جوان آنلاین: «استفان هدلاند» مدیر تحقیقات مرکز مطالعات روسیه و اوراسیا در دانشگاه «اوپسالا» سوئد طی مطلبی در پایگاه تحلیلی «جیآیاس ریپورتس» مینویسد: ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه در ژانویه ۲۰۲۵ میزبان همتای ایرانی خود مسعود پزشکیان بود تا پیمان مشارکت جامع راهبردی میان دو کشور را به امضا برسانند. این نخستین معاهده دوجانبه میان دو کشور از سال ۲۰۰۱ تاکنون است.
این معاهده که برای مدت ۲۰ سال تنظیم شده است، شامل ۴۷ بند میشود و حوزههای مختلفی از جمله انرژی، امور مالی، مبارزه با تروریسم، مقابله با پولشویی و جرایم سازمانیافته را در بر میگیرد اما روابط آینده روسیه و ایران را میتوان در چارچوبی متفاوت نیز بررسی کرد، چارچوبی که اهمیت ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی را منعکس میکند.
بنبست طولانیمدت بر سر منطقه قرهباغ که یک منطقه ارمنینشین در داخل خاک جمهوری آذربایجان محسوب میشود، سالها موجب رکود ژئوپلیتیکی در منطقه شده بود. جنگ کوتاهی که جمهوری آذربایجان در سپتامبر ۲۰۲۳ به راه انداخت، تحولات عمدهای را به همراه داشت. با حمایت ترکیه، نیروهای آذربایجانی نهتنها ارتش ارمنستان، بلکه نیروهای حافظ صلح روسیه را که در اطراف قرهباغ مستقر بودند، شکست دادند. این نتیجه موجب ایجاد یک عرصه کاملاً جدید در منطقه شد.
یکی از پیامدهای این تغییر، تمرکز مجدد بر کریدور «زنگزور» بود. این مسیر ریلی که در دوران اتحاد جماهیر شوروی ساخته شده است، جمهوری آذربایجان را به «نخجوان»، منطقهای جدا افتاده که میان ترکیه و ارمنستان قرار دارد متصل میکند. این مسیر نهتنها برای جمهوری آذربایجان اهمیت دارد، بلکه برای ترکیه نیز دارای ارزش راهبردی است، چراکه میتواند از آن برای دسترسی مستقیم به بازارهای آسیای مرکزی بدون نیاز به عبور از خاک ایران استفاده کند. با این حال، عبور این مسیر از بخش جنوبی ارمنستان، سؤالات جدی درباره حاکمیت ملی این کشور ایجاد کرده است.
برای روسیه، که ضامن توافق آتشبس میان طرفهای درگیر است، این وضعیت پرسشهای جدیدی را مطرح میکند. کرملین مایل است روابط خود را هم با ترکیه و هم با جمهوری آذربایجان حفظ کند، اما این مسئله با تلاش همزمان روسیه برای تقویت روابط با ایران در تضاد قرار دارد. اگرچه کریدور زنگزور تنها بخشی از این پازل است، اما روند گستردهتری را نشان میدهد که به ایجاد زیرساختهای جدید در مسیر شرق-غرب منجر میشود، به گونهای که روسیه و ایران را از این مسیرها حذف میکند.
عامل اصلی این روند، طرح کمربند و جاده است که توسط «شی جینپینگ»، رئیسجمهور چین، در سال ۲۰۱۳ مطرح شد. هدف این پروژه در سطح منطقهای، تسهیل جریان کالاهای چینی از طریق آسیای مرکزی و سپس ورود به بازارهای اروپایی است. در مراحل اولیه، روسیه قرار بود مسیر شمالی این طرح را در اختیار بگیرد و برای بهبود زیرساختهای خود سرمایهگذاریهای گستردهای دریافت کند، اما جنگ اوکراین موجب حذف روسیه از این پروژه شد.
بهجای آن، تمرکز اصلی بر مسیر حملونقل بینالمللی «ترانسکاسپین» قرار گرفت که از قزاقستان عبور میکند. این مسیر که به نام «کریدور میانه» نیز شناخته میشود، دریای خزر را از طریق بندر «آکتائو» در قزاقستان به باکو در جمهوری آذربایجان متصل کرده و سپس از گرجستان عبور کرده و به ترکیه میرسد. در دهه گذشته، حجم محمولههای تجاری عبوری از این مسیر شش برابر شده است. نقش فزاینده جمهوری آذربایجان بهعنوان تولیدکننده نفت و گاز که از همین مسیر صادر میشود، بیش از پیش روسیه و ایران را از بازارهای پرسود حملونقل انرژی و کالاهای چینی به اروپا کنار گذاشته است.
پیمان ایران و روسیه که در ژانویه در مسکو امضا شد، تلاش برای ایجاد طرح جایگزین زیرساختهای کلیدی حملونقل بود. این طرح که به کریدور حملونقل «شمال-جنوب» مشهور است، روسیه را از طریق ایران به هند متصل میکند. این پروژه مدتهاست در حال برنامهریزی است و بخش اصلی آن را مسیرهای دریایی در دریای خزر و مسیرهای زمینی ریلی و جادهای در قفقاز جنوبی تشکیل میدهند.
نخستین توافق در این زمینه در سال ۲۰۰۲ میان روسیه، ایران و هند امضا شد. در مقایسه با مسیر سنتی از طریق کانال سوئز، این مسیر برای تمامی طرفها صرفهجویی قابل توجهی در هزینههای حملونقل فراهم میکند.
در این چارچوب، مهمترین خبری که از توافق ایران و روسیه منتشر شد، تصمیم روسیه برای آغاز صادرات گاز طبیعی به ایران برای جبران بازارهای از دست رفته خود در اروپا بود. پوتین در کنفرانس مطبوعاتی مشترک پس از دیدار با پزشکیان اعلام کرد که این صادرات در ابتدا با ۲ میلیارد مترمکعب در سال آغاز خواهد شد و در صورت رسیدن به ظرفیت کامل، به ۵۵ میلیارد مترمکعب افزایش خواهد یافت. با کنار گذاشته شدن خط لوله «نورد استریم» و توقف عبور گاز روسیه از خاک اوکراین، شرکت «گازپروم» با بحران جدی در بازارهای صادراتی مواجه شده است.
ایران و روسیه در راستای همکاریهای انرژی، در جولای ۲۰۲۲ تفاهمنامهای به ارزش ۴۰ میلیارد دلار امضا کردند که شامل توسعه میادین گازی کیش و پارس شمالی و چندین میدان نفتی دیگر در ایران بود. این قرارداد همچنین شامل مشارکت روسیه در تکمیل پروژههای تولید گاز طبیعی مایع و ساخت خطوط لوله صادرات گاز ایران بود.
ایران بهعنوان واردکننده گاز از ترکمنستان، به روسیه نیز بهعنوان تأمینکنندهای بالقوه نگاه میکند، زیرا تحریمهای آمریکا مانع از جذب سرمایهگذاری خارجی و فناوریهای مدرن برای توسعه بخش انرژی این کشور شدهاند. زیرساختهای ایران که دیگر پاسخگوی تقاضای داخلی نیستند، منجر به قطعیهای مکرر برق شدهاند که صنایع و زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده است.
ایران نهتنها بهدنبال تضمین کمکهای کوتاهمدت روسیه برای احیای بخش انرژی خود است، بلکه در بلندمدت قصد دارد بهعنوان یک هاب انرژی ظاهر شود و گاز روسیه را به کشورهای منطقه و فراتر از آن بفروشد. بخشی از این چشمانداز شامل همکاری تقویتشده ایران با ترکمنستان است تا راههای جدیدی برای صادرات ذخایر عظیم گازی این کشور ایجاد کند. ایران همچنین بهدنبال همکاری با پاکستان برای ساخت یک خط لوله گاز به این کشور است.
با وجود چالشها، هر دو کشور همچنان به پروژه کریدور حملونقل شمال-جنوب بهعنوان یک تعهد بلندمدت نگاه میکنند. این پروژه بیش از آنکه بر اساس ملاحظات اقتصادی باشد، تحت تأثیر سیاستهای ژئوپلیتیکی قرار دارد. در این شرایط، هرچند بهترین گزینه ممکن برای ایران و روسیه حذف شده است، اما آنها بهدنبال بهرهگیری از گزینههای جایگزین برای حفظ منافع خود در برابر تحریمهای غرب هستند.
چالش اصلی برای تمامی طرفهای شرکتکننده در پروژه کریدور شمال-جنوب، وابستگی فرصتهای بلندمدت به تحولات کوتاهمدت در سیاست پرتنش قفقاز جنوبی است. تحقق سناریویی که در آن کریدور شمال-جنوب به واقعیت تبدیل شود، بهشدت به توانایی روسیه در بازپسگیری جایگاه خود بهعنوان قدرت هژمونیک منطقهای بستگی دارد.
اگر مسکو موفق به این مهم شود، نهتنها میتواند آذربایجان را متقاعد به مشارکت کند، بلکه قادر خواهد بود مسیرهای زمینی از ایران از طریق ارمنستان و گرجستان را ارتقا دهد و هند را با پیشنهاد دسترسی به دریای سیاه وسوسه کند. در حالی که این امر زمینه را برای تعهدات بلندمدت در پروژه کریدور شمال-جنوب فراهم میکند، تحقق آن کاملاً به توانایی روسیه در حفظ همکاری خود با گرجستان بستگی دارد.