جوان آنلاین: سرباز پلیس که در جریان تعقیب و گریز در یکی از خیابانهای تهران مرد سارق را با شلیک گلوله به کام مرگ کشانده بود، به اتهام قتلشبهعمد محاکمه میشود.
سحرگاه یکی از شبهای بهمن ماه سال ۱۴۰۱ خودروی سواری پراید کنار یکی از بیمارستانهای تهران توقف کرد. راننده با عجله از پشت فرمان خارج شد و مرد زخمی را که در صندلی شاگرد بود، کنار بیمارستان رها کرد و به سرعت پشت فرمان نشست و از محل دور شد. با حضور کارکنان بیمارستان معلوم شد مرد جوان با شلیک گلوله به سرش زخمی شده که خیلی زود به اتاق عمل منتقل شد و تحت درمان قرار گرفت. از سوی دیگر کارکنان بیمارستان پلیس را از ماجرا با خبر کردند. وقتی مأموران پلیس در بیمارستان حاضر شدند، معلوم شد تلاش تیم درمان ثمری نداشته و مرد جوان به دلیل شدت جراحت فوت شدهاست، بنابراین مأموران پلیس قاضی حمیدرضا کیاستی، بازپرس ویژه قتل را از ماجرا باخبر کردند. با حضور بازپرس و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی، تحقیقات در اینباره شروع شد. از آنجا که مأموران در بازرسی از لباسهای مقتول اوراق هویت کشف نکردند شماره پلاک خودروی پراید بررسی شد. بررسیها نشان داد که خودروی پراید متعلق به یکی از سارقان سابقهدار است که سوابق سرقت زیادی در پروندهاش ثبت شدهبود، بنابراین وی به دستور بازپرس بازداشت شد. کامران در بازجوییها ماجرای قتل دوستش رحمان را شرح داد. او گفت: من و رحمان هر دو سارق بودیم و هر چه دستمان میآمد سرقت میکردیم. شب حادثه با خودروی پراید من در خیابان برای سرقت دنبال تابلوهای برنجی بودیم که مقابل ساختمانهای دولتی یا شرکتها نصب شدهاست. بعد از شناسایی یکی از ساختمانها پرایدم را کمی دورتر پارک کردم و مشغول سرقت شدیم که ناگهان گشت پلیس از راه رسید. من و رحمان به سمت پراید دویدیم تا سوار شویم و فرار کنیم، اما مأموران ما را دنبال کردند. نزدیکی پراید رسیدهبودیم که ناگهان تیراندازی کردند و دیدم رحمان روی زمین افتاد. او را بلند کردم و هر طور بود سوار ماشین و فرار کردم. بعد از اینکه مطمئن شدم پلیس در تعقیبم نیست رحمان را مقابل یک بیمارستان رها کردم تا او را نجات دهند که جانش را از دست داد.
بعد از به دست آمدن این اطلاعات، دو مأمور پلیس که در جریان حادثه نقش داشتند، شناسایی شدند و مورد تحقیق قرار گرفتند. سرباز پلیس در تحقیقات گفت: شب حادثه من و افسر پلیس در حال گشتزنی بودیم که متوجه شدیم دو نفر در حال سرقت هستند. ما به آنها فرمان ایست دادیم، اما توجه نکردند و فرار کردند. ما هم آنها را تعقیب کردیم که دستگیرشان کنیم، اما آنها توجه نمیکردند. قانون به کارگیری سلاح را هم رعایت کردیم. من کلاشنیکف داشتم و افسر پلیس هم کلت کمری داشت. افسر خواست شلیک کند که اسلحهاش گیر کرد. من هم به سمت سارقان تیراندازی کردم. هوا تاریک بود و نمیتوانستم آنها را به خوبی ببینم، با این حال به سمت پایین تیراندازی کردم که بعداً متوجه شدم یکی از گلولهها به او برخورد کردهاست. من قصد کشتن سارق را نداشتم و میخواستیم آنها را دستگیر کنیم، اما حادثه اتفاق افتاد.
افسر پلیس هم وقتی مورد تحقیق قرار گرفت حرفهای سرباز را تأیید کرد. با کامل شدن تحقیقات، قاضی کیاستی سرباز پلیس را به اتهام مباشرت در قتل غیرعمد و فراجا را هم به دلیل تسبیب در قتل غیرعمد ناشی از عدم آموزش درست سرباز، مجرم شناخت و با صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.