سفر رئیسجمهور امریکا به منطقه با اهداف زیادی دنبال میشود که بیگمان همه آنها اعلام نشده یا به عبارت دقیقتر میان بخش اعمالی آن با بخش اعلامیاش تفاوتهای فاحشی وجود دارد. سؤال اساسی، اما اینجاست که آیا بایدن میتواند به هدف اعمالی و اعلامی خویش دست یابد؟
بسیاری از کارشناسان مسائل بین الملل و مطالعات منطقهای معتقدند که این سفر نیز نمیتواند واشنگتن را در رسیدن به اهدافش کمک کند، چرا که تجربه نشان میدهد میان آنچه در ذهن سیاستمداران امریکایی میگذرد و معمولا ًمبنای تصمیمات آنها قرار میگیرد با واقعیات میدانی تفاوت آشکاری وجود دارد.
به منظور بررسی علمی این ادعا لازم است اهداف منطقهای بایدن از این سفر را مورد بررسی قرار داده و میزان موفقیت وی را ارزیابی کرد.
طبق اظهارات مقامات امریکایی از مهمترین اهداف بایدن از این سفر مقابله با آنچه تهدید ایران میداند، اعلام شده است. مشاور امنیت ملی کاخ سفید هدف از سفر بایدن به منطقه را یکپارچگی و همکاری عمیقتر میان کشورهای منطقه در برابر تهدید ایران، از جمله تهدید موشکی و پهپادی این کشور عنوان کرده است. تهدیدی که از نظر آنها پس از خروج ترامپ از برجام و ناتوانی بایدن در بازگشت به مذاکرات افزایش نیز یافته است. این درحالی است که جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها اعلام داشته توان دفاعیاش را برای افزایش قدرت بازدارندگی ارتقا بخشیده است. این درحالی است که دخالتهای امریکا در منطقه و کمک به رژیمهای کودک کش و جنگ طلب و تلاش برای ایجاد جبهه جدید و متحد کردن دشمنان نظام اسلامی نتیجه عکس خواهد داشت.
هدف دیگر اعلامی امریکا کمک به وضعیت حاد رژیم صهیونیستی و نجات این غده سرطانی از فروپاشی زودهنگام و کاهش اختلافات داخلی ساکنان سرزمینهای اشغالی است. این در حالی است که هر گونه اقدام برای عبور این رژیم از وضعیت نابسامان فعلی بدون تغییر زیرساختهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی حرکتی موقتی بوده و کوششی برای لاپوشانی وضعیت دشوار و متزلزل آن است.
عملیاتی کردن طرح تشکیل ناتوی عربی هدف دیگر بایدن و پیگیری «توافق ابراهیم» یا همان پروژه امضای صلح بین امارات متحده عربی و بحرین با رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۰ دو هدف دیگر بایدن اعلام شدهاند که نتیجه هر دو در هالهای از ابهام قرار دارد. ناتوی عربی از این رو محکوم به شکست است که امروز جهان شاهد پوشالی بودن ناتوی غربی است و در تحولات جاری عملاً برای اوکراین هیچ نتیجهای در بر نداشته است. توافق ابراهیم نیز تا امروز هیچ گرهی از مشکلات رژیم اشغالگر قدس را حل نکرده بلکه برای امارات و بحرین نیز مشکل آفرین بوده است.
یکی دیگر از اهداف مهم بایدن از سفر منطقه تأمین کمبود انرژی کشورش اعلام شده که تصور میکند با افزایش فروش نفت عربستان تحقق پیدا میکند. این درحالی است که عربستان پیشاپیش از عدم امکان پاسخ مثبت به چنین درخواستی سخن گفته است. در این خصوص به دلایل زیادی اشاره شده است که نگرانی از حمله مجدد انصارالله یمن یکی از آنهاست.
از این رو هدف دیگر بایدن به مسئله یمن اشاره شده است که به گمان خویش میتواند هم به این وضعیت خاتمه بخشیده و هم پایان آن را به نفع عربستان رقم بزند. این در شرایطی است که امریکا در سیاست قبلی خود مبنی بر فشار به عربستان برای خروج از یمن با مشکلاتی مواجه و امروز با بیتفاوتی روبهرو شده است.
از دیگر اهداف بایدن به منطقه انعقاد قراردادهای جدید تسلیحاتی با عربستان سعودی اعلام شده که هدف آن رونق بخشی به وضعیت شرکتهای تولیدکننده سلاح در امریکا است. اگر چه این هدف به یمن حماقت سعودیها قابل دسترس است، اما نجات اقتصاد امروزین امریکا با این پولها افق روشنی ندارد. ضمن آنکه افکارعمومی جهان فراموش نکرده که بایدن آلسعود را به دلیل سیاست غلط در یمن و قتل خاشقچی مورد انتقاد شدید قرار داده است.
اگرچه برای سفر بایدن اهداف دیگری نیز میتوان متصور بود لکن بررسی مهمترین آنها نشان میدهد که وی نمیتواند امید زیادی به تحقق آنها داشته باشد.