جوان آنلاین: محمد ایمانی در مطلبی با عنوان هیاهوی استادیومی یا رقابت اخلاقی و عقلانی در کانال خود در تلگرام نوشت:
برخی فعالان سیاسی، غیر از رفتارهای استادیومی، مهارت و آورده دیگری ندارند. رفتار استادیومی یعنی غوغا سالاری، هو و هیاهو، نفرین و آفرینِ بی حساب، و جنجال به قصد منفعل کردن داور یا بازیکنان تیم رقیب.
هیجان البته تا آنجا که چاشنی رقابت باشد، عیبی ندارد و پذیرفته هم هست. اما اگر قرار باشد چاشنی، جای دستپخت و آورده و توانمندی را بگیرد، آنگاه مسابقه از غایت خود که آشکار کردن تیم توانمندتر و با برنامهتر و کاریتر است، منحرف میشود.
در این صورت، بعید نیست که مسابقه فوتبال، به جای این که میدان نمایش مهارتهای هر یک از رقبا باشد، تبدیل به رینگ بوکس و کتک کاری و ناسزاگویی، یا ریختن تماشاگرانی به وسط زمین و جیمی جامپ بازی شود.
اولا باید ابراز خشنودی کرد از این که برخی فعالان سیاسی درک کرده اند رادیکالیسم کور سه چهار ماه قبل، رفتاری به دور از عقلانیت بوده است و شگرد تحریم انتخابات را که روش منسوخ و بیهوده گروهکهای بله قربان گوی بیگانگان است، کنار گذاشته اند.
برخی اصلاح طلبان عاقل همان زمان و بعدتر گفتند که رفتار تحریمی، همه جور باخت بود. نوشتند که تحریم، جبهه و تشکیلات نمیخواهد و تحریم کنندگان، به انتهای جایی پرت میشوند که سازمان منافقین، گروهکهای تروریست دیگر و نهضت آزادی و، خود را انداختند و در تاریخ گم شدند.
این که برخی احزاب، از منطق کور قهر و گروکشی بی حاصل دست برداشته و به بازی برگشته اند، یک موفقیت برای خود آنهاست و برای کشور هم مفیدتر است.
همچنین ایجاد هیجان استادیومی، تا جایی که چاشنی کار باشد و به گرمتر شدن فضا کمک میکند، پذیرفته است. اما همه چیز رقابت انتخاباتی، کُری خوانی استادیومی و خدای ناکرده، ناسزاگویی و فحاشی نیست. فراتر از اینها، نامزدها و گروههای حامی آنها در کنار تخطئه دیگری، باید "برنامه" و "کارنامه" داشته باشند.
در این میان، فرق هیجان استادیومی با کُری خوانی و هیاهوی انتخاباتی این است که در استادیوم، هر تماشاگر طرفدار، به اندازه یک نفر دیده و نمایانده میشود. اما در فضای تبلیغات انتخاباتی، حجم غوغای پمپاژ شده، نه نشانگر شمار طرفداران، بلکه نمایشگر اغواگری رسانهای است.
اغوا برای کدام کار؟ مصادره به مطلوب و قاپیدن عنوان "مردم". نوعی چشم بندی و عملیات فریب برای تور کردن مردم. کرم یا ماهی کوچگ را سر قلاب زدن برای شکار ماهیهای واقعی.
نباید اسیر هیاهوی بوقچیهای انبوه رسانهای شد که خود را "مردم" جا میزنند، یا میخواهند تولید عصبانیت و واکنش نسنجیده کنند، تا بتوانند تنور سردشان را این گونه با هیزم دیگری روشن سازند.
انتخابات، مصاف قرمز و آبی نیست. در فوتبال، حتی اگر بدترین اتفاقات هم در ورزشگاه بیفتد، ماجرا ظرف چند ساعت تمام میشود و افراد به زندگی عادی بر میگردند.
اما انتخابات، اگر غبار آلود و جنجالی و تبدیل به دعوای حیدری/ نعمتی شود، دود آن به چشم ملت و کشور خواهد رفت. انتخابات، فضای گفتگو و نقد جدی، اما مستدل و مستند و محترمانه است.
از ابتداییترین آداب چنین مسابقه سرنوشت سازی، اخلاق و ادب و انصاف و عقلانیت و سعه صدر و طمانینه و آرامش و حوصله و حِلم است.
حِلم را به بردباری، درنگ و تامل، حوصله و شکیبایی، آرامی، خویشتنداری از هیجان غضب، و عقل معنا کرده اند، و نقطه مقابل آن را سبکسری، سبک مغزی و سَفَه (بیخردی) دانستهاند. بردباری در رفتار با دیگران و در مواجهه با ناگواریها که موجب میانهروی در امور و آرامش یافتن روان میشود.
از حِلم به عنوان برترین عزت و بهترین یاور انسان یاد شده؛ و این که، منشأ وقار و حیا و تحمل است. همچنین حِلم را از نتایج عقل دانسته اند.
هیجان زدگی و زیست هیجان، خسارت آفرین است. امیر مومنان (ع) در نامه ۶۶ نهج البلاغه، به ابن عباس فرمود: "... فَلا یَکُن أفضَلُ ما نِلتَ فی نَفسِکَ مِن دُنیاکَ بُلوغَ لَذَّةٍ أو شِفاءَ غَیظٍ، ولکِن إطفاءَ باطِلٍ أو إحیاءَ حَقٍّ، وَلیَکُن سُرورُکَ بِما قَدَّمتَ، وأسَفُکَ عَلی ما خَلَّفتَ، وهَمُّکَ فیما بَعدَ المَوتِ.
برترین چیز نزد تو نباید رسیدن به لذت و یا خالی کردن خشم (خنک کردن دل)، بلکه باید خاموش کردن باطل و یا زنده کردن حق باشد؛ و باید خوش حالی ات برای چیزی باشد که [برای فردایت]پیش فرستاده ای، و افسوست به خاطر چیزی باشد که به جا گذاشتهای تا دیگری بهرهمند گردد، و غمت برای پس از مرگ باشد".
انتخابات پیش رو، انتخاباتی عادی نیست، فوق العاده است؛ به اقتضای شهادت رئیس جمهوری با اخلاص و خستگی ناپذیر، که در حین خدمت به شهادت رسید و داغ بزرگ او همچنان برای ملت ما تازه است، برگزار میشود.
در این موقعیت، میتوان و باید از انتخابات، حماسهای در تراز تجلیل از شخصیت اخلاقی رئیس جمهور شهید ساخت، تا سرمایه پیشرفت ملی، موجب شادی دوستان ملت ایران و سرخوردگی دشمنان شود؛ ان شاء الله.