جوان آنلاین: سارقان حرفهای با شرکت در مراسم جشن ۱۰ کیلومتری عید غدیر یک گونی گوشی تلفن همراه سرقت کرده بودند که با هوشیاری یکی از مالباختگان، یکی از آنها گرفتار پلیس و دیگری متواری شد. بررسیهای اولیه پلیس نشان داد متهمان با حضور در مجالس ترحیم افراد مشهور گوشی تلفن همراه شرکتکنندگان را سرقت میکردند.
اوایل زمستان سال قبل مأموران پلیس تهران در جریان سرقتهای سریالی گوشهای تلفن همراه شهروندان در مراسمهای ترحیم قرار گرفتند. یکی از شاکیان گفت: «امروز همراه تعدادی از دوستانم در مراسم ترحیم یکی از هنرمندان شرکت کردم. در یکی از خیابانهای مرکزی تهران در حال تشییع جنازه بودیم و افراد زیادی هم در مراسم حضور داشتند. همه درگیر مراسم بودیم تا اینکه ساعتی بعد تصمیم گرفتم تلفنی با یکی از دوستانم صحبت کنم، اما متوجه شدم تلفن همراهم از داخل جیبم سرقت شده است.»
گوشیهای گرانقیمت
با شکایت مرد جوان، پرونده به دستور قاضی کوشکی، بازپرس شعبه هشتم دادسرای ویژه سرقت برای بررسی در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران در همان روز با شکایتهای متعدد و مشابه دیگری هم روبهرو شدند. افراد دیگری همان روز به اداره پلیس رفتند و از سرقت گوشیهایشان شکایت کردند. شاکیان اعلام کردند گوشیهای آنها بین ۳۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان قیمت داشته و سارق یا سارقان در همان مراسم ترحیم گوشی تلفن همراه آنها را سرقت کردهاند. بررسیها نشان داد به احتمال زیاد سارقان دو نفر هستند که یکی از آنها در انبوه جمعیت دست به سرقتهای سریالی میزند و دیگری گوشیهای سرقتی را نگه میدارد.
مأموران در جریان تحقیقات باز هم با سرقتهای مشابه دیگری روبهرو شدند، به طوری که فهمیدند سارقان در مراسم ترحیم و تشییع هنرمندان و افراد مشهور و پولدار داخل خیابانها و بهشت زهرا، تلفن همراه شهروندان را سرقت میکنند.
جشن خیابانی
سرقتهای سریالی سارقان ادامه داشت، اما مأموران هیچ ردی از آنها پیدا نمیکردند، چون در تمامی سرقتها، دو سارق حرفهای ماسک به صورت و عینک به چشم داشتند و چهره آنها مشخص نبود. سرقتهای سارقان از مراسمهای ترحیم به جشنها هم رسیده بود و هر روز بر تعداد شاکیان افزوده میشد تا اینکه به مأموران پلیس خبر رسید شهروندانی در مراسم جشن غدیر در نزدیکی میدان فردوسی سارق جوانی را هنگام سرقت گوشی تلفن همراه شهروندی دستگیر کردهاند. مأموران دریافتند یکی از شهروندان در مراسم جشن راهپیمایی غدیر متوجه سرقت گوشی تلفن همراهش میشود و به مردی که در کنار او بوده، مشکوک میشود و او را تعقیب میکند. هنگامی که او قصد دارد تلفن همراه شهروندی دیگر را سرقت کند با کمک شهروندان سارق را دستگیر میکند.
گونی پر از گوشی
شاکی به مأموران گفت: «به همراه خانوادهام از نزدیکی میدان امام حسین (ع) در حرکت بودیم. خیابان به شدت شلوغ بود و در نزدیکی میدان فردوسی متوجه شدم گوشیام سرقت شده است. ثانیههایی قبل مرد جوانی به من تنه زد و احتمال دادم او گوشیام را سرقت کرده است. او را به صورت نامحسوس تعقیب کردم تا اینکه پس از طی مسافتی دیدم به مرد دیگری نزدیک شد و گوشی او را سرقت کرد. سارق گوشی را به مرد دیگری داد و او هم گوشی را داخل یک گونی انداخت. همان لحظه فریاد زدم آی دزد و سارق را گرفتم، اما همدست گونی به دست او فرار کرد.»
همزمان با انتقال متهم به اداره پلیس، مأموران در بررسیهای میدانی گونی پر از گوشی سرقتی را در یکی از سطل زبالههای اطراف میدان فردوسی کشف کردند که نشان میداد همدست سارق هنگام فرار وقتی متوجه میشود شهروندان در تعقیب او هستند، گونی پر از گوشی را در سطل زبالهای رها و خودش فرار میکند.
اثر انگشت
متهم که حین دستگیری یک گوشی سرقتی از او کشف شده بود در بازجوییهای اولیه جرم خود را انکار کرد و مدعی شد گوشی را از روی زمین پیدا کرده است، اما وقتی از او اثر انگشت گرفتند مشخص شد وی سارق سابقهداری است که مدتی قبل از زندان آزاد شده است. وی وقتی با دلایل و مدارک روبهرو شد به سرقتهای سریالی با همدستی یکی از دوستانش اعتراف کرد. متهم پس از اعتراف برای تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت. پلیس در تلاش است همدست فراری متهم را بازداشت کند.
گفتوگو با سارق/ طراحی سرقت در زندان
سارق مرد جوانی به نام ارسلان است که چندین سابقه کیفری در پروندهاش ثبت شده و مدعی است نقشه سرقتهای سریالی را در زندان طراحی کرده است.
ارسلان سابقههای قبلیات سرقت بود؟
بله، من تا قبل از این شش بار به جرم سرقت دستگیر شده و به زندان افتادهام. البته همه سوابقم سرقت گوشی نیست و سرقتهای مختلفی انجام میدادم. مثلاً کیفقاپی هم میکردم و گاهی هم سرقت لوازم خانه، اما اینبار تصمیم گرفتم سرقت گوشی تلفن همراه انجام دهم.
کی سرقتها را شروع کردی؟
اوایل زمستان سال پیش از زندان آزاد شدم و همان روز همراه همدستم تصمیم گرفتیم سرقتهای خودمان را شروع کنیم.
نقشه را از قبل طراحی کرده بودید؟
بله، من با همدستم در زندان آشنا شدم. هر دو در یک سلول بودیم و در زندان هم نقشه سرقتهایمان را طراحی کردیم و قرار شد هر زمانی از زندان آزاد شدیم، شروع به سرقت کنیم.
هر کدام وظیفه خاصی در سرقت داشتید؟
من حرفهای بودم و خیلی راحت سرقت میکردم. البته قبل از این هم گوشی سرقت میکردم. بیشتر سرقتهایم در خیابانها و مراکز تجاری شلوغ بود، به همین دلیل حرفهای شده بودم، اما دوستم خیلی حرفهای نبود. من سرقت میکردم و گوشیهای سرقتی را به او میدادم تا نگه دارد.
چه شد که سرقتهای شما از مراکز تجاری به مراسم ترحیم و جشنهای خیابانی رسید؟
ما در زندان به این نتیجه رسیدیم که سرقتهایمان را از مراسم ترحیم شروع کنیم. معمولاً در مراسم افراد مشهور یا پولدار شرکت میکردیم، چون افرادی که در آن مراسمها شرکت میکردند گوشیهای گرانقیمت همراه داشتند. از طرفی هم آنها سرگرم برگزاری مراسم بودند و متوجه سرقت نمیشدند. من معمولاً لباس مشکی میپوشیدم و خودم را عزادار نشان میدادم تا کسی به من مشکوک نشود.
جشنهای خیابانی چطور؟
فرقی نمیکرد، ما در هر مراسمی که جمعیت زیادی حضور داشتند برای سرقت میرفتیم.
درباره شگرد سرقتها هم توضیح بده؟
من در انبوه جمعیت خودم را به افرادی که از قبل شناسایی کرده بودم، نزدیک و در فرصتی مناسب گوشی را سرقت میکردم و آن را به همدستم میدادم و او هم گوشی را معمولاً یا داخل نایلون مشکی یا گونی که در دست داشت، میانداخت. وقتی گونی پر از گوشی میشد محل را ترک میکردیم.
در جشن غدیر چند گوشی سرقتی کردید؟
درست یادم نیست. من سرقت میکردم و گوشیها را به همدستم میدادم و او هم داخل گونی برنج میانداخت.
فکر میکردی در آن جشن دستگیری شوی؟
نه، با خودم گفتم خیلی شلوغ است و کسی متوجه سرقتهای من نمیشود، اما کارآگاه بازی یکی از مالباختهها مرا به دام انداخت.