
هادی غلامحسینی
با كمي تأمل تصديق ميكنيم كه نظام تشويق و تنبيه در عالم طبيعت جاري و ساري است و هر خوبي يا بدي از انسان سر بزند، تبعاتش در قالب تشويق يا تنبيه به فرد باز ميگردد، متناسب با همين قانون طبيعت در نظامهاي اقتصادي كشورهاي پيشرفته نيز تلاش شده تا نظام تشويق و تنبيه در سيستم به نوعي پيادهسازي شود كه افراد جامعه به سوي كارهاي صحيح و ارزشي و خدماتدهي ارزنده سايرين حركت كنند و افرادي هم كه از مسير صحيح خارج ميشوند مورد تنبيه قرار گيرند. در آستانه هر انتخاباتي در كشور كانديداها دم از خدمت ميزنند و براي خدمت به مردم انواع وعده و وعيدهاي شيرين و ارزشي را ارائه ميدهند، بهطوري كه در زمان رقابتهاي انتخاباتي اعم از رياست جمهوري، مجلس، شوراي شهر و...فضاي معنوي و ارزشي در جامعه شكل ميگيرد چرا كه اين افراد پيوسته بر ارائه خدمات ارزنده به جامعه تأكيد ميكنند.
در اين بين متأسفانه بعد از آنكه برخي كانديداها پيروز انتخابات ميشوند، گويا وعده و وعيدهاي انتخاباتي خود را بهطور كل فراموش كرده و خدمت را كمي با مردم گران حساب ميكنند و چون گزارش عملكرد واقعي اين افراد به دليل ضعف در شفافيت عملكردسنجي در سيستم به سمعونظر مردم نميرسد، اين افراد به درستي شناخته نميشوند و چه بسا از ابزار رسانهاي، تبليغاتي و ارتباطاتي استفاده كرده و بهطور مجدد در پستهاي مديريتي جاگير شوند، اين در حالي است كه اگر شفافيت بيشتري وجود داشته باشد افراد متخصص، متعهد، لايق، شايسته و كارآمد در اثر انعكاس عملكرد واقعي رشد و مديران ناكارآمد قطع به يقين ريزش ميكردند.
در واقع عدمانعكاس صحيح عملكرد واقعي اشخاص مسئول و مدير جفا به افراد ارزشي و خدوم به سيستم به شمار ميآيد و از طرفي فرصتي ايجاد ميشود تا برخي از افراد نالايق از اين فضا سوءاستفاده كنند و بقا و توسعه بيشتري پيدا كنند.
تنبيه و تشويق دو مقولهاي است كه در كشورهاي پيشرفته به شدت روي آن تمركز ميشود و نظامات در اين كشورها به گونهاي طراحي شده است كه افراد شايسته و كارآمد به طور سيستماتيك و نظاممند از سوي سيستم تشويق ميشوند تا در اثر خدمات ارزنده و ارزشمندي كه به سيستم و جامعه ارائه ميكنند، از نظر مادي و معنوي مورد سپاس قرار گرفته و اين افراد در جامعه براي سايرين به يك الگو تبديل شوند و در مقابل نيز افراد ناكارآمد به شكل سيستماتيك مورد تنبيه و بركناري قرار ميگيرند.
حال سيستمي را تصور كنيم كه انسانهاي متخصص، متعهد، كارآمد و سالم و همچنين انسانهاي ناكارآمد غيرمتخصص و غيرمتعهد را به حال خود رها ميكند و نظام تشويق و تنبيه در قبال عملكرد اين افراد وجود نداشته باشد.
نكته نگرانكنندهتر آن است كه در چنين فضايي علامت بد به افرادي كه خواهان پيشرفت هستند، مخابره ميشود و درست مسير افراد نالايق و غيرمتعهد را در پيش ميگيرند متأسفانه بايد پذيرفت كه نظام تشويق و تنبيه در سيستم مديريتي كشور دچار ضعف ساختاري است و گاه در برخي از بخشها سرمايه مديريتي كشور به حاشيه رفته است و برخي از مديران خدوم كه سالهاست خدمت كردهاند با نامهربانيها و ناملايمتيهايي روبهرو شدهاند كه بايد از اين افراد دلجويي شود و نظام تشويق و تنبيه را در اثر پيادهسازي شفافيت در سيستم به وضعيتي برسانيم كه افراد متخصص، متعهد و خدوم در كشور مورد تشويق از نظر مادي و منزلت اجتماعي قرار بگيرند و بدين واسطه نوجوانان و جوانان خواستار رشد و پيشرفت مديران ارزشمند لايق و زحمتكش را براي خود الگو قرار دهند.
باندبازيهاي مديريتي و اختلال در نظام تشويق و تنبيه
شكلگيري باندبازي و تشكيل گعدههاي مديريتي براي زمين زدن افراد شايسته يا بالا بردن افراد غيرشايسته در اثر عدمشفافيت در ساختار اقتصادي كشورها شكل ميگيرد و علاوه بر اين در اثر عدمشفافيت فرايند انجام و عمليات كار و فعاليت اقتصادي با رانت همراه ميشود و گاه ديده ميشود كه مديران مجموعههاي دولتي، وابسته به دولت و بخشهايي كه از بودجه بيتالمال ارتزاق ميكنند از انتفاع شديدي برخوردارند كه اين انتفاع علاوه بر دستمزد، حقوق، پاداش و حقالزحمههايي است كه افراد دريافت ميكنند.
بدين ترتيب حال كه دولت يازدهم به پايان رسيده و شواهد آماري نشان ميدهد دولت در هر ماه بالغ بر 13تا 15هزار ميليارد تومان هزينه دارد، بهتر است ابتدا گزارش عملكرد واقعي و راستيآزمايي شده هر يك از وزيران و مسئولان دولت يازدهم به سمع و نظر مردم برسد و سپس در دولت آينده افراد انتخاب شده استراتژي، برنامه و سياستهاي خود را براي مجموعهاي كه قرار است در اختيار بگيرند براي عموم مردم ارائه بدهند و هر سه ماه يكبار نيز به طور شفاف براي مردم گزارش عملكرد دهند تا در اين صورت برخي از گعدهها و مافياهاي مديريتي كه نظام تشويق و تنبيه را در ساختار اقتصادي دچار اختلال كرده به پايان رسد و افراد شايسته، كارآمد، متخصص و متعهد روي كار بيايند و از اين رهگذر الگويي صحيح در اختيار قشر جوان كشور قرار گيرد.