايان: حبيبالله عسگراولادي، مهدي عراقي، حبيبالله شفيق، ابوالفضل توكليبينا، مهدي بهادران، عزتالله خليلي، سيدمحمد ميرفندرسكي، علي حبيباللهيان، صادق اسلامي، سيداسدالله لاجوردي، صادق اماني و عباس مدرسيفر. بدينترتيب آنها در قالب تشكيلاتي بزرگتر با هم متحد شدند و نام «هيئتهاي مؤتلفه اسلامي» را بر خود نهادند. شوراي مركزي آن، پس از پايان نخستين جلسه شورا، براي ارائه گزارش به خدمت امام رسيد. امام نيز از اقدام آنها خشنود گشت، اما به آنها سفارش كرد كه افراد حزبي را در ميان خود راه ندهند. پس از تشكيل شوراي مركزي، آنها متوجه شدند كه براي هر كاري نميتوانند به قم و خدمت امام بروند؛ از اين رو در كنار شوراي مركزي، جمع ديگري به نام شوراي فقهي تشكيل دادند تا مسائل فقهي را با آن شورا در ميان بگذارند. شوراي مزبور مركب بود از: آيتالله مطهري، آيتالله بهشتي، آيتالله بهشتي حاجشيخ احمد مولايي و آيتالله محيالدين انواري. بدين ترتيب امام با متحدالشكل كردن نيروهاي مذهبي مبارز در صفي واحد، بدون كمك از جريانها و احزاب سياسي ديگر، درصدد برآمد با بهرهگيري از پتانسيل نيروهاي مذهبي به مقابله با رژيم بپردازد.
بهرهگيري از توان مبلغان، خطبا و هيئتهاي ديني
در راستاي گسترش مبارزه و رساندن پيام نهضت، امام خميني از شبكه گسترده روحانيت و پيامرساني آن بهره برد. با فرا رسيدن ماه محرم حسيني جايجاي ايران مساجد و تكيهها محل تجمع عزاداران حسيني ميشود. علاوه بر اين در چنين موسمي طلاب و مبلغاني از سوي حوزههاي علميه براي تبليغ و ايراد وعظ و خطابه به شهرها و روستاها اعزام ميشوند. در اين شرايط امام درصدد استفاده از اين فرصت گرانبها برآمد. ايشان در پيامي خطاب به هيئتها، وعاظ و مبلغان، از آنها خواستند بدون توجه به تهديدها و موانع رژيم به وظيفه خود عمل و جنايات رژيم را افشا كنند:«به عموم حضرات مبلغان محترم و خطباي معظم- كثرالله امثالهم- و عموم هيئت محترم، عزاداران سيد مظلومان(ع) محترماً معروض ميدارد: در اين ايام كه دستگاه جبار از خوف آنكه مبادا در منابر و مجامع مسلمين شرح مظالم و اعمال خلاف انساني و ضدديني و وطني آنها داده شود دست به رسوايي ديگري زده و درصدد گرفتن التزام و تعهد از مبلغان محترم و سران هيئت عزادار است كه از مظالم دم نزنند و دستگاه جبار را به خودسري واگذارند، لازم است تذكر دهم كه اين التزامات علاوه بر آنكه ارزش قانوني نداشته و مخالفت با آن هيچ اثري ندارد، التزام گيرندگان مجرم و قابل تعقيب هستند.»
ايشان همچنين در ادامه اين پيام طلاب و مبلغان را مورد خطاب قرار داده و ميگويند:«آقايان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر بنياميه نيست. دستگاه جبار با تمام قوا به اسرائيل و عمال آنها فرقه ضال و مضله همراهي ميكند. دستگاه تبليغات را به دست آنها سپرده و در دربار دست آنها باز است. در ارتش و فرهنگ و ساير وزارتخانهها براي آنها جا باز كرده و شغلهاي حساس را به آنها دادهاند. خطر اسرائيل و عمال آن را به مردم تذكر دهيد. در نوحههاي سينهزني از معصيتهاي وارده بر اسلام و مراكز فقه و ديانت و انصار شريعت يادآور شويد. از فرستادن و تجهيز دولت خائن چندهزار نفر دشمن اسلام و ملت و وطن را به لندن، براي شركت در محفل ضد اسلامي و ملي اظهار تنفر كنيد. سكوت در اين ايام تأييد دستگاه جبار و كمك به دشمنان اسلام است. از عواقب اين امر بترسيد. از سخط خداي تعالي بهراسيد. اگر به واسطه سكوت شماها به اسلام لطمه وارد آيد، نزد خداي تعالي و ملت مسلمان مسئول هستيد: اذا ظهرت البدل فللعالم ان يظهر علمه و الا فعليه لعنه الله. از تساوي حقوق اظهار تنفر كنيد و از دخالت زنها در اجتماعي كه مستلزم مفاسد بيشمار است، ابراز انزجار و دين خدا را ياري كنيد و بدانيد ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم. از اخافه و ارعاب سازمانها و دستگاه شهرباني هراسي به خود راه ندهيد. آنها نيز مثل شما ملزم و مجبورند و بسياري از آنها با شما همراه و از دستگاه بيزارند.»
فعاليتهاي ساواك براي كنترل مراسم ماه محرم
روند تحولات نهضت اسلامي - كه با وقوع حادثه فيضيه شتاب گرفته بود- و نيز آگاهي رژيم از برنامههاي امام خميني و ديگر علما براي بهرهگيري از فرصت عزاداري ماه محرم، موجب شد كه رژيم از فرارسيدن ماه محرم به شدت احساس خطر كند و در پي چاره و راهحلي براي كنترل مراسم عزاداري اين ماه برآيد. در اين راستا، ساواك دست به كار شد و برنامه ويژهاي براي كنترل عزاداري در محرم سال 42 به مرحله اجرا درآورد. رئيس سازمان اطلاعات و امنيت قم در گزارشي با عنوان «وضع عزاداري در ايام محرم و صفر» به رياست ساواك تهران اينچنين گزارش داد: «از تاريخ 25/2/42 جلسه طلاب تعطيل ميشود و اشخاصي كه بايد به خارج از قم مسافرت نمايند، خود را مهياي عزيمت ميكنند. آقايان خميني و شريعتمداري به طلابي كه ايام مذكور به خارج ميروند، دستور دادهاند كه در منابر ترس نداشته باشيد و بگوييد دولت و شاه بيدين هستند. وضع مدرسه فيضيه را بگوييد و جريان را با شهادت حضرت سيدالشهدا و صحراي كربلا تطبيق كنيد.»
ساواك و تصميم به سختگيري بيشتر درباره مبلغان
در راستاي كنترل بيشتر فعاليتهاي علما و طلاب، در تلگرافي كه ساواك مركز به ساواك قم ارسال كرد، خواهان اتخاذ تدابيري شديدتر عليه طلاب وعاظ فرستاده شده توسط امام خميني شد: «نظر به اينكه از طرف خميني به تمام طلاب و وعاظي كه براي محرم از قم به شهرستانها حركت مينمايند، دستور شديد براي تبليغ و تحرك داده شده است، لازم است كه در شهرها و قرأ مراقبت كامل بشود و عنداللزوم عناصر محرك را كه شناخته شدهاند، دستگير نمايند. از پخش هرگونه اعلاميه و عكس خميني جداً جلوگيري شود... نتيجه اقدامات معموله را هر روز گزارش دهيد.»
همچنين ساواك طرحي كلي براي روزهاي عزاداري تنظيم و براي اجرا ابلاغ كرد. بندهاي اين طرح عبارتند از:
1- احضار روحانيون تراز اول به حضور هيئت رئيسه ساواك به منظور تفهيم موقعيت كشور و بر حذر داشتن آنان از هرگونه تحريك در مجالس عزاداري.
2- احضار كارگزاران و بانيان مجالس روضهخواني و دستههاي سوگواري تهران به وسيله ساواك و پليس تهران براي تذكر لازم در مورد جلوگيري از هرگونه تحريك و حفظ نظم در تمامي مراسم.
3- تأمين مأموران انتظامي لازم (احتياط) آماده در مركز پليس تهران و گماردن تعدادي افراد آماده در نقاط حساس شهر بدون تظاهرات از طريق پليس تهران.
4- تعيين شماره تكايا برحسب درجهبندي آنها 1- 2- 3 از نظر ميزان تندروي و مخالفت احتمالي آنان به وسيله ساواك تهران و پليس.
5- تعيين تعداد خانهها و منازلي كه به صورت مستقل مراسم عزاداري انجام ميدهند به وسيله ساواك تهران و پليس.
6- تقسيم مجالس روضهخواني به منظور گماردن مأموران نفوذي براي كسب اخبار به موقع بين عوامل اداره يكم عمليات و ساواك تهران و مأموران مخفي شهرباني بهطور جداگانه.
7- تشكيل كميسيوني دائمي با حضور نمايندگان ساواك و شهرباني كل كشور، نماينده اداره دوم ستاد بزرگ و ژاندارمري كل كشور در تمام ايام عزاداري به منظور بررسي اطلاعات واصله و اتخاذ تصميمات مشترك در مورد پيشامدهاي ناگهاني در ساواك تهران.
8- صدور دستورهاي مشابه به ساواك خارج از تهران از طريق اداره سوم تا برحسب موقعيت محل و با تشريك مساعي ادارات انتظامي عمل نمايند.
افزون بر تدابير ياد شده، ساواك در برنامهاي ديگر درصدد استفاده از روحانيون درباري براي توجيه سياستهاي شاه برآمد و براي منابر اين روحانيون برنامهاي نيز تعيين كرد. همچنين برنامههايي نيز براي مساجد و بانيان عزاداري در نظر گرفت تا فقط درباره مسائل عزاداري صحبت شود. از طرفي بنا شد كه اگر واعظي و مداحي بر منبر مطالب اهانتآميزي بيان و مردم را تحريك كرد، حين سخنراني چيزي به وي گفته نشود، بلكه هنگامي كه مجلس را ترك كرد با وي برخورد شود.
برنامه اختصاصي ساواك براي شهر قم
در روزهاي محرم
ديگر كانون اصلي جدا از شهر تهران، شهر قم بود و در آن مراسم عزاداري حساسيت ويژهاي داشت. كميته امنيت و اطلاعات شهرستان قم براي كنترل اوضاع و جلوگيري از هرگونه رخدادي، تدابيري را اتخاذ كرد كه برخي از آنها به شرح زير است:
1- اداره شهرباني از تمام صاحبان تكايا و برپاكنندگان مجالس تعزيه و سوگواري تعهد و التزام خواهد گرفت كه در مراسم خود جز ذكر مصيبت و تعزيه و وعظ و مطالب ديني، مطلب ديگري گفته نشود و واعظ و روضهخوان يا ذاكرين مصيبت تكيه منظور و هدفي جز آنچه در بالا ذكر شد نداشته باشند و در محيط تكيه و مجلس هيچگونه بينظمي و اعمال خلاف امنيت و مصلحت بروز نكند و هرگونه عملي برخلاف تعهد و التزام پيش آيد، مسئول صاحب مجلس و تكيه است.
2- به وعاظ و روضهخوانان تذكر داده شود كه در منابر و مجالس و تعزيه و روضه، به وعظ و مسائل ديني بپردازند و از بيان مطالب تحريكآميز و خلاف مصلحت پرهيز نمايند.
3- از طرف اداره شهرباني، متصديان و مسئولان دستههاي عزاداري جمعآوري شوند كه ترتيبي بين خودشان بدهند و ساعات حركت و مسير دستهها را تعيين كنند و از بين افراد خود دستهها هم افرادي براي رعايت ترتيب و نظم انتخاب شوند.
4- با توجه به ورود دستههاي زياد و جمعيت انبوه از ديگر نقاط به قم در تاسوعا و عاشورا و غليان احساسات مذهبي در اين دو روزه و تحريكاتي كه قبلاً در قم شده و اوضاع و احوال موجود، به منظور اجتناب از اصطكاك و برخورد انفرادي، قواي انتظامي تفرقه نداشته باشند، يعني افراد پليس تكتك و منفرد نباشند و طبق برنامه رئيس شهرباني، قواي پليس در شهرباني و هر نقطه مناسب ديگر متمركز خواهند بود كه هر موقع براي حفظ انتظامات و جلوگيري از وقايع و حوادث نامطلوب در موارد به خصوص لازم باشد، به تعداد كافي اعزام شوند و انجام وظيفه نمايند.
5- هنگ ژاندارمري براي همكاري و تشريك مساعي با شهرباني در دو روز تاسوعا و عاشورا مجهز و مهيا خواهد بود.
6- از طرف شهرباني و ژاندارمري به مقامات مركزي پيشنهاد لازم براي اعزام قواي تقويتي به ميزان كافي براي آن دو روز بشود قبل از اينكه تاسوعا و عاشورا برسد. هنگ قم عده موجود را به منظور بالا ندارد و بايد از مركز خواسته شود و چنانچه ژاندارم از مركز نفرستند، طبعاً بايد قواي نظامي اعزام دارند.
تلگراف پيشگيرانه اسدالله علم به مراكز شهرستانها
از طرفي اسدالله علم، نخستوزير نيز طي تلگرافهايي به شهرستانها، خواستار اتخاذ تدابير امنيتي براي كنترل مراسم شد. وي در تلگرافي كه در 23/2/1342 به فرمانداري كل چهارمحال و بختياري داشت دستور داد:
1- از تمامي وعاظ و صاحبان عزا التزام بگيرند كه اگر در ايام عزاداري محرم كوچكترين انحرافي از عزاداري كنند و به تحريك مردم بپردازند، هم واعظ و هم صاحب عزا زنداني خواهند شد.
2- شهرباني بايد براي ايام عزاداري آمادگي كامل داشته باشد كه با هر نوع پيشامد غيرمنتظره مقابله كند.
3- ژاندارمري نيز مواظب دهات باشد.
از ديگر اقداماتي كه توسط رژيم براي كنترل منبرها و سخنرانيها گرفته شد، موضوع تعهد گرفتن از وعاظ بود. مأموران وعاظ و روحانيون را به ساواك احضار كردند و از آنها خواستند عليه امريكا، اسرائيل و شخص شاه حرفي نزنند و مرتب نگويند دين در خطر است. غير از اين هرچه خواستند بيان كنند. علما و روحانيون به رهبري امام خميني نيز براي بهرهبرداري هرچه بهتر از اين مراسم و مقابله با رژيم، برنامههاي خود را داشتند. امام خميني از علما، طلاب و وعاظ خواسته بود كه در چند روز اول عزاداري براي جلوگيري از واكنش ساواك و مأموران آن، منبري شديد نداشته باشند و در روزهاي آخر به فعاليتهاي خود شدت دهند و به مبارزه و افشاگري عليه رژيم بپردازند. اين تاكتيك نيز در گزارشهاي ساواك منعكس شده است:«در هشت روز گذشته به مناسبت تصادف با ايام محرم در نقاط مختلف كشور، مجالس مذهبي و مراسم سوگواري برقرار شده و وعاظ و ساير مبلغين مذهبي به وعظ و تبليغ پرداختهاند كه هنوز ادامه دارد. در چند روز اول ماه محرم اهل منبر حملات شديدي عليه دولت به عمل نياوردند و فقط عدهاي از آنان با كنايه و اشاره انتقاداتي ميكردند، ولي پس از انتشار اعلاميه جديد خميني كه در آن دستوراتي راجع به تشديد فعاليتهاي تبليغاتي بر ضد دولت داده شده، روش آنان تغيير يافته و در مجالس و محافل ديني با شدت مردم را تحريك و عليه دولت تبليغ ميكنند. انتشار اعلاميه حتي روش آن عده از گويندگان مذهبي را كه كمتر وارد جنجالهاي سياسي ميشوند، تغيير داده و چون خود را به موجب فتواي آيتالله خميني شرعاً مسئول ميدانند، شروع به انتقاد و تحريك كردهاند. اطلاعات واصله حاكي است كه روحانيون مخالف در نظر دارند در ايام تاسوعا و عاشورا، حداكثر استفاده را از اجتماعات مذهبي كنند و دست به تحريكات و حتي تظاهرات شديدي بزنند.»
از اين رو رژيم با آگاهي از طرح و برنامه روحانيون كه به تمام مأموران خود دستور داد در روزهاي تاسوعا و عاشورا ضمن آمادگي كامل براي مقابله با هرگونه اتفاق احتمالي تا ميتوانند در روزهاي تاسوعا و عاشورا از اصطكاك مأموران با عزاداران و واعظ و روحانيون خودداري كنند و در صورت برخورد با افرادي كه تندروي دارند، در بيرون از مجالس شديداً به آنها تذكر داده عواقب و پيامدهاي كارشان بدانها يادآوري شود. با تمام آنچه بدان اشارت رفت، تدبير رهبر كبير انقلاب در بسيج طلاب و مبلغان عليه رژيم شاه، نتيجهاي بس فراتر از تصور ساواك داشت و نهايتاً به دستگيري رهبر كبير انقلاب انجاميد.