جامجهانی فوتسال ازبکستان در حالی به مرحله نیمهنهایی خود رسید که غیبت تیمهای مطرحی، چون ایران، پرتغال و اسپانیا در این مرحله نشان از این دارد که فوتسال جهان در حال پوستاندازی است.
مدعیان باختند! آن هم به تیمهایی که تازه قدرتنمایی را آغاز کردهاند. مراکش دو بار در جامهای جهانی قبلی از ما شکست خورده بود، اما درست پیش از آغاز مسابقات ازبکستان ایران را شکست داد و با تکرار آن در مرحله یکهشتم نهایی ثابت کرد پیروزی اول هم اتفاقی نبوده است.
پرتغال همیشه مدعی به قزاقستان باخت. قزاقها در جامجهانی قبلی ما را در مرحله یکچهارم نهایی حذف کرده بودند و حالا با حذف پرتغال نشان دادند عزمشان را برای رسیدن به مدارج بالاتر جزم کردهاند. اسپانیای مغرور هم به ونزوئلا باخت؛ همان تیمی که در مرحله گروهی کیسهگل ایران شد و در نهایت هم به عنوان تیم سوم صعود کرد، اما به جمع هشت تیم برتر رسید. داستان پاراگوئه هم هر چند میرفت شبیه بقیه مدعیان شود، اما نماینده امریکایجنوبی با خوششانسی از گردابی که افغانها برایش درست کرده بودند، جان سالم به در برد. پاراگوئه تا لحظات آخر وقت قانونی یک بر صفر به افغانستان باخته بود و در این لحظات گل مساوی را زد تا در وقتهای اضافه تجربه بیشتر به دادش برسد و پیروز شود.
آنچه در جامجهانی ازبکستان رخ داده مهر تأییدی است بر اینکه فوتسال جهان در حال توسعه و پیشرفت است و دیگر در اختیار چند تیم به خصوص نیست. اغراق نیست اگر عنوان کنیم که حتی دیگر برزیل و آرژانتین هم حاشیه امنیت ندارند و با این روند معلوم نیست در جامجهانی بعدی چه اتفاقاتی رخ خواهد داد. حالا سؤال این است که ایران ما کجای این مسیر قرار دارد؟
جامجهانی ازبکستان واقعیتهای فوتسال ایران را نشان داد؛ فوتسالی که سالهاست عنوان آقایی آسیا را یدک میکشد؛ فوتسالی که مدعی قهرمانی این دوره بود، اما تا دلتان بخواهد ایراد داشت؛ ایراداتی که اگر برطرف نشود، دیری نخواهد پایید که دیگر در آسیا هم حرفی برای گفتن نخواهیم داشت.
میانگین سنی بالا، ضعفهای مدیریتی و فنی، عدمتمرکز لازم روی تیم و بازیکنان و عدمارتباط با دنیای فوتسال عمده ضعفهای تیم ملی در جامجهانی ازبکستان بود؛ ضعفهایی که میشد اغلب آنها را پیش از اعزام تیم به جامجهانی برطرف کرد ولی وقتی رئیس کمیته فوتسال درک و فهمی از این رشته ندارد، چه باید گفت؟
این شبها برنامهای تحت عنوان «عمارت» از شبکه ۳ سیما پخش میشود که وحید شمسایی، سرمربی تیم ملی به عنوان یک سلبریتی نقش مهمی در آن ایفا میکند. هر چند شمسایی بابت ثبت قراردادش با فدراسیون فوتبال دچار مشکلاتی بود، اما با نگاهی به زمان ضبط و تولید این مجموعه میتوان پی برد که شمسایی زمانی را که باید به طور کامل صرف توجه به شاگردانش میکرده را با حضور در این برنامه از دست داده است. همه خوب میدانند که مربیان بزرگ فوتبال و فوتسال زمانی که سکاندار تیمی هستند، حتی به عنوان کارشناس در برنامههای ورزشی هم حضور پیدا نمیکنند، اما سرمربی تیم ملی ایران با وجود تمام زحماتی که کشید و تمام قابلیتهایی که دارد، مرتکب این اشتباه بد و وحشتناک شد.
فوتسال ایران باید با سطح اول فوتسال جهان ارتباط داشته باشد. نباید با بایکوتکردن خود از علم روز و پیشرفت دیگر کشورها عقب بمانیم. بدون شک شکست در دیدارهای تدارکاتی و تورنمنتهای دوستانه مقدمهای برای پیروزی در مسابقات مهم جهانی است به شرط آنکه ترس حضور در این دیدارها شکسته شود و کسی پیدا شود که برنامهریزی این بازیها را مدیریت کند.
در نهایت اینکه فوتسال نیاز به خون تازه دارد. نیاز به این دارد که جوانها در کنار باتجربهها بیشتر دیده و هماهنگ شوند. جامجهانی ازبکستان نشان داد موازنه قدرت در این رشته در حال تغییر است و ایران اگر میخواهد همچنان خود را در صف مدعیان نگه دارد، باید و باید در روشهای خود تغییر ایجاد کند که اگر این اتفاق نیفتد، باید مثل فوتبال با فوتسالمان هم خداحافظی کنیم.