
بيتوجهي به دفاع از منافع ملي وقتي از حد بگذرد، نتيجهاش ميشود اينکه تيمهاي ايراني پس از بازي در کشور سوم با تيمهاي عربستاني، حالا حق تعيين کشور ثالث را هم ندارد و اين سعوديها هستند که تصميم ميگيرند باشگاههاي ايراني در چه کشوري از آنها ميزباني کنند! تيمهاي ايراني، قطر را براي ميزباني عربستان انتخاب کردهاند، در حالي كه خبر ميرسد سعوديها اعلام کردهاند که هر دو بازي رفت و برگشت را با باشگاههاي کشورمان در عمان برگزار خواهند کرد. چنين تصميمي نشان ميدهد که مسئولان فدراسيون فوتبال و وزارت ورزش از مهدي تاج گرفته تا مسعود سلطانيفر حاضرند با همه سازهاي سعوديها برقصند و کوچکترين توجهي هم به حق و حقوق و حيثيت مليمان که در اين پرونده زير سؤال رفته است، نداشته باشند.
به نظر ميرسد سکوت و اهمال مسئولان فدراسيون و وزارت، دقيقاً ادامه همان مسيري است که دولت حسن روحاني برابر سعوديها در حال پياده کردن آن است، اينکه مقابل هرگونه لجنپراکني و ادعاهاي واهي عربستانيها عليه ايران سکوت شود و پاسخي داده نشود، مانند اتفاقي است که در پرونده شهادت بيش از 500 زائر ايراني در حادثه منا رخ داد و دولت به جاي اينكه سعوديها را پاي ميز محاکمه بكشاند، ترجيح داد تا از کنار خونخواهي زائران مظلوم ايراني عبور و سياست تسامح در عرصه بينالمللي را به معناي واقعي کلمه اجرايي کند!
حالا اين تسامح و عدم موضعگيري مقابل جوسازي و ادعاهاي واهي سعوديها در ورزش هم ديده ميشود، بهطوريکه حق انتخاب کشور سوم هم از باشگاههاي ايراني براي ميزباني از تيمهاي سعودي گرفته شده است. مسئولان فدراسيون فوتبال که پيش از اين با پيش کشيدن ماجراي حمله به سفارت عربستان، اهمالشان را مقابل سعوديها در پرونده ميزباني از تيمهاي اين کشور در ليگ قهرمانان آسيا توجيه کرده بودند، حالا درباره گرفته شدن حق انتخاب کشور سوم از تيمهاي ايراني در آسيا چه توجيهي خواهند داشت؟ تصميم جديد کنفدراسيون فوتبال آسيا که بدون شک با لابي سنگين سعوديها گرفته شده، در صورتي که نهايي شود، پيامي جز تحقير بيش از پيش کشورمان مقابل سعوديها نخواهد داشت.
در اين بين مهدي تاج و مسعود سلطانيفر بايد به افکار عمومي توضيح دهند که چرا کار به اينجا رسيده است؟ چرا باشگاههاي ايراني از کوچکترين حق اوليهشان هم محروم شدهاند؟ مهدي تاج و مسعود سلطانيفر بايد به باشگاههاي استقلال و تراکتور توضيح دهند که چرا با بيتدبيري و کوتاه آمدن مقابل سعوديها نتوانستهاند براي اين تيمها ميزباني را كه حقشان بوده، بگيرند و چرا اين تيمها نميتوانند کشور ميزبانشان را مقابل نماينده عربستان مشخص کنند و هزاران سؤال ديگر که فدراسيون فوتبال و وزارت ورزش بايد پاسخگوي آن باشند. البته اينبار هم به نظر ميرسد ديوار حاشاي مسئولان مانند تمام اين دو سالي که تيمهاي ايراني به خاطر ادعاي واهي سعوديها مبني بر ناامن بودن ايران از حق ميزباني محروم بودهاند، بلند خواهد بود و آنها با آسمان و ريسمان بافتن به طور قطع به دنبال توجيه و پذيرش چنين تحقيري خواهند رفت.
اينبار هم به نظر ميرسد فدراسيون فوتبال، منتقدان را به نامههايي که به فيفا درباره پرونده ايران و عربستان ارسال كرده حواله خواهد داد، نامههايي که در صورت ارسال تنها براي از سر باز کردن مسئوليت بوده است. اين نامهنگارهاي اگر نتيجهاي داشت، نبايد کار به اينجا ميرسيد که حالا عربستانيها براي باشگاههاي ايراني تعيين تکليف کنند که در چه کشوري باید به ميدان بروند. بديهي است که برخلاف قطريها، مسئولان فدراسيون فوتبال در پرونده ايران و عربستان با توجه به ضعفشان در مديريت، نمره مردودي گرفتهاند و با اهمالي که به ارث رسيده از روزهاي حضور علي کفاشيان است، اجازه هرگونه عملي را به سعوديها براي زير پا گذاشتن حق مسلم نمايندگان ايران در آسيا دادهاند.
حقیقت این است که بايد یک روز جلوي مديراني که به منافع و غرور ملي کشورمان ضربه ميزنند و توان دفاع از حق و حقوق کشورمان را ندارند، ايستاد و آنها را وادار کرد که اگر نميتوانند از حيثيت ايران دفاع کنند، راه خانهشان را درپيش بگيرند و بيشتر از اين به منافع ملي در مجامع بينالمللي لطمه نزنند تا مانند امروز شاهد تحقير فوتبال کشورمان برابر عربستانيها در عرصه مديريتي نباشيم، اتفاقي که نتيجه مستقيم مديريت مسئولان فعلي ورزش کشور است و آنها بايد بابت چنين ذلت و حقارتي پاسخگو باشند.