جوان آنلاین: مجتبی زارعی؛ نماینده مردم تهران در ایتا نوشت:
چرا دیپلماسی عمومی وزارت خارجه دولت سیزدهم پس ازشهادت وزیر انقلابی مقابل جنگِ ادراکیِ سایمون شرکلیف تعطیل شد؟!
تصورم بطور کلی ازعلی باقری کنی دگرگون شد؛ بجز ماجرای مصاحبه ناشیانه اش بافرید زکریا درباره خونبهای سپهبدِ وطن که متعاقبا به تهدید محو ایران از روی زمین توسط ترامپ انجامیداینک، اما یک هفته است در برابر روایت سفیر بدجنس و اطلاعاتی انگلیس درایران هم ساکت است.
من بارها و بارها در حوزه اندیشه سیاسی و عمل دیپلماتیک، جواد ظریف را نقد کردم، اما مگر با او پدر کشتگی دارم هرگز! او خائن نیست بلکه بخاطر گذراندن بخش اعظم زندگی اش؛ یعنی از نوجوانی تاکنون در آمریکا و تربیتی غربی قادر به درک و حفظ منافع ایران نیست، اما این لزوما به معنی تایید امثال دکتر باقری به صرف عضویت شان در دانشگاه امام صادق و یا رفاقت قبلی اش با دکتر جلیلی نخواهد بود؛ حتی شنیدم جلیلی هم از او روی گردان است؛ اما جلیلی هم ملاک عمل نیست، ملاکم منافع ملی ایران است.
آقای سایمون شرکلیف در این سالها هم شیرین کاری کرده، هم رقاصی کرده، هم دانسهای شبانه برگزار میکرد، هم در اتفاقات سیاسی امنیتی مشارکت داشته و هم اهل روایتهای ادراکی و جنگ نرم علیه ایران بوده است، زیرا او اساسا افسر بلند پایه ام.ای. سیکس است؛ او یک هفته است با انتشار فیلمی با مزه که البته به نحوی انگلیس را هم در آن لو داده برای سفید سازی سفارت سیاسی _ امنیتی و هیبریدی انگلیس تلاش کرده است؛ اما حالا که وزارت خارجه پسا عبداللهیان نسبت به جنگ شناختی و ادراکی سفیر انگلیس علیه مردم، نخبگان و جوانان ایرانی دَم فرو بسته وظیفه خود دانستم به عنوان معلم علوم سیاسی و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در باره شیرین کارهای های مزورانه، اما هیبریدی سفیر توضیح دهم:
یکم: درفیلم میگوید تاریخ حضور انگلیس در تهران از زمان قاجاریه است، اما باید میگفت تاریخ شروع استعمار پیر از زمان فتحعلی شاه قاجار و از بازار تهران است.
دوم: میگوید حضور چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس موسوم به تهران برای صلح دراروپا و توافق برای حمایت و حفاظت از تمامیت ارضی و پیشرفت بوده است و ایرانیها درباره این کنفرانس سوء برداشت دارند، ولی نمیگوید سران این کشورها به دعوت چه کسی به ایران آمدند؟! علی الفرض چرا شاه ایران را حتی برای ملاقات به حضور نپذیرفتند! واقعا کجای این برداشت، سوء و نادرست است وانگهی ایران چه نیازی به حمایت و حفاظت از تمامیت ارضی خود توسط این سه کشور داشت؟!
سوم: چرا آقای سفیر از نقش کشور خود در براندازی دولت ملی مصدق چیزی نگفت؟ راستی چه کسانی جزو اولینهایی بودند که که همان باصطلاح توافق بی دعوت و خودسرانه تهران را فراموش کرده و دولت ملی را با کودتاه سرنگون کرده و در جهت تحمیل استقرار توسعه وابسته گام برداشتند؟!
چهارم: کاشتن درخت توسط جناب سفیر در باغ سفارت آن هم در وقت پایان مأموریت مقابل دوربین بهانه است بلکه اصرار نمادین بر استعمار نشانه است؛ درختی که سفیر انگلیس در ایران کاشت درخت بی ثمری است؛ همانند درختهای کاج سفارت که آشیانه کلاغها شده است درختان شما اگرهم ثمری داشته باشند جزو درختان جهنمی و درخت زقوم است.
پنجم: جناب سفیر با نشان دادن درخت تنومند سفارت خواسته است بگوید که روابط انگلیس با ایران دیرینه است و به صد و پنجاه سال قبل باز میگردد. ما نیز این را میفهمیم، ولی تاریخ این درخت، تاریخ استعمار پیر است و جناب سفیر مایل به بیان آن نیست. واقعا انگلیسیها در این مدت حضور در ایران چه خدمتی به این کشور کرده اند خصوصاً در عرصه حفظ تمامیت ارضی و توسعه پایدار؟! سفیر، اما نمیگوید تاریخ ایران پر است از نهضتهای ضد انگلیسی و ایرانیها همیشه این استعمارگر فرتوت را همراه با نحوست، تزویر و توطئه و آن قحطیهای تاریخی و مرگ میلیونها ایرانی میشناسند و این فیلمها و روایتها قادر به سفید سازی چهره خبیث انگلیسها نیست.
ششم: سفیر گویی رهبر یک گروه گردشگری است که به سفارتخانه رفته و گزارش میدهداماچرا ازکارکردهای سیاسی امنیتی این ساختمان درفتنههای گوناگون تهران چیزی نمیگوید؟! درست است وزارت خارجه ایران خواب است امامگر میشودایرانیها مخوف بودن این ساختمان رابا نشان دادن رنگ ولعاب چندتابلو و نمایش معماریهای تاریخی و عکس سید محمد خاتمی؟! فراموش کنند؟!
آقای سفیر! شما لیدر یک تور گردشگری_توریستی نیستی! شما افسر عالیرتبه ام. آی. سیکسی! با آب زمزمِ آیینِ ما هم پاک نمیشی!