کد خبر: 1249400
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۴۰۳ - ۲۳:۰۰
مهدی مولایی

پس از وفات حضرت نبی اکرم و ماجرای سقیفه و تشکیل دستگاه خلافت در جهان اسلام رفته‌رفته مخالفان و دشمنان مکتب اهل بیت علیهم‌السلام بر مناصب و مساند حاکمیتی سرتاسر بلاد اسلامی تکیه زدند. اینان طبعاً با توجه به پیشینه اعتقادی و کلامی خود اظهار دشمنی و عداوت با اهل بیت و شیعیان را سرلوحه کار خود قرار دادند و کار را بر شیعیان تنگ گرفتند. 
 در طلیعه عصر حکومت اموی و در زمان خلافت معاویه بر جهان اسلام هزاران منبر در نواحی مختلف جهان اسلام به لعن و شتم و بدگویی از حضرت امیرالمؤمنین اختصاص پیدا کرد. خطبا و علما ساعت‌ها برفراز منبر العیاذبالله راجع به کفر و الحاد حضرت امیرالمؤمنین سخنرانی می‌کردند و جماعت مستمعین مشغول لعن می‌شدند. نقل است که شعبی در همین دوره بر فراز منبری گفت «به‌خدا سوگند علی تا لحظه مرگ و داخل شدن در قبر هرگز قرآن نخواند» سمعت الشعبی یحلف بالله دخل علی حفرته و ما قرا قرآن. 
منابع گوناگون تاریخی گواهی می‌دهند که در عصر حاکمیت معاویه هر طفل تازه متولد شده‌ای را که نام علی بر او نهاده بودند به طرز فجیعی به قتل می‌رساندند و در بعضی بلاد اسلامی به صرف احتمال اینکه اهالی یک خانه محب امیرالمؤمنین باشند، شبانه سقف خانه را بر سر اهل آن خراب می‌کردند. به گواهی منابع تاریخی هرگاه معاویه قصد آغاز یک سفر سیاسی یا تفریحی یا پایه‌گذاری یک پروژه عمرانی را داشت، ابتدا تبرکاً و تیمناً یکی از شیعیان را اعدام می‌کرد. 
این وضعیت اسفبار منحصر به دوران خلافت معاویه نماند و تبدیل به یک رویه تاریخی در جهان اسلام شد. بعضی منابع نقل کرده‌اند که شرط بیعت با یزید در مراسم رسمی ابتدا لعن امیرالمؤمنین و حسنین بوده‌است. جنایات و فجایع افرادی نظیر حجاج بن یوسف و بسر بن اراطاه هم از مشهورات مسلم تاریخی است که هر یک در چند مرحله ده‌ها هزار شیعه را سر بریدند و رودی از خون به راه انداختند. طی این سال‌ها «شیعه و رافضی» در واقع تبدیل به اتهامی بزرگ و برچسبی حذف نشدنی در بین جوامع اسلامی شد. چه در سیاست خلافت و چه حتی در دستگاه علمی فقهای جهان اسلام صرف احتمال شیعه بودن یک شخص برای بایکوت و ترد و قتل او کفایت می‌کرد. در این دوره شیعیان تقریباً از داشتن هر گونه اجتماعات و مناسک جمعی و حضر بین مسلمین منع می‌شدند و حق هیچ‌گونه فعالیتی نداشتند تا عصر امامت حضرت رضا علیه‌السلام. 
امام رضا علیه السلام بعد از ۲۰۰ سال تحقیر سیستماتیک شیعه سرانجام طی اقداماتی هوشمندانه توانستند این معادله را تغییر دهند و شیعه را از پستو‌ها و دالان‌ها به عرصه اجتماعی جهان اسلام وارد کنند. پس از انتخاب امام رضا به عنوان ولیعهد خلافت اسلامی دیگر کمتر کسی توان عناد و دشمنی علنی با تشیع در صحنه علنی جامعه را داشت، چه رسد به سب و لعن اهل بیت بر فراز منبرها. امام‌رضا علیه‌السلام در بدو ورود به خراسان در شهر نیشابور و در میان هزاران تن از محدثان و علمای جهان اسلام بر تریبون رسمی حکومت و در اقدامی متحیرکننده، التزام به ولایت اهل‌بیت را شرط توحید عنوان کرده و برای نخستین‌بار عقاید خاص شیعی را در مجامع علمی جهان اظهار کردند. 
حضرت پس از استقرار در طوس نیز اقدامات فراوانی برای تثبیت جایگاه شیعه در جهان اسلام انجام دادند. برای نمونه برای نخستین‌بار پس از سال‌ها مناسک مخفیانه کوچک، جشن بزرگ علنی برای سالگرد واقعه غدیر برگزار کردند و مردم را اطعام فرمودند. تشیع حالا نه‌تن‌ها در جهان اسلام به رسمیت شناخته‌شده بلکه مناظرات و گفتگو‌های رسمی حکومتی با مذاهب و ادیان بین‌المللی دیگر حضور فعال و جدی و بلکه پیروزمندانه دارند. 
شیعیان در سطح شهر‌ها با پوشیدن لباس‌های سبز اظهار وجود می‌کنند و حتی کار به جایی می‌رسد که شاعرانی نظیر دعبل در دارالخلافه و در محضر خلیفه و بزرگان حکومتی اشعاری در ذم دشمنان اهل‌بیت و جریان سقیفه می‌خواند و از ولیعهد و خلیفه صله می‌گیرد. 
امام رضا علیه‌السلام در عصر امامت مقتدرانه خود عزت و آبرو و اعتبار را به تشیع بازگرداند و شیعه را تا ابد مدیون اقدامات خود کرده‌اند، این‌ها تغییرات محسوس و ملموس ایجاد شده در عصر ولایت امام رضاست که بازدهی فوری و کوتاه‌مدت نیز داشته‌است. ولایتعهدی و هجرت و اقدامات دیگر حضرت نیز چنان تحول شگرفی در حیات تمدنی شیعه ایجاد کرده که تأثیر آن تا هزار سال بعد مشهود است و خود مجالی دیگر برای طرح می‌طلبد که ان‌شاءالله در موقعیتی دیگر تقدیم مخاطبین گرامی خواهد شد.

برچسب ها: مکتب ، مذهب ، امام رضا(ع)
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار